هوس
هوس

هوس

عنوان: هوس
کد کالا: 9789647543603
نویسنده:

تهمینه کریمی


ناشر:

علی


قطع کتاب:

رقعی


نوع جلد:

شمیز


نوبت چاپ:

ششم


تعداد صفحه:

542


شابک:

9789647543603


تیراژ:

1500

260,000  221,000  ريال
وضعیت: موجود

هوس

زمان نمی گذرد

صدای ساعت شماته تکرار است

خوشا به حال کسی

که لحظه لحظه اش از بانگ عشق سرشار است

نور خورشید روی صفحه ی شیشاه ای ساعتش تابید و انعکاس آن در چشمان خسته ، اما پر هیجان مهسا افتاد .موهای روی پیشانیش به هم چسبیده بود و از یقه مانتوی سفید کتانش حرارت شکنجه آوری بیرون می آمد .نگاه بی تابش را به صف طویل ماشین های پیش رویش انداخت و زیر لب نالید:اگه از من بپرسن جهنم از نظر تو چه جوریه حقیقتا این صحنه را توصیف می کنم.

افشین با دلخوری مشتش را روی فرمان ماشین کوبید و گفت:ای بخشکی شانس عجب راه بندانی شده.

نگاهش را به صورت کلافه مهسا دوخت و با لحن محتاطانه ای ادامه داد:ببینم الان ساعت چنده؟

مهسا نگاه دیکری به صفحه ساعتش انداخت و گفت:نزدیک یازده و نیمه.

افشین بار دیگر به روبرو خیره شد و در حالی که پیراهنش را عقب و جلو تکان می داد، زیر لب غر زد:

این هوای لعنتی چرا این قدر داغه؟

صدای فریاد خشم آلود و عصبی مهسا به یکباره او را از جا پراند:

وای به حالت افشین اگه من به موقع جلوی در دادگاه نباشم.

نگاه وحشتزده افشین به سمت مهسا چرخید : زهره ام ترکید به خدا .خواستی جوش بیاری قبلش یه بوقی بزن . بابا همین طوری که نمی شهو تمام صورتم تب خال شد.

الان وقت مسخره بازی نیست افشین.دارم بهت هشدار می دم اگه به موقع جلوی در دادگاه نباشم..

افشین به صف طویل ماشین های جلوتر از خودشان اشاره ای کرد و گفت: می گی چی کار کنم ،از روشون بپرم؟

هر کاری می خوای بکنی بکن .فقط منو به موقع برسون.

افشین شانه ای بالا انداخت و گقت:خیلی خب پس خلبان صحبت می کنه لطفا کمربند هاتون رو محکم ببندین قراره به زودی بال در بیاریم و بپریم.

نگاه خشم آلود مهسا او را وادار به سکوت کرد : تو یه احمق بی مغز تمام عیاری . دیگه یه لحظه هم اینجا نمی مونم.

این را گفت و کیفش را روی شانه اش انداخت . در ماشین را باز کرد و با حالت قهر آلودی خودش را به سمت در کشید . افشین با حالتی دستپاچه بند کیفش را کشید و گفت : ای بابا حالا چرا ناراحت می شی. یه فرصت دیگه بهم بده.خواهش می کنم . ق.ل می دم به موقع برسونمت.

مهسا بار دیگر در ماشین را بست و با حالتی عصبی محکم کیفش را روی زانوهایش کوبید:پس لطفا برو.

باشه می رم . ولی آخه تو بگو چطوری؟

دست مهسا باز به سمت در کشیده شد: دنیا پر از آدمهایی که نمی دونم و ،بخاطر خنگی ذاتشون ،تبدیل به نمی تونم می کنن و تو یکی از اون آدمهایی.

افشین این بار دست مهسا را محکم کشید و او را بار دیگر روی صندلی ماشین نشاند.

ضریب هوشی یکی از صفحات وراثتی انسانهاست خانم محترم.

مهسا نگاه خیره اش را به صورت پر شیطنت افشین دوخت و لبخندی گذرا روی لبهایش نشست.

و نقش جهش های ژنتیکی رو نمی شه این وسط نادیده گرفت.

البته در همه چیز باید احتمالات را در نظر داشت.مثلا احتمال اینکه شما هرگز نتونین سر وقت جلوی دادگاه خاضر بشین با در نظر گرفتن این ترافیک سنگین کم کم داره به واقیت نزدیکتر می شه.

مهسا شتاب زده و حشن دستش را از میان انگشتان افشین بیرون کشید و گفت:و اگر تو فکر می کنی که همین طور اینجا می شینم تا این پیش بینی روشن فکرانه جنابعالی، به حقیقت بپیونده باید بگم که کور خوندی.

خوب تقصیر من چیه که تو ترافیک گیر افتادیم؟

این حرف مهسا را به واکنش واداشت.نگاه تندی به جانب افشین انداخت و گفت:پس فکر می کنی تقصیر کیه؟اگه این لگن جنابعالی بنزین تموم نمی کردو مجبور نمی شدیم ده ساعت تو پمپ بنرین معطل بمونیم قطعا به این تراقیک سنگین خم نمی خوردیم.

افشین دستی به موهایش کشید و با لحن طنز الودی گفت:تو که از خدا داشنت چنین عمویی شرمنده نیستی، هستی؟

مهسا با تاسف سری تکان داد و گفت:دائم دارم سعی می کنم که بهش فکر نکنم اما...


 
نظرات کاربران
  • رها شایگان
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1394/5/22

واقعا بهتون تبریک میگم. رمان بسیا بسیار جذابی بود که منو وادار کرد در عرض 3 روز بخونمش.من این کتاب رو به دوستان دیگرم هم قرض دادم.چون حیف بود که اون ها این رمان زیبا رو نخونن.منتظر رمان های دیگرتون هم هستم
  • ریما
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1393/6/16

خانم کریمی ، داستان هوس را به تازگی خواندم .داستان قشنگ و موضوع آن هم تازه و غیرتکراری بود.علیرغم شروع خوب و ادامه خوب و گاها کند داستان ، موضوع به سرعت به پایان رسید.به نظرم عجیب رسید که دکتر در خانه سالمندان به مهسا تاکید می کند به زودی زمانی خواهد رسید که شوهرت به تو خیلی احتیاج خواهد داشت ولی در زمانیکه خاطرات دکتر به پایان می رسد و حقیقت آشکار می شود اصلاانتظار خواننده برآورده نمی شود و عکس العملی در خور تاکید قبلی دیده نمی شود .مسیر داستان تغییر می کندولی درجهت دیگری و کمی مهسا خودخواهی کرده و محور داستان را به روی خود می گرداند.بهتربود عکس العملی که دکتر پیش بینی کرده بود به وقوع می پیوست و پایان داستان با توجه به این موضوع شکل می گرفت .در کل از داستان خوب و قلم روانتان تشکر می کنم .
  • anahita
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1393/5/27

بسیار زیبا و جالب.شما جزو نویسنده هایی بودین که باعث شدین من رمانی کامل و اماده برای چاپ بنویسم امیدوارم چاپ بشه و دیگران خوششون بیاد
  • ساور
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1393/5/3

سلام هوس روهمسرم وقتی باردار بودم برام خرید جالب بود تشکر
  • شیرین جمشیدی
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1393/2/7

سلام داستان جذابی بود مرسی خانم کریمی .گرایی قلمتان رو خیلی دوست دارم.
از نشر علی هم ممنونم
  • پریا
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/10/27

واقعا کتابهاتونو دوس دارم ومنتظر کارهای جدیدتون هستم خانم کریمی میبوسمتون
  • ناهید
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/7/20

من که دوستش داشتم قشنگ بود دلنشین بود
  • ناهید
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1392/7/19

بسیارزیبا بود حتما بخونیدش ولذت ببرید
  • sepideh
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/5/10

سلام
دوستان درست گفتن داستان هیجانی بود و اما زود ختم به خیر شد.
  • مرضیه
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/3/17

سلام عزیز دلم.تهمینه جون.کتابات عالین.بازم با یه کتاب دیگه مارا خوشحال کن فدات شم.بوس بوس.بای
  • مهران
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/2/25

کاری که به سفرش یه خنم تو نمایشگاه خریدم وخیلی ازش خوشم اومد عالی بود پر از هیجان وکشش. کتاب لوسی نبود من از کتابای اینجوری خوشم میاد.خانم کریمی خسته نباشی
  • آیلین
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/1/26

خیلی عالی بود تعریفشو زیاد شنیده بودم و حالا که خوندمش می بینم واقعآ لایق اون همه تعریف بوده . یکی از عالی ترین رمان های نشر علی بود. چرا تو قسمت آشنایی با نویسنده هاتون از این نویسنده توانمندتون چیزی ننوشتین.؟دوس دارم بیشتر با این خانم نویسنده آشنا بشم . مرسی
  • آیلین
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/1/26

خیلی عالی بود تعریفشو زیاد شنیده بودم و حالا که خوندمش می بینم واقعآ لایق اون همه تعریف بوده . یکی از عالی ترین رمنای نشر علی بود. چرا تو قسمت آشنایی با نویسنده هاتون از این نویسنده توانمندتون چیزی ننوشتین.؟دوس دارم بیشتر با این خانم نویسنده آشنا بشم . مرسی
  • گندم
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/1/22

بسیار عالی و به یاد ماندنی بود از خوندنش لذت بردم. دست گلت درد نکنه خانم کریمی
  • مبینا
  • محدوده سنی: کمتر از 15 سال
  • 1391/12/16

تهمینه جون خیلی با احساسی دوست دارم
  • تهمینه تیموریا
  • محدوده سنی: بیشتر از 45 سال
  • 1391/10/12

باعرض سلام وخسته نباشیدکتابتون عالی بود دستتون دردنکنه به امیدچاپ کتاب جدیدتون موفق باشید
  • فروغ سعیدی
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1391/10/3

سلام به دوستانم .یه سلام مخصوص هم برای خانم کریمی عزیز .کتابتون رو خوندم خیلی زیبا بود .خیلی خوب شخصیت پردازی شده بود.امیدوارم همیشه موفق باشین.
  • تهمینه کریمی
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1391/9/23

سلام الهه جان ممنون عزیزم خوشحالم که کارامو دوس داشتی
  • الهه
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1391/9/11

سلام تهمینه جون
خسته نباشی...
کتابت قشنگ بود.آخرشم قشنگ بود ولی خیلی زود تموم شد...ولی بازم ازت ممنونم
جایی که قلب آنجاستو خیلی وقت پیش خوندم و خیلیییی دوسش داشتم و دارم...عالی بود
بازم مرسی...موفق باشی عزیزم
  • ستیا
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1391/7/26

واااااایییی مرسییی!
عاشقتونمممممم!!!!!! توروخدا پشت سر هم کتابای همینطوری قشنگ بنویسید که جیگرمون با خوندنش حااال بیاد!
  • تهمینه کریمی
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1391/7/25

سلام ستیا جان. بازم خوشحالم که کتابمو دوس داشتی ممنونم که نظرت رو در مورد کتابهام بیان کردی تو خودت گلی عزیزم توپ تر از هر چی مهسا و عرشیاست.توپه توپ آخر معرفت.موفق و پیروز باشی.
  • ستیا
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1391/7/24

سلاااام خانم کریمی جووونم! نمیدونید چقدر حااال کردم وقتی دیدم جوابم رو واسه نظری که درباره ی کتاب جایی که قلب آنجاست نوشته بودم رو دادید!
کتاب هوس محشر بوووووود! کاشکی منم مثل مهسا بودم! خیلی شخصیتش توپ بود! عرشیا هم خیلیییییی نااااااااز بوود!
  • سام
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1391/5/31

قشنگ بود اولین رمانی بود خونم که عاشقاش به هم نمی رسیدن
  • سها
  • محدوده سنی:
  • 1391/4/12

خیلی زیبا بود کتاب جدید چرا ندارید؟
  • مهران
  • محدوده سنی:
  • 1391/4/4

با سلام خدمت نویسنده توانا سرکار خانم تهمینه کریمی.قطعآ نگارش رمان زیبای هوس یک خسته نباشید ویژه می طلبد. به سفارش یکی از دوستان اهل مطالعه وبسیار مشکل پسند رمان هوس را تهیه کردم و از مطالعه آن لذت بردم یکی از معدود رمانهایی بود که به دلم نشست و در ذهنم ماندگار شد. جدای از شوژه ی متفاوت و پردازش عالی از پختگی قلم توانای شما لذت بردم و مشتاقانه برای مطالعه باقی آثارتان لحظه شماری می کنم. بسیار تعریف رمان دیگرتان(جایی که قلب آنجاست)را شنیده ام .موفق و پینده باشید.
  • ثمین
  • محدوده سنی:
  • 1391/3/23

با سلام و خسته نباشید بسیار خدمت خانم کریمی رمان بسیار جذاب و قشنگی بود
  • تهمینه کریمی
  • محدوده سنی:
  • 1391/2/27

سلام به همه دوستان خوب و همراه.
خوشحالم که کتاب رو پسندیدین. از اینکه هوس رو واسه خوندن انتخاب کردین ومهمتر از اون وقت گذاشتین ارزش قایل شدین و نظر ارزشمندتون رو بیان کردین بینهایت ازتون ممنونم.
سپاس.
  • aida rajaie
  • محدوده سنی:
  • 1391/2/23

kheili doostesh daram ketabe del neshinie mamnoon khanoome karimi
  • سمیه چگینی
  • محدوده سنی:
  • 1391/1/19

داستان قشنگی داره من حدودا یک سال پیش خوندمش اماداستانش هنوزم یادمه.ازاون کتاباس که یادتون نمیره.پیشنهادمیکنم بخونید.من که خیلی خیلی خوشم اومد.
ازنویسده انتشارات علی ممنونم
  • الهه
  • محدوده سنی:
  • 1390/10/4

من این کتابرو خیلی دوس داشتم 2 بارهم خونمش ممنون از خانم کریمی رمان جایی که قلب آنجاست هم خوندم واقعا زیبا بود مخصوصا شخصیت سامان.
  • سالی
  • محدوده سنی:
  • 1390/8/22

اصل در حد تعریفهایی که ازش میکردن نبود.خیلی معمولی یک جاهایی هم خسته کننده بود.
  • asal
  • محدوده سنی:
  • 1390/8/14

کتاب جالبی بود
  • لبخند
  • محدوده سنی:
  • 1390/8/10

خانم ترانه این کتاب هایی که نوشتید جز بهترین کتاب هاست حالا اگر شما به مذاقتان خوش نمی اید ودرکش را ندارید می توانید کلی وقت نگذارید و نخوانید ولی اگر فقط می خواهید یک نظری داده باشید وکلی هم ازخواندن این کتاب ها لذت بردید حرف دیگریست .من خودم به شخصه که از خواندن چنین شاهکار های واقعا لذت می برم واز تمام نویسنده هاشون هم کمال تشکر رادارم مخصوصا همخونه وایلگار دخترم ومی تراود مهتاب وعاشقم باش
  • هنگامه
  • محدوده سنی:
  • 1390/6/28

رزا جون به نظر من اسمش مناسبه چون هاوش مهسا رو دوست داشت ولی از سر هوس یه عشق جنون آمیز که حاضره عشقشو نابود کنه.برداشت غلط خیلی از جوونا از عشق
  • هنگامه
  • محدوده سنی:
  • 1390/6/28

متفاوت بود و یه کمی ترسناک باید از مردا ترسید.در کل خوب بود ممنون.
  • رزا فتحی
  • محدوده سنی:
  • 1390/6/4

ببخشید چرا اسم این کتاب گذاشتین هوس اسمش اصلا به محتواش نمیاد عشق کی از سر هوس بود
  • ترانه
  • محدوده سنی:
  • 1390/5/29

وای دیگه چقدر رمان توی این سبک مینویسن :
هوس-همخونه-بر فراز آرزوها-عاشقم باش-تقدیر شیرین-رایکا-مسافر کوچه های عاشقی-ایلگار دخترم-می ترواد مهتاب-لبخند خورشید.
بابا یکم متفاوت بنویسین،تازه معلوم نیست چقدر دیگه هم هست که من نخوندم.
  • ارتمیس فتحی
  • محدوده سنی:
  • 1390/5/27

سلام
کتاب جالبی بود داستان تکی داشت ولی من به شخصه معتقدم کتابهایی که دو تا داستان تو یه داستانن فکر نویسنده رو پرت می کنه واسه همین نویسنده از داستان اصلی دور می مونه لینجوری نه داستان اصلی جالب در میاد نه داستان قبلی کامل مثلا عشق سیاوش به ارام واقعا بد به بن بست رسید تصمیم سیاوش واقعا بد بود اخرشم که اصلا مهسا فرصت نکرد حرف بزنه عرشیا خیلی راحت اونو پذیرفت اخر هر دو تاش جالب نبود با اینکه هر دوشون قشنگ شروع شدن ولی بازم می گن خانم کریمی خسته نباشید
  • سارا
  • محدوده سنی:
  • 1390/5/22

خیلی کتاب خوبی بود. من که عاشقش شدم. ولی از نظر من بهتر بود به یک سری نکات توجه می شد: اول عشق عرشیا زیادی عشق در یک نگاه بود. واسم زیاد قابل هضم نبود. دوم اینکه وقتی کتاب خاطرات دکترو تموم کردن و عرشیا اون حقیقت و فهمید خیلی راحت باهاش کنار اومد به نظر من یه شب تا صبح برای کنار اومدن با اون موضوع خیلی کم بود. و سوم اینکه با نظر دوستان موافقم. داستان جوری بود که خیلی قشنگ می شد ادامش داد که کتاب رو خیلی جذاب تر می کرد.
ولی در کل موضوع متفاوت و جذابی داشت.
موفق باشید!
  • كامليا
  • محدوده سنی:
  • 1390/5/1

واي ادمو ديوونه ميكنه ارزشيك بار خوندنوداشت ابته با عرض پوزش از دوست داران شرمنده!
  • پریسا
  • محدوده سنی:
  • 1390/3/18

به نظر منم روی ماجرای مهسا و عرشیا به اندازه کافی وقت صرف نشده بود و اخر داستان همه چی خیلی سریع پیش رفت!!!!
مرسی از نشر خوبتون
  • الف
  • محدوده سنی:
  • 1390/3/12

مرسی که برای نوشتن وقت میزارین ودر حالات انسانها دقیق میشین این علمی که بسیار مهمه ای کاش همه ی نوسنده گان ما کمی کتاب های روانشناسی میخوندن
  • مريم.م
  • محدوده سنی:
  • 1390/3/3

من هم با نظر دوستان موافقم براي پايان كتاب فرصت جولان بيشتري مي شد در نظر گرفت .
تا اومدم آخرشو لمس كنم تموم شد .
و اينكه چرا عرشيا از بارداري مهسا ، چيزي نفهميد در حالي كه مي تونست عرشيا رو در پايان كتاب غافلگير كنه .
باز هم مرسي هم خانم كريمي و هم نشر علي
  • محبوبه
  • محدوده سنی:
  • 1390/2/17

قشنگ بود ولی میتونست عاشقانه تر از این حرف ها باشه .پایان داستان خیلی زود جمع و جور شده بود .در کل هم شخصیت مهسا و هم شخصیت عرشیا دوست داشتنی بود،و زیادی اغراق نشده بود.
  • هانيه64
  • محدوده سنی:
  • 1390/1/21

كتاب قشنگ امامعمولي ...............
  • narges
  • محدوده سنی:
  • 1390/1/4

ketabe ghashangi buddddddd,ye kam ziadi talkh bud vali dar kol khob bud
az khanoome karimi va nashre ali mamnonam
ahan......bache ha ye soal !!!!!!!khakestare roz ghashange???????????!!!!:))
  • آزیتا
  • محدوده سنی:
  • 1389/12/24

خیلی جالب بود .
  • م.مرجان
  • محدوده سنی:
  • 1389/12/18

به نظر من معمولي بود
  • نازلی
  • محدوده سنی:
  • 1389/12/16

بد نبود اما می تونست.................................
  • گيتي
  • محدوده سنی:
  • 1389/12/9

قشنگ بود.كتابي بود كه جذبت ميكرد.مرسي
 
نظر شما
نظر شما
نام:
*
ایمیل:
محدوده سنی:
*
متن:
*
ورود اعضا
نام کاربری:*
رمز عبور:*