دور از من
دور از من

دور از من

عنوان: دور از من
کد کالا:
نویسنده:

تینا عبداللهی


ناشر:

علی


قطع کتاب:

رقعی


نوع جلد:

شمیز


نوبت چاپ:

دوم


تعداد صفحه:

584


شابک:

9789641931072


تیراژ:

2000

145,000  130,000  ريال
وضعیت: موجود

جلوی پنجره ایستادم و به خونه ویلایی روبرو خیره شدم.یک ماه دیپلم گرفتم و به این خونخجدید نقل مکان کردیم .آپارنمان ما طبقه ششم یک ساختمان هشت طبقه اس، توی یک خیابون که خلوتش با اتومبیل های گریزان از ترافیک در هم می شکنه.یک ماه من ن عاشق پنجره اتاقم شدم که به روی این ویلای زیبا باز می شه ،تنها مدرک حضور سکنهدر آن تویوتا لندکروز مشکی پارک شده داخلش هست.

صدای مامان منو از خیالم بیرون آورد.

نیکا...نیکا...

بدون اینکخ چشم از ویلای روبرو بگیرم با صدای بلند گفتم:

بله.

این گوشی تلفن کووو؟

اینجا روز تخت من...

گوشی تلفن اینجا چی کار می کنه؟

صدای مامان خیلی نزدیک بود. سرمو چرخوندم ، ما بین در اتاق ایستاده بود با چشمانی که نشون می داد می خواد قدرتشو به من ثابت کنه . همین حالت مامان منو جری می کنه که لجبازی کنم ، با خیره سری گفتم :

کارایی تلفن چیه؟حتما با کسی صحبت می کردم که تلفن اینجاست،این که پرسیدن نداره..(یه لنگه ابرومو بالا بردم)می خوای جایی بری؟

آره ، خونه شمسی جون دوره داریم .

کنقرانس اراذل و اوباش.

نیکا مودب باش.

مگه دروغ می گم چند تا تازه به دوران رسیده می آن می شینند پز می دن.

اینا دیگه ربطی به تو نداره .

مامان کامل وترد اتاقم شد گشی رو از روی تختم برداشت و در حال شماره گرفتن گفت:

باز پشت پنجره ای ...الو سلام آقا ،اشتراک 518 هستم یه ماشین می خواستم ... قیطریه... متشکرم.

تماس را قطع کرد و گوشی رو دوباره روی تخت انداخت و گفت:

به این مرد گفتم این دختره کنکور داره یه ماه دندون رو جیگر بذاره این کنکورشو بده،اما کو گوش شنوا، این شد نتیجه اش به قول خودت سراسری رو خراب کردی به جای ایستادن پای پنجره بیا بشین چهارتا تست بزن حداقل آراد قبول بشی.

خفه شدم بس که تست زدم ، سراسری رو خراب نکردم قبول می شم اما رتبه ام به درد تهران نمی خوره.

از حالا آه و ناله نکن چون محاله بذارم شهرستان بری من پیش دوستام آبرو دارم ،تهران قبول شو هر رشته ایبود مهم نیست، دانشگاه فقط تهران

با این لپرایی که تو و بابا هر شب اجرا می کنید حتما امیدوار باش من دانشگاه قبول شم اونهم تهران.

باباتم لنگه تو،اگه حرف تو مغزش بره لازم نیست به قول تو هر شب اپرا اجرا کنیم.

صدای زنگ در آمد مامان روسریشو داخل آیینه اتاقم مرتب کرد . گفت:

به جای رویاپردازی پای اون پنجره بشین پای درست.

صدای بسته شدن در آپارتمان نوید رفتن مامان را می دادو از توی فال های کامپیوترم یک آهنگ کتال خفن انتخاب کردم و بعد ولوم سیستم رو تا آخرین حد ممکن بالا بردم که تا کیلو مترها جز صدای جیغ خواننده صدایی نیده نمی شد . صندلی کامپیوتر رو جلوی پنجره کشیدم و پاهامو به لبه تخت گیر دادم ، از صدای موسیقی و منظره روبرو لذت بردم .خم شدم تا لطقم شامل حال کتاب تست فیزیکم بشه که چشمم به چراغ چشمک زن تلفن افتاد ، گوشی رو برداشتم و در حال زدن دکمه talk، اسپیکر کامپیوتر رت خاموش کردم .

بله.

کدوم قبرستون بودی،داشتم قطع می کردم .

هیچ جا داشتم موسیقی گوش می دادم صدای تلفنو نشنیدم ، شانس آوردی چشمم افتاد به چراغش.

مگه کری با صدای بلند گوش می کردی؟

مامانم نیست تو گیر بده... حالا غرض از مزاحمت چیه؟

چی کار می کردی؟

تست فیزیک می زدم.

آره جون عمه ات.

خب کمی هم ار فضای سبز خونه همسایه بهره می بردم.

چه خبر ار همسایه عجیبتون؟

هیچی بابابنی بشری تو این خونخ ندیدم.

این طور که و از این خونه حرف می زنی،نکنه خونه تیمی باشه؟ نکنه توش کار خلاف ملاف می کنند؟

گیرم حرف تو درست.باید تو این یک ماه چیزی می دیدم یا نه؟

اون که بله،سرکار خانم رخت خواب پهن کردی پای پنجره خونه همسایه رو رصد می کنی...

بی خیال خونه همسایه، چکار داشتی؟

هاااا...پیشاز اینکه به تو زنگ بزنم شیدا زنگ زد، مامان باباش رفتن شمال ختم یکی از فامیلاشون از من خواسته شی بریم پیشش.

تنهاست؟

نه خواهرش شیده هم هست... تو می آیی بریم یا نه؟

هووووم مامانم نیست.

نگو می خواستی از مامانت اجازه بگیری که خنده ام می گیره ،تو که سجاف سرخودی...

نه،حقیقتشو بخواهی می خوام تست فیزیکو تموم کنم .

هر چی تا حالا خوندی کافیه ، با دوتا تست بیشتر و کمتر رتبه یک کنکور نمی شی.

نبودی ببینی مامانم چه خط و نشونی برام کشید.

تو هم بی زبون، مثل بچه مثبت ها سرتو انداختی پایین و از ترس مامانت خودتو خیس کردی...


 
نظرات کاربران
  • Mobina
  • محدوده سنی: کمتر از 15 سال
  • 1394/6/2

عالیی بود . از شیطنت های ارنیکا . لوس بازی های نیکا . عشق مرموز ارتین و... 😊😊
  • شیرین جمشیدی
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1393/2/8

سلام
خیلی رمان زیبایی بود مرسی
مرسی نشر علی
  • باران
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/12/21

مدت ها پیش این کتاب رو خوندم.به نثر کتاب و قلم نویسنده احترام می گذارم اما با سلیقه ی من خیلی جور نبود چون من کتاب عاشقانه رو می پسندم و این یک کتاب بسیار خوب بود که نقش مقابل بسیار کمرنگ و تقریبا بدون دیالوگ بود.
با تشکر از نویسنده ی عزیز و نشر خوب علی
  • زحل
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/10/19

من این کتاب رو خیلی دوست دارم وبیشتر از 20 بار خوندم ایکاش خانم عبدالهی زودتر کتاب جدیدتون را چاپ کنید!!!ممنون
  • زحل
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/10/19

من این کتاب رو خیلی دوست دارم وبیشتر از 20 بار خوندم ایکاش خانم عبدالهی زودتر کتاب جدیدتون را چاپ کنید!!!ممنون
  • ماني
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1391/7/21

خانم عبداللهي عزيز كتاب جديد براي نشر نداريد من در بين كتابهاتون اتش دل را بيشتر از همه دوست دارم
  • مریم
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1391/7/10

کتاب زیبایی بود.
  • ماريان سپهري
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1391/7/2

كتاب خوبي بود ممنون خسته نباشيد
  • sahar
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1391/6/6

معمولی
  • سارا
  • محدوده سنی:
  • 1391/2/6

عالی
  • پریسا دلدار
  • محدوده سنی:
  • 1390/12/25

آتش دل یچی دیگس...ولی اینم خوب بود
  • ليلا.
  • محدوده سنی:
  • 1390/11/22

قشنكترين كتاب اين نويسنده اتش دل ميباشد و هيج كدام إز كتابهاي ديكرشان به اين زيباي نيست خانم عبداللهي من إز شما انتظار كتابي ديكر در اين مايه ها را دارم ممنون.
  • مهدیس. ی
  • محدوده سنی:
  • 1390/10/25

برای بار 4 خوندم هنوزم جز کتابهای قشنگیه که توی این مدت خوندم...خیلی دوستش دارم ...
  • نیلوفر. ن
  • محدوده سنی:
  • 1390/10/23

خیلی دوسش دارم ... نگاه نویسنده به داستان ملموس و زیبا بود شخصیت پردازی ها خیلی عالی بود با هر کدوم از شخصیت ها می شد همراه شد ... متشکرم خانم عبداللهی خیلی خیلی عااااااااالی بود.
  • زهرا
  • محدوده سنی:
  • 1390/10/22

بدنبود به نظر من اتش دل قشنگتربود
  • سالی
  • محدوده سنی:
  • 1390/9/15

مجموعه چند کتاب بود.اما اصلا قشنگ نبود.موضوع کاملا تکراری و خسته کننده بود.از خریدنش پشیمان شدم
  • Sarvenaz
  • محدوده سنی:
  • 1390/8/27

Az khanome abdolahi bishatar az inha entezar dashtam.ketabe khobi naabod
  • تينا
  • محدوده سنی:
  • 1390/8/19

خیلی کتاب خوبي بود
  • ستاره
  • محدوده سنی:
  • 1390/8/3

من عاشق این کتاب شدم برای صبر نیکا متانت رامین شیطنت مسعود جهالت مریم سردرگمی ارتین و نامردی ارسطو ... خسته نباشید معرکه بود
  • زويا
  • محدوده سنی:
  • 1390/7/17

کتاب خیلی قشنگ و خوبی بود
  • ناديا
  • محدوده سنی:
  • 1390/6/28

كتاب حوبييي بود
  • نسیم پناهی
  • محدوده سنی:
  • 1390/6/26

خسته نباشید . قشنگ بود.
  • رزا. ف
  • محدوده سنی:
  • 1390/6/18

سلام به خانم عبدالهی و نشر خوب علی
یه جورایی سوژش تکراری بود و یه جورایش هم مثل تمنای تو بود روی هم رفته خوب بود ولی معمولی برای یه بار خوندن خوب بود ولی منم نفهمیدم رفتار ارتین چرا اینجوری بود دلیلش مسخره بود یه چیز این کتاب فوق العاده بود اونم طرح روی جلدش بود خیلی زیبا بود به سلیقتون یه احسنت بزرگ می گم
  • صبا!
  • محدوده سنی:
  • 1390/6/16

دوسش نداشتم!!!!!!!
  • مریم طباطبایی
  • محدوده سنی:
  • 1390/6/12

ziad khoob naboood.:(
  • نفس
  • محدوده سنی:
  • 1390/6/6

خیلی خوب بود نثر روون وخوبی داشت اصلا به خاطر همین خوندمش
  • پريناز
  • محدوده سنی:
  • 1390/6/3

خیلی خوشم امد ممنونم
  • shadi
  • محدوده سنی:
  • 1390/5/30

عالییییییییی بود
  • م ر.ک
  • محدوده سنی:
  • 1390/5/21

کتاب قشنگی بود صبر نیکا خیلی زیاد بود فقط چه طوری شد که آرتین عاشق نیکا شد
  • شبنم
  • محدوده سنی:
  • 1390/5/12

من خیلی خوشم امد عالی بود
  • آهورا
  • محدوده سنی:
  • 1390/5/10

عاليييييييييييييي بود.حرف نداشت..
  • maryam
  • محدوده سنی:
  • 1390/5/10

بد نبود.واسه یه بار خوندن خوب بود.
  • Faezeh
  • محدوده سنی:
  • 1390/5/9

خوب بود ولي اتش دل خيلي قشنگ تر بود
  • آرزو ذریه عباسی
  • محدوده سنی:
  • 1390/5/7

کتاب خوبی بود ولی انتظار ما ازخانم عبداللهی خیلی بالاست چون ایشون با اثربی نظیرآتش دل خیلی توقع مارو بالا بردن...باسپاس از نشرعلی...
  • هاله
  • محدوده سنی:
  • 1390/5/2

عالييييييييييي
  • مریم
  • محدوده سنی:
  • 1390/5/1

خوب بود.ولی قاطی چندتا رمان بود.
  • هلنا
  • محدوده سنی:
  • 1390/4/30

خوب بود.
  • behzad
  • محدوده سنی:
  • 1390/4/28

man in dastano klili dust dashtam chon dastane zendegiye khahramo dare.be tori ke man shakhsiyate nikaro khaharam gharar dadam
  • نگين
  • محدوده سنی:
  • 1390/4/28

خوب بود.
  • نگین
  • محدوده سنی:
  • 1390/4/24

اصلا قشنگ نبود انگار برای بچه های 15 16 ساله نوشته شده بود!!!خیلی سطح پایین بود!
  • سعیده
  • محدوده سنی:
  • 1390/4/20

خوب بود.
  • فرزانه
  • محدوده سنی:
  • 1390/4/19

من با نظر نسیم کاملا موافقم ازدواج نیکا غیر قابل باور بود و وضعیت خونشون اونقدر غیر قابل تحمل نبود حتی نیکا یه عکس هم از ارتین نداشت که اونو با راننده اش اشتباه نگیره در ضمن اون طوریکه توی داستان در مورد خانواده ی نیکا گفته شد خیلی باور نکردنی بود که به همین راحتی با ازدواج اون موافقت کنند و فکر می کنم عشق مجنون و لیلی هم اکه بود بعد از هفت سال ته می کشید کلا جزئ رمان های تخیلی بود
  • مرواريد
  • محدوده سنی:
  • 1390/4/18

جالب
  • رها
  • محدوده سنی:
  • 1390/4/17

خوب بود.
  • صفا
  • محدوده سنی:
  • 1390/4/14

عالييييييييييي
  • ونوس
  • محدوده سنی:
  • 1390/4/10

خوب بود
  • نسیم
  • محدوده سنی:
  • 1390/4/6

من کتاب اتش دل خانم عبداللهی رو خیلی دوست دارم هم موضوع قشنگی داشت و هم نثر قشنگی!!!
این کتاب غیر واقعی بود واقعا چرا نیکا با ارتین ازدواج کرد؟بعدم گفت با نگاه اول عاشق ارتین شده یکمی به نظرم غیر عادی اومد.........!!!عشق ارتین به نیکا تو اخر کتابم که از همه غیر عادی تره...!!!
واقعا تنها راهی که می تونست دعوای پدر و مادرشو تحمل نکنه ازدواج با ارتین بود؟؟!!!
به امید کارای بهتری از خانم عبداللهی عزیز.
  • خاطره
  • محدوده سنی:
  • 1390/4/5

خوشم نیومد.....چنین کتابی با توجه به اتش دل از خانم عبداللهی بعید بود!!!
  • ساناز
  • محدوده سنی:
  • 1390/4/5

قشنگ بود..
  • ساناز
  • محدوده سنی:
  • 1390/4/5

قشنگ بود..
 
نظر شما
نظر شما
نام:
*
ایمیل:
محدوده سنی:
*
متن:
*
ورود اعضا
نام کاربری:*
رمز عبور:*