نوش دارو
نوش دارو

نوش دارو

عنوان: نوش دارو
کد کالا:
نویسنده:

زهرا احسان منش


ناشر:

علی


قطع کتاب:

رقعی


نوع جلد:

شمیز


نوبت چاپ:

سوم


تعداد صفحه:

592


شابک:

9789641931942


تیراژ:

2000

650,000  585,000  ريال
وضعیت: موجود

با صدای رفیقش به خود آمد: «دادم بهش. از جا سازی باحالمون شوکه شده بود... بریم بساط خودمونو الم کنیم؟»

بی‌توجه به حرف او همچنان که محو غریبه‌ی کنار استخر بود و پکی مجدد به سیگار می‌زد، گفت: «صادق! اون دختر رو ببین.»

رد نگاه او را دنبال کرد و در نهایت حیرت پسری با قدی متوسط را دید که کنار استخر ایستاده است. متعجب گفت: «اون یارو رو می‌گی؟»

پکی مجدد به سیگارش زد و با تکان سر تأیید کرد. صادق مبهوت گفت: «ولی اون‌که پسره!»

پوزخندی زد و گفت: «سر موتورم باهات شرط می‌بندم که دختره.»

چشم‌هایش گشاد شد و گفت: «سر موتور 15 میلیونیت؟! موتوری که عشقته؟!»

پکی مجدد و تأیید با تکان سر که صادق را کنجکاو کرد بداند او که کنار استخر ایستاده واقعاً پسر است یا دختر. همچنان بر موتورش تکیه زده و شاهد دور شدن صادق شد. صادق تا نزدیک غریبه پیش رفت. نگاهی به موهای کوتاهش که حتی خطی که با تیغ زیر آن گرفته شده بود، داد می‌زد طرفش پسری است انداخت و برای ارضای کنجکاوی گفت: «هی!»

برگشت. نگاهش کرد و با صدایی بم و پسرانه گفت: «با منی؟»

عمیق نگاهش کرد. شکش به یقین تبدیل شد و گفت: «هی رفیق! اگه بیکاری بیا کمک ما.»

متعجب گفت: «شما؟»

ـ من و اون رفیقم...

با دست مایکل را اشاره رفت و ادامه داد: «ما مطربیم... باید بساطمونو تا رسیدن مهمونا آماده کنیم. اگه می‌شه....»

قدمی برداشت و گفت: «باشه... من در خدمتم.»

مایکل ته سیگارش را زیر پا له کرد. آن دو را می‌دید که باهم دست دادند و چیزی به هم گفتند. سپس به سمتش پیش آمدند. عمیق به غریبه که نزدیکش می‌شد، نگاه کرد. مژه‌های بلند و یک دست مشکی. ابروهای کمی پهن و بینی کوچک بدون هیچ ایرادی و لبانی کمی حجیم و قرمز مایل به صورتی در صورتی صاف. ناگهان و بی‌اراده تمام وجودش تکانی خورد. صادق لبخند زنان گفت: «آقا مایکل! با موتورت خداحافظی کن. معرفی می‌کنم رفیق تازه‌ی من ابی.»

و رو به مایکل ادامه داد: «این هم رفیق شفیقم مایکل.»

مایکل دست پیش برد و او هم دست پیش آورد. مایکل دست زبر او را در دست فشرد و پوزخندی زد و گفت: «خیلی وقته برا اکبر خان کار می‌کنی؟»

با همان صدای بمش گفت: «سه چهار روزی می‌شه. یکی از راننده‌هاش منو بهش معرفی کرد. ولی هنوز ندیدمش.»

نیشخندی گوشه‌ی لبش آمد و گفت: «عجله نکن می‌بینیش. شک نکن که امشب خودشو بهت نشون می‌ده.»

صادق هنوز غرق هیجان‌ از موتوری که عایدش می‌شد، ذوق‌زده گفت: «از ابی خواستم بهمون کمک کنه تا وسایلو آماده کنیم.» 

مایکل در سکوت به سمت باندهای بزرگ پیش رفت و آن دو به دنبالش. طولی نکشید هر سه مشغول شدند. ابی همان طور که به صادق کمک می‌کرد ارگ را جای مناسب بگذارد، گفت: «منم بلد بزنم.»

ـ جدی می‌گی؟ بذار به مایکل بگم.

بهانه‌ای بیش نبود تا از او دور شود. کنار مایکل ایستاد. مایکل دو کارگری که روی درخت‌ها بودند را راهنمایی می‌کرد که دقیقاً کجا باند را محکم کنند. صادق دست به کمر با دنیایی هیجان گفت: «دیدی شرطو باختی؟»

پوزخندی زد و گفت: «خیلی گاگولی.»

به سرعت جبهه گرفت و گفت: «گاگولی یعنی چی؟ نمی‌خوای موتورتو بدی خب نده دیگه چرا واقعیتو کتمان می‌کنی؟ صداشو نشنیدی یا دستای زبرشو لمس نکردی که....»

به حرفش آمد و گفت: «وقتی می‌گم گاگولی ناراحت نشو. تو چشمتو روی اندام اون دختر بستی و خر دستای زبرش شدی؟ درسته خیلی خوب صداشو پسرونه کرده، خیلی قشنگ موهاشو مردونه زده، دستاشو خدا می‌دونه چند روز تو شوینده‌ها گذاشته که از دستای یه عمله بنا هم زبرتر شده اما هیکلشو که دیگه نمی‌تونه دست بزنه.» 

ـ بس کن خواهشاً. من خوب به بدنش دقت کردم اصلاً برجستگی...

ـ صادق! کی می‌خوای این جنس لطیف رو که به شیطون گفته برو کنار من اومدم بشناسی؟

ناباورانه ابی را از نظر گذراند و گفت: «مرگ من مطمئنی که دختره؟»

ریز نگاهش کرد و گفت: «همون قدر که مطمئنم بچه‌ی بابامم.»

ـ باید بهم ثابت بشه.

این را گفت و از مایکل فاصله گرفت. به ابی نزدیک شد. ابی محو ارگ بود و معلوم نبود به چه می‌اندیشد که متوجه حضور صادق نشد. موشکافانه نگاهش کرد. چه بود در وجود ابی که مایکل می‌دید و او نمی‌دید؟ ناگهان فکری به ذهنش خطور کرد. در سکوت تا کنار او پیش رفت. ابی متوجه شد. برگشت و بی‌اراده لبخندی تقدیمش کرد و گفت: «به نظرت رفیقت می‌ذاره من ارگ بزنم؟...چی بود اسمش؟... مایک.... نه مایکل... چرا مایکل؟... مگه ایرونی نیس؟...»

صادق بی‌توجه به سؤالات پی در پی او حواسش پی چیزی دیگر بود. ناگهان دست جلو برد. نرسیده به بالاتنه‌ی او، ابی عقب کشید و وحشت‌زده گفت: «چی کار می‌کنی؟»

بهت‌زده گفت: «هیچی... پشه بود رو لباست... چرا همچین کردی؟ چرا جا خالی می‌دی؟»

درحالی‌که با ضربه‌های معکوس قسمت بالای لباسش را می‌تکاند، مضطرب گفت: «جا خالی؟ هیچی ترسیدم یه هو...»

مایکل پوزخندی زد و سیگاری تازه دود کرد. صادق پیش آمد و گفت: «تو معرکه‌ای پسر! اونم معرکه است. شک ندارم دختره... دیدی چطور جا خالی داد؟


 
نظرات کاربران
  • زهرا احسان منش
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1395/10/2

تشکر و قدردانی از لطف و محبت و اعتماد مخاطب های خوب و عزیزم عادله، علی و بانو الناز که کتاب رو دوست داشتند و نظرات خوب و مفید شون رو برای من و مخاطب های عزیز روی سایت گذاشتند.
  • الناز
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1395/9/24

سلام
مرسی کتاب خوبی بود . و نسبتا می تونه راهنمای خوبی برای جوونا باشه. البته همیشه همه چی ختم به خیر نمیشه و تقریبا در بیشتر موارد ، باعث تخریب کل زندگی دختر یا پسر فراری میشه. خانم احسان منش عزیز با انتخاب موضوع خوب و با استفاده از هنر نگارشتون تونستین تصویر خوبی از مشکلات این راه و انتخابای نادرست بچه ها داشته باشین در عین حالیکه کتاب جذابیتای کافی برای خواننده داره و خیلی خوب نوشته شده. خوندنش رو به همه بچه ها توصیه می کنم.منتظر کتاب بعدیتون هستیم.خسته نباشین
  • بارانا(zeynab)
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1395/9/8

سلام و خسته نباشید خدمت نویسنده محبوبم خانوم زهرا احسان منش عزیز ممنونم از محبت و لطفتون.
خیلی خیلی خیلی خیلی از خوندن رمان های بی نهایت نهایت زیبا جذاب و فوق العاده تان لذت میبرم
ممنونم از وقتی ک میزارید و نظراتو سوالاتو و انتقادات رو 🌹میخونید و نصبت به انها پاسخ میدید
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹❤❤❤❤
  • زهرا احسان منش
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1395/8/16

بارانا عزیزم ممنونم از محبتت. به سلیقه ی زیبات احترام می ذارم. ضمن اینکه اسم خودت هم اون قدر زیبا هست که حتما یکی از شخصیت های کتاب جدیدم رو به این اسم انتخاب می کنم فقط به عشق مخاطب های نکته سنج و دوست داشتنی چون شما...
  • بارانا
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1395/7/29

سلام خدمت نویسنده عزیز و خوب و دوس داشتنی خانوم زهرا احسان منش مرسی از وقتی ک میزارید و به نظرات پاسخ میدید بابت تاخیر در جواب معذرت میخوام
راستش چون اخر اسم عرفان و نوشین حرف ن هست به نظرم نغمه به معنی اهنگ یا ملودی اسم قشنگی باشه و یا اسم نیکی به معنی خوب بودن یا خوبی ولی به نظرم نغمه بهتره . بازم هرهرجور به نظر خودتون بهتر و قشنگ تره
ممنونم از رمان بی نهایت زیباتون و پاسخ سوالم و اجازه ی انتخاب اسم
بی صبرانه منتظر کتاب بعدیتون هستم خانوم احسان منش عزیز با سپاس فراوان
ممنونم از نشر علی با کتاب های بی نهایت جذاب وزیبایش
  • علی
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1395/7/21

سلام من هنوز رمان نوشدارو رو کامل نخوندم ولی تا اینجاش عاااالی بود
  • عادله آبادیجو راوری
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1395/6/7

عالی بود ممنون از نشر علی ونویسنده عزیز
  • زهرا احسان منش
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1395/5/13

ضمن تشکر و قدردانی از فاطيما و کوثر عزیز، در پاسخ مخاطب عزیزم بارانا باید بگم چون هدفم از نگارش زندگی مشترک نوشین و عرفان ، کش دادن قصه نبود و صرفا برای خاتمه دادن به بعضی سو تفاهم هایی بود که ممکن است برای بعضی مخاطب ها پیش آید اصلا به اسم این دختر بچه فک نکردم اما از اونجایی که شما همچین پیشنهادی دادید لطف کنید و یه اسم این شخصیت کوچک رو هم خودتون انتخاب کنید و اینجا برای دیدن همه مخاطب ها به نمایش بذارید. سپاسگزارم
  • بارانا
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1395/5/7

نویسنده توانا خانوم احسان منش عزیز رمان بسیار زیبا ودلنشینی بود و من خیلی لذت بردم فقط یه سوال ک چرا اسم دختر عرفان و نوشین و نگفتید؟ واگر میخواسید براش اسم بزارید چی میزاشتید؟
مرسی از زحمات شما منتظر رمان های بعدی شما از نشر خوب علی هستم بی صبرانه منتظرم
  • کوثر کبیری
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1395/4/11

عالی بود
  • فاطیما
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1395/3/30

سلام
متشکرم بابت این کتاب هم از نویسنده و هم از نشرعلی
رمانی واقعی متفاوت با رمان های مرسوم بازار امروز رمان ایران
روان باقلمی شیوا و نکته بین
  • زهرا احسان منش
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1395/3/1

دوستان خوبم ملیحه، ترنم و عادله عزیزم از اینکه به قلم من اعتماد کردید و نوشدارو رو تهیه و خوندید و نظرتونو اینجا گذاشتید بی نهایت سپاسگزارم. تشکر و قدردانی ویژه هم از همکار خوبم خانوم خیری عزیز دارم که با نقد به جا و موشکافانه شون بسیار خوشحالم کردند.
  • آزیتا خیری
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1395/2/28

سلام و روز خوش.نوشدارو تموم شد. غیر از قلم روان و بازی هنرمندانه با کلمات...اولش فکر کردم با کتابی طرفم که به شدت بدآموزی داره.قصه دختر فراری و خوشبختی پایان قصه!!.بعد واقعی قصه این بود که نویسنده بدون تعارف همون ابتدا طومار خوش خیالی این دختر و در هم پیچید. این نکته قوی و در عین حال تلخ ماجرا بود. کتکها و تحقیری که دختر قصه متحمل شد با وجود ارجی که همیشه برای زن قایلم اما از نظر من واقعی و لازم بود.نوشین قصه یه دختر فراری بود و همین جای غروری براش باقی نمیذاشت. اما از جایی به بعد تصورم درباره بدآموزی کتاب از بین رفت. نمیشه نکات قصه رو مو به مو شرح بدم. اما یه حسن بزرگ داشت و اونم اینکه نویسنده سعی نکرد به کمک کلمات به مخاطب القا کنه که پایان کار تصمیمات اشتباهی از این دست میتونه خوب و خوش باشه. غیر از بعد داستانی کتاب، پرداخت آخر قصه به ماجرای نارین مثل یه خط بطلان بود روی همون تصور اشتباه. کتاب رو دوست داشتم .تغییر نم نم مرد قصه و رسیدن به اسمی که بهش بیشتر میومد تا اون اسم ساختگی و مستعار برام واقعی بود. با قصه هایی از این دست بیگانه نیستیم و با یه تورق تو صفحات حوادث روزنامه متاثر میشیم از سرنوشتی که حاصل یک تصمیم اشتباهه. ممنونم از خانم احسان منش.سعی نکردن از آدم هایی با اینهمه اشتباه قهرمان بسازن.پایان خوش کتاب رو باید گذاشت به حساب همون بعد داستانی ماجرا.اما قصه نارین درست مثل یک ضربدر قرمز انتهای کتاب درخشان و البته پرمعنا بود/ موید باشید دوستان خوب کتابخون.
  • ترنم
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1395/2/24

سلام به نویسنده عزیز خانم زهرا احسان منش با یه دنیا احترام وتشکر فراوان باید بگم رمان نوش دارو واقعا رمان زیبا و جذابی بود والبته بسیار عالی و درجه یک من دیروز صبح تمومش کردم و خیلی خیلی خیلی خیلی خوش حالم که این رمانو خریدم وبه نظرم هرکی این رمانو نخونه ضرر کرده چون بی نهایت زیبا٬جذاب و دل نشین است و من بی نهایت و بی اندازه شخصیت های عرفان و نوشین رو دوست دارم. واز خانم زهرا احسان منش عزیز و دوست داشتنی بی نهایت ممنونم و بی صبرانه منتظر چاپ کتاب های بعدیتون هستم. خیلی خیلی خیلی خیلی مرسی.
  • ترنم
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1395/2/13

به نظرم بسیار رمان زیبایی است مرسی از خانم زهرا احسان منش عزیز امیدوارم شما را در نمایشگاه کتاب ببینم ممنون
  • عادله زارعین
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1394/9/26

فوق العاده زیبا بود خانم احسان منش عزیز واقعا بهتون تبریک میگم ... شاهکار بود .
  • ملیحه
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1394/9/1

خیلی قشنگ بود بچه ها عالی بود بخونیم حتما
  • احسان منش
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1394/8/26

بانوان عزیز! خانوم ها سمیرای عزیز متشکرم که نوشدارو رو خوندید و تا این حد به من لطف داشتی که در نظر سنجی نشر شرکت کردید و نوشدارو رو لایق بارها خوندن دونستید و سمیرا دوست خوبم که شما هم در نظرسنجی مشارکت کرده بودید و نیز سرکار خانوم نوشین عزیز از لطف هر سه نفرتان صمیمانه سپاسگزارم و از خدا می خوام بقیه آثار من رو هم بپسندید.
  • نوشين ميرلوحي
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1394/7/29

ممنون از نويسنده عزيز كتاب زيبايي بود موفق باشين
  • سمیرا
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1394/7/28

سلام قشنگ بود میشد
  • سمیرا
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1394/7/26

سلام
خانم احسان منش عزیز بابت خلق این اثر بهتون تبریک می گم. نوش دارو کتاب بسیار زیبا و پرکششی بود و من واقعا از خوندنش لذت بردم، این کتاب ارزش چندین بار خوندنو داره. بازم از صمیم قلب بهتون تبریک می گم و براتون بهترینها را آرزومندم. منتظر آثار بعدیتون هستم.
با تشکر از نشر خوب علی
  • زهرا احسان منش
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1394/7/20

سميرای عزیز از اینکه نظرتونو راجع به کتاب بی تعارف بیان کردید متشکرم برای من همین قدر که وقت گذاشتید و تو سایت نظرتونو دادید بسیار باارزشه. امااز دوستان عزیز دیگر هم که نظرشون موافق بود هم سپاسگزارم و اما زهراي عزیز از شما تشکر ویژه دارم که چهار بار وقت نو برای خوندن این اثر گذاشتیدو نظرتونو دلگرمی من شد اميدوارم لایق این همه لطف و محبت شما عزيزان باشم
  • زهرا
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1394/7/20

بينهايت قشنگ و جذاب بود من ٤ بار از روز اول تا حالا خوندمش، مرسي خانم احسان منش
  • معصومه
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1394/7/11

قشنگ بود خیلی قشنگ بود مرسی
  • میترا
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1394/7/10

با سلام من این رمان رو خوندم بسیار تاثیر گذار بود ضمن اینکه عاشقانه های زیبایی رو هم به دنبال داشت. کار پر کشش و پخته ای بود متشکرم
  • زهرا احسان منش
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1394/7/9

فریده و زهرای عزیز از اینکه وقت گذاشتید و نوش دارو رو خوندید بسیار سپاسگزارم و از اینکه لطف تون شامل حالم شد و زحمت کشیدید نظرتونو در سایت نشر ارائه دادید نیز از شما و تمام دوستانی که قبول این زحمت کردن صمیمانه تشکر می کنم. همچنان منتظر نظرات دیگر دوستان هستم.
  • سمیرا
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1394/7/6

سلام خسته نباشید کتاب بدی نبود ولی یه جاهای اغراق شده بود
  • فریده
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1394/6/20

سلام وخسته نباشید خدمت خانم احسان منش کتابتون خیلی عالی بود خیلی خیلی قشنگ بود .....موفق باشید.
  • زهرا
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1394/5/23

خيلي قشنگ و جذاب بود، ممنون خانم احسان منش
  • زهرا احسان منش
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1394/5/21

سرکار خانوم شفاعی همکار عزیزم از اینکه این اثر رو خوندید و نظر دادید بی نهایت سپاسگزارم. شکیبای مهربانم از لطف تو هم متشکرم. دوستان عزیزم به نام های مریم، پلین و غیره که نمی شناسمتون و لطف کردید نظر تونو راجع به داستان نوش دارو گفتید ازتون متشکرم و باید بگم لطف شما دلگرمی این حقیره. متشکرم عزیزانم
  • Shakiba-Ehsan manesh
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1394/5/20

سلام عزیزترینم.امروز کتابتو تموم کردم-به نظرم ی جورایی متفاوت از رمان هایی بود که تا حالا خونده بودم-بابت این ایده های جالب بهت تبریک میگم -اما چندتانکته*
یکی اینکه گریه های نوشین با وجود حرص دراور بودن برای پسران اما ارامشی برای دختران داره که این واقعیته درسته که نوشین در بعضی مواقع خیلی ضعیف بود و واقعا حرص منم درمیاورد-البته میدونم که اقتضای شرایطتش بود-و اینکه ابراز عشق و ماندن پای عشقی که هر لحظه تحقیرت میکنه کار اسونی نیست و نوشین خیلی قوی و وفادار ماند تا عاقبت به انچه خواست رسید و خوشبخت شد.شخصیت صادق بی نظیر بود نمونه بارز که دوست بامعرفت که البته این روزها کم پیدا میشه-و دراخر برات ارزوی سلامتی موفقیت و شادی میکنم.مشتاقانه منتظر کتاب بعدی شما هستم.
  • پروانه شفاعی
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1394/5/19

سلام خدمت خانم احسان منش عزیز،،،،
مثل همیشه با تکیه بر اعتمادم به نشر خوب و موفق علی، تونستم کتاب خوب و جذاب دیگری از این نشر بخونم. چون به شخصه ورود به داستان برام خیلی مهمه باید بگم کتاب نوش دارو شروع خوبی داشت و کشش لازمو برای ادامه قصه داشت. موضوعش نو و بکر بود. ری اکشن های نوشین اگرچه کمی حرص درآر بود اما با توجه به گذشته ی تلخی که پشت سر گذاشته بود، کاملا طبیعی بود و قلم نویسنده در این بخش اصلا رویایی و آرمانی نبود. به طور کل از خوندن این کتاب واقعا لذت بردم و فکر نمی کردم با چنین اثر قوی مواجه بشم. متشکرم از زحمات نویسنده محترم و پیگیری های مجدانه نشر علی برای خلق آثار زیبا.
  • مريم
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1394/5/17

سلام واقعأ لذت بردم خيلي قشنگ بود خيللللللي عالي منتظر كتاب بعديتون هستم
  • مریم
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1394/5/14

فوق العاده بود مرسی بعد از مدتها یه کتاب قشنگ خوندم امیدوارم کارهای بیشتری از شما به زودی بخونم موفق باشید
  • زهرا احسان منش
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1394/5/11

از مخاطبین عزیز نشر علی که به بنده اعتماد کردن و کارمو خوندن و ابراز محبت کردن صمیمانه سپاسگزارم
  • پلين
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1394/5/10

رمان بسيار قشنگي بود.عالي
  • m.ala
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1394/5/9

خيلي كتاب دلچسبي بوداز خواندش لذت بردم ،ان شالله كه موفق وشاد باشيدخانم احسان منش.
  • سارا
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1394/5/9

با سلام و عرض تبریک به شما خانم احسان منش عزیز شاید بنده جزء اولین کسانی باشم که داستانتون رو خوندم داستان جذاب و گیرایی بود و پر از حرف و درد و درس. امیدوارم که به زودی شاهد کارهای نو و تازه ای از شما باشیم. به دوستان رمان خونم هم توصیه می کنم که این کار جذاب و پر عبرت رو تهیه کنند و مطالعه کنند.
  • مریم
  • محدوده سنی: کمتر از 15 سال
  • 1394/5/2

سلام نویسنده عزیز رمان بسیار خوبی بود منتظر کتابهای جدید شما هستم با تشکر فراوان
  • سمیه صادقی
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1394/4/25

سلام دوست عزیزم با شناختی که از افکارت دارم مطمئنم این کارت هم عالیه مشتاقانه منتظر خوندنش هستم
  • سمیه
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1394/4/24

خسته نباشید بهت میگم دوست عزیز.مث همیشه عالی .موفق باشی.
  • مینا
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1394/4/23

سلام دوست عزیز.رمان شما رو خوندم عالی بود قلم بسیار خوبی دارید .تبریک میگم بابت چاپ کتاب جدید. امیدوارم موفق باشید ....با تشکر
  • ملیحه زیرک
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1394/4/23

کتاب قبلیتون عالی بود مشتاقانه منتظر خوندن این کتاب هستم امیدوارم باکمک خدای منان هرروز موفق تر از قبل باشید.
  • مجتبی جامعی
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1394/4/23

باسلام وعرض تبریک من کتاب ستاره دخترایرونی رو خوندم خیلی عالی بود امیدوارم مابغی کتابهاتون مثل اون باشه بازم تبریک ممنون ومتشکرم........
  • مرضیه تقی زاده
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1394/4/22

با سلام خدمت نویسنده جوان و خلاق رمان ستاره دختر ایرونی رو خوندم خیلی جذاب وپر محتوا بود امیدوارم رمان جدیدت هم به اندازه اون جذاب باشه ولذت ببرم منتظر. چاپ کتابت هستم.
  • احسان منش
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1394/3/31

با سلام خدمت دوستان عزیزی که قراره کار منو انتخاب کنن. لازم دونستم با ذکر این دو بیت شعر اسم داستان را براتون معنا کنم.

بسی گفتند که دل از عشق برگیر
که نیرنگ است و افسون است و جادوست
ولی ما دل به آن بستیم و دیدیم
که آن زهر است اما نوشداروست
 
نظر شما
نظر شما
نام:
*
ایمیل:
محدوده سنی:
*
متن:
*
ورود اعضا
نام کاربری:*
رمز عبور:*