سپیده
سپیده

سپیده

عنوان: سپیده
کد کالا:
نویسنده:

فرشته صفری دانالو


ناشر:

علی


قطع کتاب:

رقعی


نوع جلد:

شمیز


نوبت چاپ:

سوم


تعداد صفحه:

696


شابک:

9789641931034


تیراژ:

2000

300,000  255,000  ريال
وضعیت: موجود

خدا را شکر که شنبه ها کلاس ندارم چون با این چشمای پف کرده روم نمی شد دانشگاه برم هر چند دلو دماغ انجام هیچ کاری رو ندارم. روز پنجشنبه وقتی به شبنم گفتم عطا فردا شب می ره سوئد با دستش بمبچه ای نثارم کرد که انصافا حقم بود. با بغض گفتم:

- شبنم بعد این چه خاکی تو سرم بریزم؟

بی رودربایستی گفت:

- از اون خاکا که می ریزن سر مرده ها، آخه بدبخت دیوونه هیچ کس کاری رو که تو کردی نمی کنه. خدا وکیلی فکر کنم زیادی فیلم دیدی!

- ولم کن تو رو خدا چه فیلمی، سر اندر پام خودش یه پا فیلمه.

- یه چیزی بهت بگم نمی خندی که؟ به نظرم به امتحانش می ارزه.

- جون بکن و بگو، دلم داره از غصه می ترکه.

- این راه حلی که می گم راست کار خودته. به قول مامانم دل آدم سفره نیست که پیش هر کس پهنش کنی بعدشم مگه یه آدم چقدر می تونه حرفشو نگه داره خب دلش می پوسه. پس باید چی کار کرد؟

- شبنم بمیری تو، معما طرح می کنی؟

- بنویس! هر چی رو اتفاق افتاده بنویس. باور کن سبک می شی.

اون موقع که شبنم تکرار می کرد بنویس. بنویس، باور کن سبک می شی، خنده ام گرفته بود، چی رو می نوشتم؟ حماقتم رو، لجبازی بچه گانه مو، اگه یه روزی کسی پی به نوشته هام می برد و می خوند در مورد من چی فکر می کرد با چه ندونم کاریی خوشبختی رو از خودم دور کردم؟ به هر حال پیشنهاد شبنم رو عملی کردم اون روز موقع برگشت از شهر کتاب محلمون یه کلاسور با دو بست ورق مخصوصش خریدم. شب حوصله شام خوردن نداشتم. راستش ویر نوشتن مرا گرفته بود، تموم اتفاقات آنی به مغزم هجوم آوردن اینقدر که گیج شدم از کجا شروع کنم از عید سال گذشته یا که تابستونش! وای همه اونچه که پیش اومده بود از عید فطر امسال بود مخصوصا با اومدن دایی مرتضی ورق زندگی منم برگشت. یه وقتایی پیش خودم فکر می کنم کاش همه این اتفاقات یه خواب بود ولی افسوس که نبود. باید برای خاطراتم یا بهتره بگم داستانم اسمی انتخاب می کردم، اسمی که بهش بیاد از این اسمهای رومانتیک و بازاری خوشم نمیاد باید اسمی باشه که بعد از گذشت سالیان زیاد هم منو به یاد این روزا بندازه. اما چی؟ مثلا دایی مرتضی، آدم یاد خاطرات پیرمردها می افته یا مثلا عطا، نه این خیلی تابلو می شه هر کی نوشته ها رو ببینه شک می کنه پیش خودم گفتم «حالا شروع می کنم تا به اسمش، خدا بزرگه».



روی کاناپه دراز کشیده بودم آخرین روز ماه رمضون احتیارو ازم گرفته بود. تلفن مدام زنگ می خورد. وای خدای من این ساغر هم نیست که فداکاری کنه، صدای مامان وجی مجبورم کرد که گوشی رو بردارم.

- الو....

سلام دایی مرتضی، حالتون چطوره؟...

منم سپیده، قربونتون برم. دایی مرتضی بالاخره اومدنتون برای چه روزی می شه؟...

باشه فهمیدم یکشنبه هفته آینده ساعت نه و نیم، دایی گوشی رو می دم به مامان وجی.

- سلام ننه، مرتضی بالا هواخ گلیسن؟

- عیب یوخدی بالا، تو بیا چه زحمتی، ننه قربانین اولم. هر وقت دایی مرتضی زنگ می زد مامان وجی اختیار از دست می داد همه بچه هاش یه طرف این دایی مرتضی دردونه هم یه طرف. کلا همه پدر و مادرها بچه های اول و آخرشون رو خیلی دوست دارن این مامان سیمین منم ازاین قضیه مستثنی نیست. جونش سمانه و ساغره. بدبختم من فلک زده البته تو نوه ها یکی یکدونه حاج صادق احتشامم. مامان وجی گفت:

- حاجی، حاجی، بابا سننم. اون رادیو رو چم کن، آهان، گور نه دییرم، مرتضی زنج زده یه شنبه می آد.

- خب گوزلرین آیدین، نگفت چه ساعتی می یاد؟

- سنیند گوزلرین آیدین، اونو نپرسیدم، سفیده تو می دونی؟

- بله، اولا مامان وجی خواهشا کمتر بزن کانال دو به جای این که چشم روشنی به حاج صادق بگی فارسی بگو قربونت برم پسرت دردونت داره از اروپا می یاد. دوما خدمت حاج صادق خودم عارضم که یکشنبه اگه تاخیر نداشته باشه ساعت نه و نیم هواپیماش می شینه.


 
نظرات کاربران
  • فاطمه1375
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1394/5/6

سلام. خانوم صفری عزیز کتابتون خیلی خوب بود. فقط ی سوال کتاب بعدیتون کی چاپ میشه؟
  • رها
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1394/5/4

سلام. خیلی خوب بود
  • افسون
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1394/1/6

سلام راستش اصلا خوشم نيومد خيلي معذرت.....
راستي سال نوتونم مبارك
  • ش.رفيعي
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1393/4/24

سلام به نويسنده نازنين سپيده.
بايدبگم من اين كتاب رودقيقامصلدف بامحرم پارسال خوندم ازخاطرم نميره به نظرم زيبا بودبه خاطر:
حال وهواي تركتباري وخاصش كه تاحالا من تورمان نخونده بودم.
به خاطر نگاه خام سپيده كه هرچي جلوميرفت توزندگي بزرگ ميشد.
به خاطرصحنه هاي ملموسش
شيوه مكالمه هاي كه داشت
فقط اگه يك مقدارحجمش خلاصه تربودبراي من امتيازخيلي بالاتري داشت
به نويسنده نازنينش تبريك ميگم ومنتظراثربعزيشون هستم
موفق وسلامت باشند.
  • مریم
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1393/4/2

از رمان به این زیبایی از شما تشکر می کنم
  • عاطفه نصرآبادی
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1393/2/24

سلام خسته نباشید.با اینکه هنوز اواسط کتاب هستم ولی دیگه نتونستم صبر کنم و به یکی از نقاط ضعف کتاب اشاره نکنم.چیزی که خیلی داره اذیتم میکنه اینه که واقعن مهمه اسم برندا یا ونک و آفریقا و جواهری مظفریان و هزار و یکی اسم خیابون و کوچه و مغازه و رستوران تو سطر سطر کتاب ذکر بشه؟فک کنم اصن قشنگ نیس :\\\\\
  • شیرین جمشیدی
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1393/2/7

سلام خانم صفری عزیز
کتاب فوق العاده زیبا و قلم شما بسیار گیرا ست
از نشر علی هم ممنون
  • باران
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1393/1/21

قلم نویسنده خوب بود اما همه ی داستان توی صفحه ی اول کتاب لو داده شده بود.این جذابیت داستان رو کم می کرد.اگه اسم عطا توی همون چند خط اول نمی اومد کشش داستان بیشتر می شد.کلا داستان یکنواختی بود و آخرای داستان می تونست سریع تر جمع بشود.
جو داستان و صمیمیت اعضای خانواده خیلی دوست داشتنی بود.
ممنون از نشر علی و نویسنده ی عزیز
  • فرشته صفری
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1393/1/17

سلام به همگی، سال نو مبارک
ممنونم فاطمه جون:-*
هنگامه ی عزیزم شما لطف دارید، متقابل روی ماهتون رو میبوسم.
Fereshte.safari@ymail.comاینم ایمیل من
  • هنگامه
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/12/28

سلام به فرشته جون خوبم
امیدوارم حالتون خوب باشه
دلم براتون تنگ شده بود پس این کتاب جدیدتون چه زمانی قراره چاپ بشه؟
می خوام یه خواهشی ازتون داشته باشم میشه ایمیلتونو توی سایت بذارید؟
عزیز مهربونم سال نو رو بهتون تبریک میگم بهترینهارو براتون ارزو دارم.
خدا حافظ و نگهدارتون باشه
روی ماهتونو از راه دور میبوسم
  • Fateme 67
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/12/16

عالی.. دوستش داشتم..خسته نباشید.
  • فرشته صفری
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1392/12/8

سلام وشب خوش
هومن عزیزم مقایسه ی جالبی بود سری Aایتالیا، منم ازت ممنونم.
آمنه جون مرسی از لطفت،ماریان عزیزم شما هم پاینده وموفق باشید.روزگارتان پی در پی بر وفق مرادتان باشد.قربانتان فرشته:-*
  • ماريان سپهري
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/11/19

سلام و خسته نباشید،
مرسی نویسنده محترم زیبا و عالی بود.
مرسی نشر خوب علی
پاینده باشید دوستان رمان خوان
  • آمنه لاهوتي
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/11/17

خانم صفري عزيزسلام.كتابتون هنر دلبستكي بين افراده و علي الخصوص خانواده و خويشاوندان ك با عصاره عشق و دلدادكي و طنز شيرينش به جذابيت و قدرتش اضافه ميكنه.موفق باشيد
  • HOOMAN
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/11/14

مرسي فرشته واقعا شخصيت پردازي در حد سري Aايتاليا.بازم مرسييييييييييييييييي.
  • فرشته صفری
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1392/11/14

سلام گرم خدمت خانمها شیرین،نسرین و زهره عزیز
ممنونم از محبت و بزرگواری شما دوستان...
به خدای بزرگ می سپارمتون:-*
  • زهره
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/11/12

خوب بود از نویسنده محترم ممنونم.
  • نسرین
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/10/20

فقط میتونم بگم کارتون محشر بود خیلی جاها از شیطنت شخصیت های داستانتون از ته دل خندیدم لطفا باز هم به شاهکارهاتون ادامه بدید بی صبرانه منتظرم خیلی دوستون دارم
  • شيرين
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/10/15

فرشته جونم.................بي صبرانه منتظر كتاب جديدت هستم.........ميبوسمت عزيزم
  • فرشته صفری
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1392/10/11

سلام و عرض ادب خدمت دوستان گرامی
مدت زمان طولانی است که نتونستم به این خونه سر بزنم،نذارید پای کم لطفی چرا که در گیر مسائلی هستم.
از تک تک دوستانی که کتاب رو مطالعه کردند،تشکر میکنم و امیدوارم قابل این همه لطف و مهربونی شما عزیزان باشم.
شکوفه،محبوبه و مهر عزیز و مهربانم متشکرم.
جملیه خانم گرامی دوست عزیز خواهرم فرنگ سپاسگزارم بابت این همه محبت شما.
لیلا،سپیده و شیرین عزیزم از همگی شما بسیار ممنون و متشکرم برای تمام حسی خوبی که به من القاء کردید.تک تک شما را میبوسم و امیدوارم هر جا که هستید خوش باشید.
عذر تقصیر بابت تاخیرم ،ببخشید:-*
  • شيرين
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/10/3

وااااااااااااااااااااااااااااي .............واقعأ زيبا بود .........لذت بردم.........فرشته جونم مرسي.....بوووووووووس...بووووووس
  • sepidehghafari
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/9/5

سلام.من تازه این کتاب و خوندم خیلی خیلی خوببببببببببببببببببببببببببببب بود
  • لیلا
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/8/24

عالیییییییییییییییییییییییییییی بودخییییییییییلی خوشم اومدخانم صفری کتاب دیگه ای ندارید؟
  • جميله کاتبى زاد
  • محدوده سنی: بیشتر از 45 سال
  • 1392/8/23

سلام و خسته نباشيد.
فرشته جان واقعا عاشق کتابت شدم. منو به دوران نوجوانى خودم برد
به خصوص اىنکه از لهجه شيرين اذرى استفاده کردين واقعا زيبا و دلنشين بود.
از شخصيتهاى اصلى داستان واقعا خوشم اومد از عشق پاک و صبرشون در راه اين عشق
امىدوارم که شاهد موفقىتهاى بىشترت در اين عرصه باشيم.
  • مهر
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/7/2

سلام.خسته نباشيد.كتابتون خيلي قشنك بود ولي خيلي به حاشيه توجه داشتين از خيابونا،مارك لباس،اسم رستوران و... جرا؟
  • محبوبه
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/6/28

سلام خانوم صفوی عزیز واقعا بابت کتاب زیباتون ممنونم بسسسسسسسسسسسسسسسسسیار زیبا بود
  • شکوفه
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/6/27

سلام خانم صفری خسته نباشید راستش رابخواهید من دردوران دبیرستان کتاب داستان فارسی نوشته نویسندگان ان دوره دهه 70 رامی گویم می خواندم ولی ازبس مزخرف وسبک بود ول کردم ورفتم سراغ رمان خارجی وباهرچی رمان ایرانی بودقهرکردم ولی کتابهای شیرین شما وهمکارانتان خانم بهارلویی صفوی و....وبخصوص دوکتاب شیرین تابحال ازشما خواندم بخصوص اخریش سپیده بسیارعالی بود واقعا ادم را شادمی کردراستش رابخواهید من یک پزشکم وشبهادریک درمانگاه شیفت می دهم گاهی اوقات باخودم ارزو می کنم ایکاش هیچ مریضی نیاد تامن راحت کتابم رابخوانم بازهم کتاب بنویسید
  • فرشته صفری
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1392/6/4

سلام و شب خوش
از دوستان عزیزم تشکر میکنم.
نیلوفر خوبم، مهناز عزیزم وz88 آقا یا خانمن نمیدونم به هر حال با معرفت و همینطور ماریان جون.از همگی سپاسگزارم.
  • نیلوفر
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/6/2

خانم صفری عزیز،کتابتون فوق العاده زیبا بود، شخصیت پردازی های کتاب عالی بود، واقعا مرسی بابت کتاب سپیده،منتظر رمان های زیبای دیگه ای از شمه هستم.
  • مهناز
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/6/2

سلام فرشته جون مرسی وخسته نباشیدکتاب خوبی بود من از خوندنش لذت بردم قلم خوبی دارید.... منتظر کارهای جدیدتون هستم باسپاس وتشکراز نشر علی
  • z88
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/5/11

عالی بود . خیلی قشنگ بود
  • ماريان سپهري
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/4/18

كتاب زيبا خيلي جذابي بود، ممنون از قلم زيبايتون و خسته نباشيد نشر خوب علي.
  • فرشته صفری
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1392/4/15

با سلام به جمیع دوستان
پیشاپیش حلول ماه رمضانو تبریک میگم.
شیرین عزیزم متاسفم که داستان از نظرت ضعیف بوده،انشاا...کار بعدی.
سیمین جان چقدر خوبه که تو این محل هستی واین کتاب برات تداعی خاطره های خوبه:))
کوثر عزیزم ممنونم از لطفت،محبت کردی:)
و اما مرجان جون،چه صادقانه اعتراف کردی،مرسی.
با این حال هر چه از دوست رسد نیکوست...سپاسگزارم
  • مرجان
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/4/14

سلام به نویسندۀ محترم
میدونم که کارم درست نبوده و برای حمایت از نشریه و نویسنده باید کتابو میخریدم همین جا عذر خواهی میکنم.
من کتابو از دوستی امانت گرفتم و خوندم خوشم اومد البته بدون نقص نبود ولی برای کار اول خیلی خوب بود چون من یکروزه خوندم و موضوعش برام جالب بود.
موفق باشید.
  • كوثر موسوي
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/4/12

سلام خانم صفري
كتاب فوق العاده اي نوشته بودين واقعا يك بود واقعا عالي بود و جاي حرفي نداشت البته نميتونم بگم كاملا بي نقص بود يكي دوتا اشكال جزئي داشت تو متن ولي روي هم رفته كتاب توووووپي بود.من اونقد كه رمان خوندم احساس ميكنم تمام موضوه كتابا مث همه اما تو اين كتاب من موضوع تكراري نديدم فوق العاده كتاب برنامه ريزي شده اي بود همه اتفاقات مرتب و به جا بود
  • سیمین دیبا
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/4/11

سلام خانم صفری
ضمن تشکر و خسته نباشید مطلبی را میخواستم بگویم من هم در همین منطقه یعنی یوسف اباد ساکنم
وقتی کتابتان را خواندم به قدری برایم اشنا و دوست داشتنی بود که با گذشت زمان با گذر کردن از این خیابان و کوچه ها یاد خط به خط کتابتان میافتم.
قلمتان روان و ساده بود و داستان کاملا طبیعی منتظر کتاب جدیدتان هستم.موفق و برقرار باشید.
  • شيرين
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1392/4/9

خيلي ضعيف بود....
  • فرشته صفری
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1392/4/2

سلام به روی ماهت گندم جون
مرسی از لطفت عزیز دلم:-*
  • گندم
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/4/2

خیلی لطیف و دوست داشتنیه . بخونیدش . عاشقش میشید . خدا انشالله این عطاها رو هزار برابر کنه
  • ماندانا داورکیا
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1392/3/25

راستی یادم رفت بگم که خیلی خوب بود که کتابت
Happy ending
بود یعنی پایان خوشی داشت. در ضمن میخواستم بگم اینکه گفتم اشكال منظورم نکنه نظر بود نه اینکه کتاب اشکالی داشته باشه. میخواستم نکته نظر خودم رو بدونی از دیدگاه خودم. چون به هر حال خیلی چیزها بر حسب سلیقه است و نويسنده که نمیتواند تمام سلیقه ها را پوشش دهد. به هر حال کتاب قشنگی بود و امیدوارم کتابهاي بعدی هم قشنگ و موفق باشد. هروز موفقتر از روز پیش.
ماندانا داورکیا
  • فرشته صفری
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1392/3/23

سلام به استاد و دوست عزیزم که در یاد گرفتن زبانها همیشه در کنارم بودی و هستی.
اول از همه ممنونم ازت بابت اینکه سپیده رو خوندی به خاطر اینکه می دونم چقدر سرت شلوغه از ترجمه گرفته تا تدریس و خبرنگاری.
دوما متشکرم به خاطر نظراتی که برام نوشتی،عزیز دلمی.
مرسی ماندانا جون :-*
  • ماندانا داورکیا
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1392/3/22

فرشته جان سلام:
بالاخره کتابت رو خواندم. راستش همیشه رمانهای نویسنده های خارجی را خوانده ام و البته نویسنده های معروف. خودم را در حدی نمیبینم که فکر کنم استحقاق نظر دادن روی کتابت رو داشته باشم یا نه. البته میدونی که تمام زندگیم و فکر و ذهنم زبان انگلیسی و خیلی از رمانها رو به این زبان خوانده ام. به هر حال اگر نقد کتاب رو از دیدگاه خودم بخواهم بگم – اینکه کتاب شیرین و شاد بود. رنج و غم درش نهفته نبود. البته منظورم این نیست که اگر کتابی رنج وغم در بر داشته باشد خوب یا بد. فضای زندگی ترکها رو نشان دادی و همینطور فضایی که مدام در اون گردش, تفریح, زندگی مرفه و بی دغدغه ( البته به غیر از نگرانی های سپیده در باره زندگی با عطا) و به دور از دشواری هایی که مردم امروز باهاش سر و کار دارن بود. شب نشینی های دور هم – خوب آدم خیلی دوست داره این صمیمیت. اون رابته عشقی تا حدی سنتی و با حجب و حیا که بین عطا و سپیده بود خودم شخصا دوست داشتم. چون کلا از بی پروایی خوشم نمیاد نه در هنر و هیچ چیز دیگه. چون اعتقاد دارم بی پروایی عشق از بین میبره. از فضای یوسف آباد و چند اسم آشنا مثل قنادی پوپک اسم برده بودی خوب فضای محل خودمونه دیگه منم که عاشق این محلم دیگه هیچ چی. ولی کاش بیشتر راجع به محل صحبت میکردی. روی هم رفته خوب بود فقط خیلی زیاد بود. چند تا اشکال هم داشت ( البته از نظر من) که بعدا از نزدیک بهت میگم. انشاالله منتظر رمان دوم هستیم. موفق باشی. روز به روز موفقتر از روز پیش.
ماندانا داورکیا
  • فرشته صفری
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1392/3/12

سلام علیکم
ممنونم هنگامه جان از لطفت فرمایشتون هم متین و قابل قبوله.
خیلی دوست داشتم که روی ماهتو ببینم واز این همه قوت قلبی که بهم می دی تشکر کنم،امیدوارم که سعادت داشته باشم.
سمیه خانم گل،عزیزم شما محبت کردی خوندی لذت بردی،ممنونم.
قربونتون فرشته
  • سمیه عباسپور
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/3/9

فضای ملموسی داشت و از خوندنش لذت بردم تشکر خانم صفری
  • هنگامه
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/3/2

سلام به فرشته جون خوبم
سپیده به انواع اولین کار از یک نویسنده می تونه یه شاهکار باشه نقد یک کتاب می تونه خوب باشه حتی گاهی اوقات می تونه به نویسنده کمکم کنه ولی کسایی هم هستن که خودشونو جای شخصیت های داستان می زارن حتی ممکنه احساس کنن چون مثله اونا نیستن پس لازمه از داستان انتقاد کنن البته این نمی تونه یه حکم کلی برای همه باشه هستن نویسنده هایی که با خیال یه داستانی رو شروع می کنن ولی چندان هم تو کارشون موفق نیستن ولی من به قلم شما اطمینان دارم منتظر کار بعدیتون هستم همیشه مثله یه خانم واقعی با روی باز و رفتار منطقی جواب کسایی رو که کتابتونو خوندن می دید حتی اگه انتقاد باشه بهتون افتخار می کنم عزیزمممممممممممممممی
  • فرشته صفری
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1392/2/29

سلام باران عزیزم
ممنونم از نقدت
عزیزم باید عرض کنم خدمت که تو زمونه ای که امروزه درش زندگی میکنیم تقریبا تمامی عاشقی ها،مشکلات،حرفها،فکرها،لجبازی ها،فداکاری ها...همه و همه شبیه هم شده.البته اگه دقیق باشی.
اینو خواستم بگم که بدونی موضوع داستان هم مثل همون مسائلی که گفتم مشابه،هر چند من این کار خانم شجاعی عزیز رو نخوندم(متاسفانه)
در مورد لجبازی سپیده و عطا خودت بگو کدوم دختر و پسر امروزی از روی عقل تصمیم میگیره،اگه میگرفت که اینقدر دادگاههای حمایت ازخانوداه شلوغ نمیشد،پس معلومه زیاد تو بطن کار نیستی.
ودر آخر اگه جذاب نبود و کشش نداشت مطمئنا تا آخرش نمی خوندی،عزیز دلم:)
در هر صورت ممنونم ازت
  • باران
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/2/28

سلام خدمت نشر خوب علی و خانم صفری
من یه رمان خون تقریبا حرفه ای هستم و می شه گفت تا الان کمتر کتابی بوده که از زیر دستم در رفته باشه ... عادت دارم بعد از خوندن هر کتابی هر طور که می شه نویسنده ام پیدا کنم و نقدمو به گوشش برسونم ...
متاسفانه رمان شما جز معدود رمانایی بود که هیچ کششی رو برای خوندن توی من ایجاد نکرد ... لجبازی های سپیده و عطا خیلی بچه گونه بود و من مدام از خودم می پرسیدم آخه به چه دلیل عطا اینو گفت؟ چرا سپیده اون کار رو کرد و ... و چیز دیگه که به ذهنم رسید به استثنای پایان کتاب ... رمانتون تا حدودی شبیه رمان امانت عشق خانوم شجاعی بود ... قلمتون جذابی های خودش رو داشت اما کمی صقیل بود و خوندن رو سخت می کرد ...
در هر صورت باید نقدم رو می گفتم ... مرسی از شما و نشر همیشه محبوب علی
  • فرشته صفری
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1392/2/1

سلام هلیای عزیز
خوشحالم که داستان رو پسندیدی و ممنونم از لطفت.
عزیزم،نوشته ای تو دست و بالم دارم که انشاا... بعد از ویرایش و تکمیل کردن میبرم نشریه وامیدوارم که مراحل بعدیش زود انجام بشه.
سپاسگزارم از همگی.
  • heliaaaaaa
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/1/30

سلام خدمت خانم صفری
کتاب سپیده عالی بود به خصوص شخصیت عطا فقط میشه بگید کتاب جدیدتون برای نمایشگاه میاد بیرون ؟ممنون میشم اگر جواب منو بدهید :)
  • فرشته صفری
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1392/1/27

سلام وشب خوش
فرصتی دست داد که خدمت برسم و از تمامی دوستانی که منو مورد لطف و محبت قرار دادن تشکر کنم.
انشاا...در نمایشگاه ببینمتون:-*
 
نظر شما
نظر شما
نام:
*
ایمیل:
محدوده سنی:
*
متن:
*
ورود اعضا
نام کاربری:*
رمز عبور:*