غزال
غزال

غزال

عنوان: غزال
کد کالا: 9789647543395
نویسنده:

طیبه امیر جهادی


ناشر:

علی


قطع کتاب:

رقعی


نوع جلد:

شمیز


نوبت چاپ:

بیستم


تعداد صفحه:

680


شابک:

9789647543395


تیراژ:

500

450,000  382,500  ريال
وضعیت: موجود

در آخرین لحضات غروب دومین شب باییزی وقتی بابا ماشین رو پارکینک نگاه می داشت از فرط خستکی فقط کیفم را برداشتم و به طرف اسانسور رفتم و منتظر بقیه نشدم که صدای اعتراض ساناز بلند شد:

ای خانوم ما که حمالت نیستیم حرکت اسانسور مجال بکو مکو را نداد. به سختی توانستم قفل حفاظ را باز کنم. وقتی به داخل رفتم به سرعت لباس راحتی تنم کردم و روی تخت ولو شدم. صبح با نوازش مادرم از خواب بیدار شدم.

- سلام صبح به خیر.

- سلام عزیزم صبح تو هم به خیر بلند شو یه دوش بگیر تا سر حال بری مدرسه! بعد از دوش آب گرم از اتاق بیرون رفتم بابا و ساناز از من زودتر بیدار شده و مشغول صبحانه بودند. سلام کردم و کنار ساناز نشستم و لیوان آبمیوه را برداشتم و تا ته سر کشیدم. ساناز با اخم و عصبانیت گفت: غزال تو همیشه حق منو میخوری. خندیدم و جواب دادم:

قربون خواهر کوچولوی خودم برم که حقش پایمال میشه، آخه دختر مگه پول که حق تو رو بخورم. می دونی آخه آبمیوه تو یه طمع دیگه داره! برای اینکه اخمهایش را باز کند لیوان خودم را به دستش دادم و در حالی که گونه اش را می بوسیدم ادامه دادم: قهر نکن، ببخشید یادم نبود که ته تغاریا، ناز نازو هستن و باید نازشونو کشید. اخمهایش را باز کرد و لبخندی تحویلم داد. بعد از خوردن صبحانه مامان رو به بابا گفت: مسعود امروز من دیرتر به کارخونه میرم چون باید بچه هارو به مدرسه برسونم و غیبت دو روزشونو موجه کنم. هر سه تایی به طرف مدرسه راه افتادیم. بین مدرسه ی من و ساناز یک کوچه فاصله بود. او کلاس اول راهنمایی بود و من کلاس سوم دبیرستان .بهد از رساندن ساناز، همراه مامان وارد دبیرستان شدیم. خانم رحیمی با دیدن ما با روی گشاده از جا برخاست. و بعد از سلام و احوالپرسی گفت:

کلاست طبقه دومه، کلاس سوم ریاضی B، راستی غزال امسال باید به جای شیطنت، حواست جمع درسات باشه فهمیدی؟ لبخند زنان گفتم:

چشم و از دفتر بیرون امدم. پله ها رو دو تا یکی کردم و خودم را به طبقه بالا رساندم. در کلاس بسته بود همهمه بچه ها بیرون میامد. ضربه محکمی به در زدم که باعث شد همگی ساکت شدند. به آرامی دستگیره را چرخاندم و سرم را از لای در داخل کردم. بچه ها با دیدن من نفس راحتی کشیدند. زیبا گفت:

غزال اللهی جوون مرگ بشی، این چه وضع در زدنه؟ زهر ترک شدیم.

- اول سلام کن بعد قربون صدقم برو، زیبا خانوم. با تک تک بچه ها شروع به احوالپرسی و روبوسی کردم. همه از بچه های سال قبل بودند،فقط بین آنها دختری لاغر اندام با قد متوسط و چشمهای عسلی و سبزه رو ناآشنا بود برای آشنایی جلو رفتم و گفتم: سلام من غزال سراج هستم به کلاس ما خوش اومدین. با لهجه خاصی گفت:

سلام. از آشناییت خیلی خوشحالم! منم سها زمانی هستم. ثریا میان حرفش دوید و گفت:

سها تازه از ایتالیا اومده به همین خاطر فارسی رو با لهجه حرف میزنه. چشمکی زدم و گفتم

عیب نداره برای این که احساس تنهایی نکنی از این به بعد روی ما حساب کن. بعد به ردیف آخر، به قول مهناز به لژ خودمان رفتیم. ما شش نفر بودیم که از اول راهنمایی با هم دوست و همکلاس بودیم. زیبا، مینا، بنفشه، ثریا، بهناز و من. به محض نشستن بهناز گفت:

ببینم این دو روزه رو کجا بودی و چه غلطی میکردی؟

- نامزدیه آیدین با دختر خالش آیدا بود.

- سه ماه تابستان چی کار میکردن که نگه داشتن واسه مهرماه.

- بابا و مامان رفته بودن فرانسه که هم دایی رو ببینن هم مواد اولیه واسه کارخونه بگیرن.

- چه خوب، یه کیلو رنگ بیار تا سر همه فامیلا و خودمو رنگ کنم. - بنفشه گفت: احمق جان، رنگ صنعتی نه موی سر. - می دونه، ما رو دست انداخته. زیبا گفت:

تو چرا نرفتی؟

بهناز به جای من جواب داد:

مگه دیوونه است که اون همه پسر عمو و پسر عمه رو بذاره و بره پیش دائیش؟

- ببینم مگه تو زبون من هستی که به جای من جواب میدی، اولا ما با هم از این حرفا نداریم ثانیا صد بار گفتم من دوست ندارم تلبستونا غیر از ارومیه جای دیگه ای برم.

-بهناز خندید و گفت:

خوب عزیزم منم به جای تو بودم همین کارو میکردم. نیم ساعتی از زنگ کلاس گذشته بود ولی هنوز از دبیر فیزیک خبری نبود، بچه ها از زیبا خواستن که به دفتر برود و علت نیامدن معلم را بپرسد. بعد از چند دقیقه زیبا با خوشحالی وارد کلاس شد و خبر داد که فعلا این هفته دبیر فیزیک نداریم. دبیر خودمان به مدرسه دیگری منتفل شده است.همه هوررا کشیدند، خوشحال از اینکه ساعتی را به حرف زدن میگذراندند. از سها خواستم که پیش ما بیابد. بعد از کمی صحبت بهناز گفت:

- سها جون برای آشنایی بیشتر،اول از خودت بگو.بعد یکی یکی از شجره نامه بقیه با خبر میشی. به عنوان مثال این غزال میمون رو که امروز اشنا شدی،پدرش کرده و مادرش ترک ارومیه، یه خواهر دتره چهار تا عمو و دو تا عمه که پسراشون مثل یه تکه ماه میمونن، الهی همشون پیش مرگم بشن. سها لبخندی زد و گفت: چطور دلت میاد بهش بگی میمون، غزال خیلی خوشگله. مینا گفت:

بهناز تو هم کشتی با این توضیح دادنت تا ولت میکنن آمار پسرا رو تحویل میدی . بعد رو به سها گفت:

سهاجون اول از همه این دیوونه رو که می بینی تهرانیه و فقط یه برادر داره که به تازگی ازدواج کرده زیبا خواهر من که دوقلو هستیم و خواهر و برادر دیگه ای هم نداریم و اهل تهرانیم. بنفشه مطرب و اواز خونه کلاس، اهل آبادان و یه خواهر کوچکتر از خودش داره. ثریا هم تبریزیه و دو تا برادر داره که از خودش کوچکترن. حالا نوبت شماست. سها گفت:

من دو تا برادر دارم که بزرگتره سپره سال آخر دانشگاه، رشته مهندسی ساختمان و سهیل کلاس سوم راهنمایی. پدرو مادرم اهل اهواز و دختر عمه و پسر دائی هستن، ولی همه ما ایتالیا به دنیا اومدیم.


 
نظرات کاربران
  • Nadiya
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1397/1/6

ینی به جرعت میتونم بگم بهترین رمانی بود که خوندم بیشتر از ده دفعه خوندمش هرچقد میخونم واسم تکراری نمیشه خیلی قشنگه😊
  • یاسمن
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1396/9/11

وایی از این کتاب که واقعا عالی و محشر بووود
من دو بار این کتابو خوندم واقعا خسته نمیشم...
نمیشه که همه ی رمانا اخرش بد تموم شه و اشک ادمو در بیاره،از اینکه این اخرش خوب تموم شد عالی بود.
فقط یک سوال:میشه لطفا بگید این داستان از روی واقعیت بوده یا خیر؟؟؟؟
  • فاطمه السادات حصارکی
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1395/9/24

قلم خوب و روونی داره داستانش رو خیلی بیشتر دوست داشتم ولی کاش انقدر راحت به هم نمیرسیدن به هم
  • عادله آبادیجو راوری
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1395/9/16

سلام کتاب خوبی بود
  • سهیلا
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1395/6/23

رمان خوبی بود ولی دختره زیادی لوس بود
  • یه دختر
  • محدوده سنی: کمتر از 15 سال
  • 1395/6/10

واقعا زیبا بــــود خانم امیرجهادی
من نمیتونم بگم بعد از خوندنش چه جوری بودم عـــالی بود واقعا مخصوصا سپهر
سپهر شخصیت مورد علاقم بود
  • سادات
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1395/3/26

سلام واقعا کتاب قشنگی بود ممنون
  • زینب
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1395/3/1

عالی،عالی و عالی
جزد زیباترین و عاشقانه ترین رمانهایی بود که من خوندم
تشکر از نویسنده و ناشر
از همه کتاباتون بهتر بود خانوم امیرجهادی
  • زهرا قاسم زاده
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1394/11/24

کتاب خوبی بود..دوبار خوندمش..اما درامتداد حسرت این نویسنده عزیز خیلی بهتر بود..البته این کتاب و هم دوس داشتم.
  • عادله زارعین
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1394/11/9

فوق العاده عالی بود
  • رها شایگان
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1394/5/22

سلام.
میخواستم بگم که این کتاب خیلی برای من جالب بود.
رفتارهای کارکترها و چیزهای دیگه منو واقعا تحت تاثیر قرار داد.منتظر کتاب های جذاب دیگرتون هم هستم.
  • درسا
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1394/5/8

به نظر من نه خيلي خوب بود و نه ضعيف
در رفتار و حرف هاي سپهر به غزال خيلي زيادي اغراق شده بود و حرف هاش زيادي شاعرانه بود كه اين خيلي غير واقعي مي كرد كتاب رو
تا به حال هم ٣-٢ داستان هم مضمون با اين خونده بودم
من در امتداد حسرت رو بيشتر دوست داشتم
ولي در كل كتاب خوبي هايي هم داشت كه نمي شد نا ديده گرفت
  • فاطمه1375
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1394/5/6

سلام . خوب بود.
  • م.خراسانی
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1394/3/7

این کتاب رو از نمایشگاهی که امسال برگزار شد خریدم از سیزده سالگی عاشق رمان خوندن بودم چه ایرانی چه خارجی به نظر من رمان غزال بسیار زیبا و در عین حال آموزنده بود از اینکه در هر شرایطی زود قضاوت نکنیم و حق دیگران رو پایمال نکنیم و.... نظرات دوستان را هم خوندم شخصیتهای داستان همه خوب توصیف شده بودند همه ی افراد خوب بودند فقط سپهر بیش از حد مهربان بود و این داستان رو کمی از واقعیت دور کرده بود نه اینکه مردهای ایرانی اینگونه نیستن منظور من این نیست .بهر حال به نویسنده این کتاب تبریک میگم و آرزمند موفقیت روز افزون ایشان هستم .
با تشکر
  • مهدیس
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1394/2/30

سلام
این رمان تقریبا اولین کتابی بود که به من پیشنهاد شد من حدود ده بار این کتاب را خوانده ام واقعا عالی بود از همه نظر مخصوصا متن کتاب و شخصیت هایش
  • منیرالسادات گرامی نژاد
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1394/2/23

خیلی کتاب خوبی بود. من تاحالا چند بار این کتابو خوندم
  • ريحانه
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1394/1/31

واقعا عالي بود. ممنون خانوم امير جهادي.
  • متین
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1394/1/5

واقعا کتاب قشنگی بود...میتونم بگم یکی از شاهکار ترین و بهترین رمان هایی بود که خوندم...از صمیم قلب به شما تبریک میگم سرکار خانم امیرجهادی...
  • ریحان
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1394/1/2

سلام کتاب ماهفر خیلی زیبا بودمن هفت بار خوندم وکتاب غزال هم فوق العاده بود . بیش از سه بار خوندم
ممنون
  • نازنین
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1393/12/19

واقعا غزال بهترین رمان انقدر دوست دارم که نگو 4 بار خوندم
  • آ نیسا
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1393/11/8

واقعا رمان قشنگی بود من 15بار خوندم دوستش دارم یاد باز خوندمش
  • سپیده عسگریان
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1393/10/14

بهترین وزیباترین رمان از نشر علی
  • آرینا
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1393/8/13

رمان غزال،فوق العده ترین رمان ایرانی بود که خوندم.واقعا چقدر زیبا به تصویر کشیده بودین. من همون ماه اوّلی که خریدم ، 3 بار خوندمش.در امتداد حسرت هم خیلی قشنگ بود ولی غزال واقعا شاهکار بود.امیدوارم این هنر بزرگی رو که دارین ، از ما دریغ نکنین.
  • الهام
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1393/8/8

خیلی قشنگ بودواقعا ممنون من چندبارخوند بازم سیرنمیشم ازخوندنش مرسیییییی
  • شقایق
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1393/8/7

مرسی به خاطره کتاب قشنگتون عالی بود
احساس ادمو قلقلک میده بارها خوندمش اما ازش سیر نمیشم
فوق العاده بود مرسی ازخانم امیر جهادی نویسنده عزیز
منتظر کارای بعدیتون هستم
عاششششششششششششقتونم
  • یلدا
  • محدوده سنی: کمتر از 15 سال
  • 1393/7/14

خوب بود ولی در امتداد حسرت یه چیز دیگه بود!
  • faezeh
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1393/6/23

کل کتاب رو درمدت13ساعت خوندم ...عالی عالی بود .بی نظیر امیدوارم خانم امیر جهادی کتاب های عالی نظیر غزال ودرامتداد حسرت راباز هم بنویسند........
  • آناهیتا
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1393/6/16

واقعا تبریک میگم..این کتاب عالی بود و نسبت به قیمتش محتویاتش می ارزید..
باتشکر
  • مصوم
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1393/4/30

خیلی خیلی خیلی کتاب قشنگی من هزار بار خوندمش یکی از بهترین رمان هایی که خوندم
  • Faezeh
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1393/4/15

من ادم کاملا رک گویی هستم و زیاد اهل تعریف و تنجید از دیگران نیستم اخه فکر میکنم زود پرو میشن ولی از غزال نمیتونم تعریفی نکنم فوووووووووووق العاده بود.هر کسی هم نخونه نصف عمرش بر فنا رفته.
  • sheyda
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1393/3/14

عاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالللللییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بوووووووووووووووووووووووود....عاشقشمممم....برای 8بار خوندمش...طیبه جووووووووووون دستت طلا...قلمت عالیه
  • عسل
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1393/3/7

عالیییییییییییییییییییییی بود... مرسی
  • tanin FH
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1393/2/10

زیبا و قشنگ
  • شیرین جمشیدی
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1393/2/7

سلام خانم امیر جهادی عزیزم
داستان جذابی بود ومن خیلی خوشم اومد قلمتان بسیار گیرا ست
از نشر علی هم ممنونم
  • سپیده
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1393/2/6

این رمان واقعا محشره ... خیلی دلنشین بود.. جزو یکی از بهترین های نشر علی
  • zahra k
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1393/1/31

سلام و درود فراوان به خانم امیر جهادی اولین کتابی که از شما خوندم کتاب غزال بود من دو سال پیش این کتاب رو خوندم در این دو سال شش بار این کتاب رو خوندم من عاشق این کتاب هستم وقتی این کتاب رو خوندم تصمیم گرفتم دیگر اثار شما رو هم خریداری کنم رمان های دیگرتون هم خیلی جذاب بودن من قلم شما رو خییییییلی خیییییییلی دوست دارم با ارزوی روز افزون شما .منتظر اثار دیگرتون هستم .نشر علی عزیز دوستون دارم .خسته نباشید
  • Hosna
  • محدوده سنی: کمتر از 15 سال
  • 1393/1/31

خیلی زیبا جزاب و عاشقانه بود قشنگ ترین رمانی که تا به حال خوندپ من فکر می کردم غزال سپهر طلا و طلوع واقعی هستن
  • Fateme 67
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/12/9

سلام خسته نباشبد... واااااااای من بی اندازه عاشق نوشته های خانوم امیرجهادی هستم هیچی نمیتونم بگم جز تشکرات فراوان و اینکه بسیار بسیار بسیار بسیار منتظر اثر بعدیتون هستیم خواهش میکنم زودتر...!!!!!
  • ماندانا
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/12/4

يكي از دوست داشتني ترين كتاب هايي كه خوندم
  • بیتا
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/11/18

واقعا کتاب قشنگی بود و من عاشقش شدم.....
  • نعیمه
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/10/14

خییییییییییییییییییییییلی قشنگ بود
  • نعیمه
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/10/14

خییییییییییییییییییییییلی قشنگ بود
  • یاسی
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/10/11

عاللللللللللللللللی بود واقعا مرس خانم امیر جهادی
  • ساور
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/10/10

سلام واقعا محشربودبخونینش پشئمون نمیشن هرکی نخونه ضرر میکنه فدات خانم امیرجهادی راستی جدیدترین کتابتون چیه
  • زهرا
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/9/19

من خیلی رمانهای طیبه امیرجهادی رودوست دارم
  • ناهید
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/9/8

کتاب بسیار زیبا وجالبی بود خیلی از خوندنش لذت بردم درست مثل درامتداد حسرت قلمتون رو دوست دارم مرسی از شماونشر علی منتظر اثار زیبای بعدیتون هستم خدا قوت
  • رها
  • محدوده سنی: کمتر از 15 سال
  • 1392/9/6

واقعا عالی بود عاشق سپهر و غزال هسنم....سپهر بیش تر
  • negin
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/8/30

واقعا محشر بود
  • مریم
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/8/8

من عاضق کتابهای خانم امیرجهادی هستم
  • ستاره
  • محدوده سنی: کمتر از 15 سال
  • 1392/8/1

عالییییییییی!
 
نظر شما
نظر شما
نام:
*
ایمیل:
محدوده سنی:
*
متن:
*
ورود اعضا
نام کاربری:*
رمز عبور:*