ادریس
ادریس

ادریس

عنوان: ادریس
کد کالا: 9789641930853
نویسنده:

مینا مهدوی نژاد


ناشر:

علی


قطع کتاب:

رقعی


نوع جلد:

شمیز


نوبت چاپ:

سوم


تعداد صفحه:

424


شابک:

9789641930853


تیراژ:

2000

170,000  144,000  ريال
وضعیت: موجود

ادریس روی تخت دراز کشیدم و به قاب عکسی که روی میز کنارمان بود نگاه کردم ، ادریس با وقار تمام در کنارم ایستاده بود و به من که در لباس سفید عروس بودم با شکوه لبخند می زد. چه شب مسخره و به یادماندنی بود! همه خوشحال بودند و می خندیدند و من در کنار ادریس راضی بودم و برای دخترهای دیگر قیافه می گرفتم، اما آنها نمی دانستند که این یک ازدواج دروغی است. باران سیل آسا می بارید و به شیشه می کوبید و روی آن راهی پرپیچ باز می کرد و به پایین می رفت.

صدای رعد وبرق چنان زیاد بود که فکر می کردم آسمان در حال خراب شدن روی سرم است. یعنی ادریس در این باران شدید کجا رفته بود. دستم را دراز کردم تا قاب عکس را بردارم که آسمان برق نهیبی زد و همه جا را روشن کرد و یک باره همه خانه در تاریکی فرورفت، قاب عکس از دستم افتاد به هزار تکه تبدیل شد. از ترس ، سرم را در متکا بیشتر فرو بردم و جیغی کشیدم و ادریس را صدا کردم اما ادریس نبود که به بودنش دل خوش کنم. کم کم چشمم به تاریکی عادت کرد، بلند شدم و از آشپزخانه شمع هایی که روزی سر سفره عقد برای تزیین گذاشته بودیم را روشن کردم و با شعله لرزان آن به اتاق خواب برگشتم و شمع را روی سکوی پنجره گذاشتم و کنار قاب عکس شکسته نشستم و با نگاه کردن به شیشه های شکسته آن انگار زمان هم برایم شکست و مرا با خود به عمق روزهای گذشته برد، به آن زمان که هر بخت برگشته ای به سراغم می آمد او را آزار می دادم و با لباس های خیس از چای پا به فرار می گذاشتند. چند روزی بود مادرم در گوشم می خواند که این پسر با بقیه فرق دارد و تا حالا هر کجا خواستگاری رفته دخترها بله را گفتند اما این پسر آنها را نپسندیده و من بی تفاوت فقط شانه بالا می انداختم و دنبال راهی برای فراری دادن او میگشتم اما نمی دانستم چرا به خاطر آمدن او دلهره عجیبی داشتم و چیزی در وجودم فریاد می زد این سرنوشتت است و با او کاری نداشته با ش اما من نمی توانستم از آن همه استقلال و راحتی به سادگی دست بکشم و با شروع زندگی جدید باری از مسئولیت ها و مشکلات را به دوش بگیرم و کنار اجاق گاز بایستم و برای او غذا درست کنم و مثل یک خدمتکار بله قربان گوی او شوم و برای هرکاری از او اجازه بگیرم.مادرک می گفت همه اینها یعنی از خود گذشتگی و فداکاری برای عشق،وقتی عاشق شدی این کارها را با دل و جون انجام می دی،خانه برای پذیرایی از مهمان ها اماده شده بود .مادر مدام سفارش می کرد که مراقب کاره ایم باشم و این فرصت طلایی را از دست ندهم .پدرم خوشحال بود و همان طور که جلوی ایینه لباسش را مرتب می کرد رو به مادر گفت :دخترم را اذیت نکن ،ما نباید او را مجبور به هر کاری که دوست ندارد کنیم .

نعیم و نریمان ،برادرهایم زیرکانه خندیدند و نعیم گفت:نادیابه ان بیچاره رحم کنو با زبان جواب نده به انها و بگذار سالم از این خونه بیرون برود ،داروخانه ها دیگر پماد سوختگی ندارند.

من که کاری به انها ندارم ،خودشان هنگام برداشتن چای دست شان می لرزد و خود را می سوزانند.

نریمان دستی به موهایش کشید و گفت:

بقیه چی انها که از مرحله سوختن سالم بیرون می ایند چی می گویی که با چهره وحشت زده بیرون می روند و فرار می کنند؟

تو که خودت می دونی من اصلا حرف نمی زنم،شما ها تا به حال دیدید من حرفی بزنم ؟

نریمان باز با شوخی گفت:

نه نادیا جان اما من ونعیم به خواستگاری رفتیم و می دانیم شما دختر ها چه موجوداتی هستید.راستشرا بگو تو در اتاق یا در حیاط به انها چی می گویی؟

همان حرف هایی که دختر ها به شما می زنندو فرار می کنید.

مه که همان روز اول با پریناز کنار آمدم ،این نعیم است که سخت پسند است.

نعیم که حالت متفکرانه ای به خود گرفته بود رو به نریمان گفت:

به نظر من کسی که همان روز اول سینی چای بریزد معلوم است که اعتماد به نفس ندارد.

پس من باید خوشحال باشم که پریناز از این مرحله موفق بیرون امده.

نریمان ،پریناز الان کجاست؟

ببین نادیا جان من به او گفتم نیاید چون این یکی هم میرود و پشت سرش را نگاه نمیکند و باز ابرویم پیش او می رود.البته من شنیدم این یکی با بقیه فرق دارد و دختر ها را نمی پسندد و روی همه را کم کرده و درس خوبی به انها داده تا برای ما پسر ها ناز نکنند و قیافه نگیرند.......


 
نظرات کاربران
  • لیا
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1395/3/31

سلام .کتاب خوبی بودواز خواندش لذت بردم.ممنون خانم مهدوی نژاد
  • زهرا قاسم زاده
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1394/11/24

کتاب بدی نبود..اما هنوز خیلی جای کار داشت..نویسنده هنوز باید خیلی تجربه هارو برای نوشتن کسب می کرد..اما بااین حال براشون آرزوی موفقیت دارم
  • الناز
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1394/5/17

باسلام کتاب جالبی بود اما نیاز به تقویت ادبی داشت و برای کار اول میشد امتیاز خوبی به نویسنده داد. باتشکر
  • ارام
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1393/9/29

نشرعلی همدم تنهایی هایم سلام .کتاب خوووووووووببببببببی بود .ممنون .خیلی خوشم آمد
  • کیانا
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1393/9/12

سلام خسته نباشید خانم مهدوی نژاد کتاب خوبی بود اما ای کاش اتفاقات عاشقانه بین ادریس و نادیا بیشتر میشد. بیشتر روی کل کل نادیا و ادریس گذشت. و در اخر تکلیف مهدیس و مازیار که یهو انقد بد شدند درست و حسابی مشخص نشد. ممنون از شما به امید کتابهای دیگه شما.
  • ماهایا
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1393/9/3

کتاب خوبی بود .اما می شد بهتر هم نوشت .خیلی نقاط قوت داشت .همین که شخصیت ها همش گریه نمی کردند یا فقط حول یک شخصیت نمی چرخید خوب بود .در کتاب های دیگری که من مطالعه کردم مدام یک شخصیت مد نظر بود که تمام اتفاقات تلخ فقط برای او اتفاق می افتد .تقسیم عادلانه ای داشت .نقاط قوت این کتاب بیشتر از نقاط ضعفش بود
  • سحر
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1393/8/19

خیلی کتاب قشنگی بود .خیلی خوب بود
  • نیاز
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1393/5/1

سلام وطاعاتتان قبول.کتاب خوب وزیبایی است .از خواندنش لذت بردم.از شما ممنونم
  • آذین
  • محدوده سنی: کمتر از 15 سال
  • 1393/3/27

خیلی خوب بود من به همه دوستام گفتم بخونن اونا هم خوندن
  • سمیرا
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1393/3/9

با سلام
به نظر من طرز نوشتن کتاب خوب نبود
اصلا منو جذب نکرد
  • لیا
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1393/1/30

سلام کتاب زیبا و جالبی بود ازشما متشکرم
  • صادق
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/12/6

سلام من کتاب شمارا خواندم به نظرم خوب بود .به امید روز ها و کارهای بهترو جدید از شما نویسنده عزیز
  • لیلییی
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/10/18

کتاب خوب و جالبی بود با تشکر
  • مژگان
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/7/17

با سلام خدمت خانم مهدوي نژاد،اوايل كتاب به نسبت خوب بود ولي از وسط ها خيلي كسل كننده شده بود. و بعضي جاهاي كتاب با منطق سازگار نبود.
  • نیلوفر
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/6/21

کتاب خوبی بود خوشم اومد،فقط بیش از حد غیرمنطقی بود.با تشکر از نویسنده محترم.
  • نیلوووووووووووووو
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/5/28

عععععععععععاششششششششششققققققققق کتاب ادریس شدم .خیلیییییییییییییییییییییییییییی
خیییییییییییییلییییییییییییییی ممنون
  • مشاور
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1392/5/27

مینا جون سلام وخسته نباشید .کتاب ادریس را خواندم .کتاب زیبایی بود و خیلی خوشم آمد به دوستان دیگرهم پیشنهاد میکنم که کتاب را بخوانند .نشر علی عزیزم به شما هم خسته نباشید عرض می کنم وکتاب ادریس اولین کتابی بود از نشریه شما انتخاب کردم و از انتخابم راضی و خوشحالم و ازاینکه به وسیله کتاب ادریس با شما اشنا شدم واقعا خرسندم .به امید کارهای دیگر از این نویسنده عزیز .
  • فاطمه
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1392/5/22

سلام خیلی خوشم اومد عالی بود ممنون
  • ليلا
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/5/8

سلام .باعرض معذرت بنظر منم خيلي غير واقعي وتكراري بود.بعدم انگار همه فضاي داستان يه صحنه بود كه مدام تكرار شده بود ناديا وادريس درحال بحث وبعد سوءتفاهم....ايراد ادبي هم زياد داشت.
  • ریحان
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/5/6

نشر خوب علی عالی بود ارزش خواندن را داشت ومنتظر کارهای بعدی از این نویسنده هستیم
  • سپیده
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/2/18

معمولی بود
  • نوریه
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/1/26

با عرض معذرت در کل ضعیف و غیر واقعی بود!
  • غزال
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1391/12/23

خانم مهدوی چرا انقدر کم از ضمیر استفاده کردید در کتاب؟؟؟ در هر خط از کتاب بیشتر از 10 بار کلمه ی ادریس تکرار شده و این خیلی کلافه کننده است....کتاب میتونست خیلی جذاب و قشنگ باشه ولی متاسفانه من اصلا خوشم نیومد.
  • نادی
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1391/12/19

خیلی زیبا و بدون ابهام بود خیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلییییییییییییییییی دوسسسسسسسسسسستششششششششش دارم .
  • سمیه م
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1391/12/16

کتاب جالبی بود
درسته این سبک رمانها تکراری شده ولی ارزش خووندن رو داره
  • سپیده
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1391/9/3

خانم مهدوی نژاد دستتون درد نکنه رمان خوبی بود ولی یه سری ایراد هایی هم داشت بعضی جاها خیلی اغراق شده بود و نگارشش یک مقدار ضعیف بود خسته نباشید به امید کارهای بهتر
  • نازان
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1391/6/25

جالب بود ارزش وقت گذاشتن رو این کتاب رو بر خلاف کتابهای دیگه داشت
  • الیام
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1391/6/13

سلام کتاب خیلی قشنگی بود من مدت ها پیش چاپ اول این کتاب رو خوندم و در این مدت منتظر اثر دیگری از این نویسنده بودم اما خبری نشد .نویسنده عزیز لطفا کمی مارا درک کنید و منتظرمان نگذارید و کتاب های زیبایی مثل ادریس که تقریبا بدور از غم و گریه و اشک های بسیار بود لبخند بیشتر روی لبها می نشاند نه غم و غصه که در اکثر کتاب ها هست ،بنویسید .خانم مهدوی عزیز برایتان موفقیت آرزو می کنیم و منتظر دیدن اثار بعدیتاندر نشر همیشه عالی علی هستیم .
در ضمن دوستان زیادی هستند که به دنبال کتاب ادریس می گردند و پیدا نکردند .انقدر کتابمن دست به دست چرخیده حسابی خراب شده .می ترسم خود من هم این کتاب رو پیدا نکنم .دوستتان دارم عزیزان نشر علی
  • کوکب
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1391/5/23

خیلی قشنگ بود دوستش داشتم از این سبک کتاب ها را زیاد میخوانم .اما ادریس بهتر بود .مرسی نویسنده و نشر علی عزیز
  • aida rajaie
  • محدوده سنی:
  • 1391/2/23

ketabe qashangie vali ey kash ravoontar neveshte mishod
  • دنيا
  • محدوده سنی:
  • 1391/2/12

دوستش داشتم
  • مانا
  • محدوده سنی:
  • 1391/2/12

کتاب خوبی بود اما من این کتاب و 2 بار خریدم خیلی از صفحاتش نبود مجبور شدم 2بار عوضش کنم
  • نازیتا
  • محدوده سنی:
  • 1391/1/30

خیلی خوب بود چندان سطح کتاب پائین نیست .بی انصاف نباشیم و درست قضاوت کنیم .زحمت نویسنده و ناشر را نادیده نگیریم .به نظر بقیه هم که از این کتاب تعریف می کنند و به ما پیشنهاد احترام بگذاریم .ممنون
  • shana hashemi
  • محدوده سنی:
  • 1391/1/12

merc,kheyli khub bud,mamnun nashr ali be khatere ketabaye khubo zibatun,merc
  • پریسا دلدار
  • محدوده سنی:
  • 1390/12/25

تعریف پشتش زیاد بود به همین دلیل خریدم ولی جذبم نکرد!!!!!!!!!
  • مهشید دهقان
  • محدوده سنی:
  • 1390/12/1

کتاب خوبی بود مرسی
  • YASMIN
  • محدوده سنی:
  • 1390/11/15

in ketab khoob bood ama y zare zaeif bood!
edriis kheili ba maze bood!
  • فرناز
  • محدوده سنی:
  • 1390/10/22

سلام.به نظر من این موضوع بسیار کسل کننده و غیر جذاب بود. خیلی هم بی جهت طولانی شده بود. نشر علی اغلب رمانهای پخته ای رو منتظر میکنه. نمیدونم شاید این نظر منه که داستان بی جهت روی اعصاب بود با یکم روند خیلی خیلی غیر جذاب!
  • نادیا
  • محدوده سنی:
  • 1390/10/5

کتاب زیبایی بود خیلی خوشم امد اما ویراستاری ضعیفی داشت وممنون از نشر علی
  • سارا
  • محدوده سنی:
  • 1390/10/3

جالب بود.کتاب دیگه ای از این نویسنده هست؟؟
  • ناهید
  • محدوده سنی:
  • 1390/9/29

چند بار خواندمش .خوشم امده .نشر علی ممنون از کتاب های زیبایتان .
  • بیدار
  • محدوده سنی:
  • 1390/9/29

سلام من سایه بیدار هستم . کتاب ادریس را از کسی به دلیل نبود در بازار امانت گرفت و خواندم .به دلم نشست و به دیگران توصیه می کنم اگر گیرشان آمد بخرند .مطالب ریز و نکته های نهفته اش را برای زندگی بهتر با دقت بخوانند .سکوت در خیلی از مواقع جواب می دهد .نادیا که زائده فکر نویسنده است با سکوت بر خیلی از مشکلات غلبه کرد و مشورت با بزرگتر ها را سر لوحه خودمان قرار دهیم .
  • همیشه تنها
  • محدوده سنی:
  • 1390/9/29

چه جالب زندگی به این سبک باید خیلی شیرین باشد . کتاب ادریس دوست داشتنی است .با خانم مهدوی محاصبه کنید .شاید خود او این طور زندگی کرده .
  • با وفا
  • محدوده سنی:
  • 1390/9/29

داداش این کتاب خیلی با حال بود .عشق کردم .
  • ماند
  • محدوده سنی:
  • 1390/9/29

کتاب ادریس اگر چه سوزه تکراری بود اما واقعا خوب و پخته پیش رفته بود .از نوع انتخاب اسم های خوشم آمد .
  • متینا
  • محدوده سنی:
  • 1390/9/29

خیلی جالب و دوست داشتنی بود . خوشم امد .من کتاب خوان قهاری هستم و تمام کتاب هایتان را می خرم و می خونم .ادریس هم جز کتاب های خوبتان بود .مممنون .
  • محبوبه
  • محدوده سنی:
  • 1390/9/28

سلام.نمیخوام بی انصافی کنم ولی از رمان ادریس زیاد خوشم نیومد.به هر حال ممنون از خانوم مهدوی نژاد به امید ارائه ی کارهای بهتر و خسته نباشید خدمت انتشارات علی. موفق باشید.
  • مهسا
  • محدوده سنی:
  • 1390/9/27

خداییش خیلی خوب بود .انگار کتاب تمام شده هم خونه بود .از هم خونه کامل تر و بهتر بود .ممنون نشر علی .جای این کتاب در قسمت کتاب های پر فروش است .من مطمئنم که طرفداران زیادی دارد
  • سالی
  • محدوده سنی:
  • 1390/9/20

اوایل داستان بهتر بود آخرش را خراب کرد یعنی خوب نتونسته بود تمومش کنه
به هر حال ممنون
  • اوا
  • محدوده سنی:
  • 1390/9/15

داستانش حرف نداشت.
 
نظر شما
نظر شما
نام:
*
ایمیل:
محدوده سنی:
*
متن:
*
ورود اعضا
نام کاربری:*
رمز عبور:*