در میان مه
در میان مه

در میان مه

عنوان: در میان مه
کد کالا:

سومین اثر منتشر شده از آزیتا خیری
فروش بیش از 3000 نسخه تا چاپ سوم

نویسنده:

آزیتا خیری


ناشر:

علی


قطع کتاب:

رقعی


نوع جلد:

شمیز


نوبت چاپ:

سوم


تعداد صفحه:

1444


شابک:

978-964-193-180-5


تیراژ:

500

1,800,000  1,620,000  ريال
وضعیت: موجود

روی صندلی بین دو سرباز نشسته و نگاه ماتش به روبرو بود. جایی که پشت میز بزرگ و بلندی ,قاضی دادگاه میان مستشارانش نشسته و از پشت عینک به برگه های مقابلش زل زده بود. کسی حرفی نمیزد و انگار بقیه هم مثل او ضربان قلبشان از پرش تند چشمانشان پیدابود. بیشتر از همه ,مادرش,سودابه که با یک ردیف فاصله روی صندلیهای کناری مثل راهبه ای ملتمس دستانش را مقابل صورتش گرفته و با دلهره منتظر اعلام حکم بود. آخرین حکم,بعد از تایید دیوان عالی. دیگر جایی برای اعتراض هم نداشت. اینبار هر چه میشد,همان بود.

قاضی سرش را بلند کرد و نگاهی به حضار مقابلش انداخت. جهانگیر با ناامیدی به دنبال رگه هایی از عفو در چشمانش بود. اما او مثل تمام مدت دادرسی همچنان جدی و تا حدی هم اخم آلود بود.

نفس بلند جهانگیر در سکوت وهم آور فضا پیچید. با دست عرق پیشانی اش را پاک کرد و با سستی به صندلی تکیه داد. دانستن اینکه چه حکمی برایش داده بودند,زیاد سخت نبود. بعد از سه بار دادرسی ,حتما بازهمان حکم ترسناک گذشته تایید شده بود.به قول بچه های هم بندی , ساعت چهار صبح آزاد میشد!!!با این فکر بی اختیار پوزخند زد. زیر تیغ بود. یعنی ....اعدام!!!

منشی دادگاه حکم را از قاضی گرفت و کمی بعد با صدای رسایی گفت:آقای جهانگیر فرزام لطفا قیام کنید!

پاهایش توان ایستادن نداشت.قاضی چه میدانست که این آخرین جان بدنش بود. ناله مادرش بلند شد و به دنبال آن گریه های آرام شیدا,نامزدش که کمی عقب تر نشسته و با چشمانی خیس به اوخیره مانده بود. جهانگیر همه توانش را جمع کرد و با بی حالی بلند شد. دستهای سردش خیس عرق بودند و قلبش بازهم تند میکوبید. تند تر از وقتی که کنار جنازه بی روح پدرش بهت زده به چاقوی خونی دستش خیره شده بود. آن وقت بیشتر دستش میلرزید ,اما حالا فقط خیس عرق بود.به پویان نگاه کرد.او هم حال بهتری نداشت. سرد و ساکت با دو صندلی فاصله در خود فرو رفته و به جهانگیر خیره مانده بود. او با سختی قد راست کرد و با چشمانی بی فروغ به منشی دادگاه خیره شد. لحظه ای بعد که برایش به اندازه همه سالهای زندگیش طول کشید,منشی برگه تا شده را باز کرد و با صدایی رسا خواند: جناب آقای جهانگیر فرزام,با توجه به جلسات متعدد بازجویی وارائه گزارش بازپرس پرونده و بررسی ادله موجود و استماع دفاعیات وکیل محترم و صدور کیفرخواست دادستان ,بعد از سه بار دادرسی و با توجه به درخواست تجدید نظر شما از احکام صادره گذشته و دستور دیوان عالی کشور برای دادرسی مجدد و نظر به آراء پزشکان معتمد دادگاه و اظهارات رییس زندان مبنی بر محجوریت شما, این شعبه شما را فاقد اختیار لازم در ارتکاب بزه انجام شده دانسته و تا تایید صحت عقلی,جهت طی مراحل درمانی, شما را به آسایشگاه روانی معرفی می نماید. بدیهی است که این حکم از همینک لازم الاجرا میباشد.

جهانگیر با چشمانی ریز شده به منشی میانسال دادگاه خیره شد. احساس میکرد گوشهایش درست نشنیده بود. بی اینکه بداند کمی به جلو خم شد. انگار میخواست او دوباره آن حکم را بخواند.اما قاضی با آن چکش معروفش روی میز کوبید و با صدای بلند و سردش گفت: ختم جلسه دادرسی را اعلام میکنم.

شعله با صدایی جیغ مانند فریاد کشید: امکان نداره. شما تبانی کردین. رشوه گرفتین.

جهانگیر با همان وجود شوکه و مبهوت به عقب برگشت. شعله کنار مادرش ,تهمینه ایستاده بود و با نفرت نگاهش میکرد. قاضی از جایش بلند شد و او دوباره فریاد کشید: این حکمش اعدامه. پدر منو کشته. من شکایت میکنم. میرم پیش رییس قوه قضاییه. من از این قاتل نمیگذرم.

قاضی بدون توجه به فریادهای او در معیت مستشارانش از دادگاه بیرون رفت و سربازی که کنار جهانگیرایستاده بود دستبند را مقابلش گرفت. نگاه او از شعله کنده شد و باز هم به آن دستبند فلزی سرد خیره شد


 
نظرات کاربران
  • فاطمه
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1397/3/13

سلام
من قلم خام خیری را خیلی دوست دارم و اینکه توی اکثر رمانهاشون یک معما میزارن سبک جالبی دارند اما فقط رمانهاشون را دفعه اول میشه با هیجان دنبال کرد و نمیشه از دوباره خوندنش لذت برد
  • فاطمه
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1397/3/13

سلام
من قلم خام خیری را خیلی دوست دارم و اینکه توی اکثر رمانهاشون یک معما میزارن سبک جالبی دارند اما فقط رمانهاشون را دفعه اول میشه با هیجان دنبال کرد و نمیشه از دوباره خوندنش لذت برد
  • افسون
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1396/3/17

خانوم خیری همه اثراشون فوق العادس و سوژه ناب و خاص خیلی خیلی خوشحال شدم که نویسنده ی مورد علاقمو تو نمایشگاه از نزدیک دیدم من ایشون هر چی کتاب بده بیرون بی تردید می خرم و به زودی رمان شاخه نباتشونم می خونم بازم ممنون و سپاسسسسسس
  • افسانه خ
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1395/11/26

این کتاب هم مثل آثار دیگر خانم خیری فوق العاده بود. قلم ایشون رو خیلی دوست دارم . همه ی کتابهاشون رو خوندم و منتظر کتابهای جدید ایشون هستم.
  • فرحناز جمشید پور
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1395/11/25

عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما بانوی هنرمند و خلاق،الان کتاب در میان مه رو تموم کردم واقعا بی نظیر بود بارها اشک ریختم و هق هق کردم خیلی قابل درک و لمس بود دومین کتاب از شما بود که میخوندم بی صبرانه منتظر رمان بعدی هستم،کجا میشه شما رو ملاقات کرد?
  • تداعی
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1395/2/5

سلام
این کتاب فوق العادست.عالیه
من عاشق این کتابم خصوصا شخصیت عباس
ممنون بانو برای خلق این قصه
خیلی دوستتون دارم خیلیییی
  • رویا
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1394/7/21

از معدود کتاب های دو جلدی با روایتی عالی، جذاب، پر محتوا و بدون حاشیه بود. با تشکر فراوان از نویسنده محترم
  • پریناز
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1394/6/18

خسته نباشین. واقعا عالی بود اصلا نتونستم کتاب رو کنار بزارم. خیلی خیلی لذت بردم. دستتون درد نکنه
  • آنا
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1394/5/12

عالی بود عالی به معنای واقعی
خیلی خوب بود که عاشقانه ی لوس و تند و تیز نبود، خیلی خوب بود که هر لحظه اش قابل درک بود، واقعأ بعد از مدت ها حالم خوب شد با خوندنش،
قلم خانوم خیری نسبت به چه ساده شکستم چقدر پخته تر شده بود
  • فریده
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1394/5/12

با سلام وخسته نباشید به خانم خیری عزیز...امروز 5صبح کتابتون وتموم کردم واقعا عالی بود لذت بردم هر چند جلد اول خیلی تلخ بود ولی حقیت بود..برای کسانی که از نزدیک دیدن ولمس کردن ....ما عادت کردیم که در رمان ها بدنبال زندگیه رویایی بگردیم واز حقیقت اطرافمان دور شویم...ولی این کتاب واقعی بود ......ممنون خانم خیری عزیز کتابتون عالی بود عالی عالی ...به نظر من از کتاب ماه منیر جذابتر بود امیدوارم به زودی کتابی دیگر از شما به چاپ برسد ....موفق باشید
  • لی لی
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1394/5/10

سلامی گرم.....................
اولین کتابی بود که از نویسنده اش خوندم واز معدود کتاب هایی که بعد از تموم شدنش به حال نویسنده اش غبطه خوردم!!!!!!!!بخاطر قلم فوق العاده و حس خوبی که به خواننده اش منتقل میکرد..................
بهتون تبریک میگم خانوم خیری بینظیر بود................
  • آزیتا خیری
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1394/5/4

سلام به دوستان عزیزم. از وقتی که برای درمیان مه گذاشتید صمیمانه ممنونم و برای همه عزیزان سربلندی و موفقیت آرزو میکنم.
دوستتون دارم و اینو میدونید.
  • هانی
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1394/4/28

عالی بود خیلی از خوندن این کتاب لذت بردم.
  • مهرناز
  • محدوده سنی: بیشتر از 45 سال
  • 1394/4/14

سلام خانم خيرى عزيز
ازخواندن كتابتون لذت بردم قلم شيوايى داريدسوژه اصلاً تكرارى نبود فقط ايرادى كه مى تونم بگيرم اينه خيلى تلخ مى نويسيد
  • طیبه فرش سنگی
  • محدوده سنی: بیشتر از 45 سال
  • 1394/4/6

کتاب خیلی قشنگ وجالبیه هم کامل وجامع هم پرکشش وجذاب ممنون از نشر علی وازیتا جون
  • زهرا سادات
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1394/3/17

سلام کتاب قشنگی ممنون
  • نازنین
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1394/2/28

همین الان تمومش کردم. وای که چقدر عالی بود.لذت بردم از خوندنش.به کل با همه رمانهایی که خونده بودم فرق داشت.خیلی ناب بود سوزه اش.شخصیت ها همه زنده بودن.رفتار هاشون،تصمیماتی که گاهی غلط از اب در میومد،خیلی واقعی بود. خود زندگی بود این کتاب. یه وقتی فکر میکردم شاید از روی پرونده واقعی نوشته شده بود این کتاب.ممنون میشم خانم خیری جواب این سوال رو بدن.نشر علی بازم گل کاشتید.جالب بود که تو این کتاب همه یه رازی داشتن واسه خودشون.سودابه مشرقی،تهمینه،شیدا...خانم نویسنده مرسی از هنرمندی عالی تون.
  • زینب
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1394/2/23

سلام وخسته نباشی خانم آزیتای عزیزم من امشب کتابوتموم کردم خسته‌ نباشی کتاب قشنگی بودمتفاوت بادوکتاب قبلی ولی راستش چیزی که هست نمیتونم تودلم بزارم اینه که من اول ماه منیروبعدچه ساده شکستم واین کتاب البته به نظرمن دررده سومه امیدوارم شاهدکتابای دیگری ازشماباشیم وبانشکرازنشرخوب علی
  • مهسا
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1394/2/22

سلام چند روز پیش این کتاب رو از نمایشگاه خریدم قبل از این کتاب از این نویسنده دختر ماه منیر و خونده بودم و خیلی ازش خوشم امده بود برای همین اصلا شک نکردم و خریدمش. طولانی بود اما به دو شب بیداری می ارزید. جهانگیر عالی بود. مردونگی عباس خیلی قابل حس بود. سوژه اصلا تکرازی نبود و ستاره.،براش خیلی گریه کردم. این کتاب عالی بود. خیلی قشنگ. برای منی که رمان زیاد مبخونم این کتاب خیلی خاص بود. ممنونم از خانم نویسنده برای قلم عالی و بینظیر شون و از نشر علی که همیشه بهترینها رو چاپ میکنن. منتظر کتاب بعدی نویسنده هستیم.
  • Tamana
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1394/2/16

ازيتا جان سخت مشتاق خواندن كتاب سومت هستم بهت تبريك ميكم قلم محصور كننده و توانايي داري عاشق سطر به سطر ماه منير هستم با بار انت اشكها ريختم اين بار منتظرم تا با دوست جديدم به سفر بروم ميخواهم از نزديك ببينمت نمايشگاه كتاب روز جمعه ميبينمت به اميد ديدار
  • رها
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1394/1/29

سلام. خانم خیری عزیز کتاباتون فوق العادن امیدوارم زود زود در میان مه هم چاپ بشه....
  • فریده
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1394/1/28

بی صبرانه منتظر کتاب جدیدتون هستم امیدوارم به زیبایی کتاب های قبلی باشد
  • پلين
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1393/11/5

خانم خيري عزيز قلمتون فوق العاده بي نظيره،هر كسي كه كتاباي شما رو خونده همين نظر رو داره،اميدوارم اين رمانتون هم به زودي چاپ بشه:)
  • زینب ت
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1393/11/2

سلاممممممممممممم خیلی خوشحالم خانم خیری عزیزمن بیش از۲۰۰۰کتاب رمان دارم که واقعاکتابای شماجزبهترین وقشنگ ترین کتابای من هستش امیدوارم کتاب جدیدتون به زودی چاپ بشه اگه اشتباه نکنم این سومین کتاب شمادوکتاب قبلی انقدرخوندم که خط به خط ازبرم
  • اویده شجاعی
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1393/11/1

سلام ایشالا این کتاب از ماه منیر قشنگتر باشه........
 
نظر شما
نظر شما
نام:
*
ایمیل:
محدوده سنی:
*
متن:
*
ورود اعضا
نام کاربری:*
رمز عبور:*