صفحه:   1
نمایش:   1 - 30
تعداد کل صفحه:   16
تعداد کل موضوع ها:   462


<<    <      >    >>
   صفحه:
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 

روزنگار کتاب امروز
مدیر سایت موقعیت: 20
تاریخ عضویت: 12 شهریور 1390

پیام های ارسالی: 1855
اعتبار: 188

3078 مرتبه در 957 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 847 مرتبه تشکر کرده است.
تاریخ ارسال: 3 خرداد 1391 - 03:27 ب.ظ

این بخش به درخواست کاربر زری ایجاد می شود .در این بخش کاربران تالار  روزانه هر کتابی رو که دارن میخونند رو اخر شبها که تو تالارن اعلام میکنند ومیگن مثلا امروز تا صفحه جند خوندیم حتی اگه کتابش تکراری هم باشه میگن برای بار چندمه که دارن میخونن

عضو سایت تاریخ عضویت: 30 مهر 1390

پیام های ارسالی: 167
اعتبار: 226

3847 مرتبه در 633 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 3202 مرتبه تشکر کرده است.
تاریخ ارسال: 3 خرداد 1391 - 03:41 ب.ظ

سلام به همگی مخصوصا به زری خوبم با این پیشنهاد عالیش.

البته گفته بودین که آخر شب بیایم و بگیم ولی چون من خیلی از این موضوع خوشم اومده تصمیم دارم الان بگم که قراره چی بخونم ،من از امروز میخوام خوندن سهیلا رو شروع کنم امیدوارم که خوشم بیاد واز خوندنش لذت ببرم.

حالا تا شب میام و اعلام میکنم که چقدرش رو خوندم.:))

قربون شما.نیلوفر


ای همه آرامشم از تو پریشانت نبینم
عضو سایت تاریخ عضویت: 26 بهمن 1390

پیام های ارسالی: 304
اعتبار: 249

5513 مرتبه در 990 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 2972 مرتبه تشکر کرده است.
تاریخ ارسال: 3 خرداد 1391 - 03:47 ب.ظ

سلام دوستای گلم دست زری جونم دردنکنه بااین پیشنهاد قشنگش

من دارم درامتدادحسرتو میخونم بچه هاخیلی ازش تعریف کردن اما.....................

.

.

.

.

وای که من عاشقش شدم خدایی خیلییییییییییییییییییییییییییییی قشنگه هرکی نخونه ازدستش رفته طیبه جونم دستت دردنکنه واقعا بهت تبریک میگم البته هنوزتمومش نکردم تا صفحه 460خوندم فکرکنم دیگه همتون میدونین من بااعمال شاقه کتاب میخونم !!!!!!!!!!!!!آقااین فسقل بچه ازکتاب خوشش نمیادتادستم میبینه انگاری بره دیده بدوبدومیادروش میشینه !!!!!!!!!!بعدم زل میزنه به من


درست متر کن ! آدم ها هم قد خودشان اند نه هم قد تصورات تو ********** ...... یه روزی ...... یه جایی ...... به هردلیلی اگرازته دل قلبت خندید برای من هم تعریف کن
عضو سایت تاریخ عضویت: 13 اسفند 1390

پیام های ارسالی: 42
اعتبار: 33

1045 مرتبه در 177 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 541 مرتبه تشکر کرده است.
تاریخ ارسال: 3 خرداد 1391 - 05:24 ب.ظ

سلام عزیزان دل

به به زری جون عجب پیشنهاده بکری مرسی عزیزم  بوووووووووووووووووووووس

من تازه صبح  بسامه رو تموم کردم  که عالی بود واز ساعت 2 بعد از ظهره  دارم ایلگار رو میخونم فعلآ نطری راجع بهش نمیدم  تا ببینم چی میشه !!!!!

شاد و سربلند باشید : محیا


این نیز بگذرد
عضو سایت موقعیت: 24
تاریخ عضویت: 24 آبان 1390

پیام های ارسالی: 110
اعتبار: 210

2492 مرتبه در 401 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 4584 مرتبه تشکر کرده است.
تاریخ ارسال: 3 خرداد 1391 - 06:48 ب.ظ

سلام

به به چه تاپیک توپی

من دارم برای بار سوم ایلگار رو میخونم . الان اونجاشم که امیر علی میخواد عسل رو شناسایی کنه

زری جون خدایی ایده ات بکر بود


آرام تر سکوت کن .... صدای بی تفاوتی هایت هلاکم می کند .
عضو سایت موقعیت: تهران
تاریخ عضویت: 20 آذر 1390

پیام های ارسالی: 122
اعتبار: 47

1686 مرتبه در 372 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 4875 مرتبه تشکر کرده است.
تاریخ ارسال: 3 خرداد 1391 - 08:49 ب.ظ

سلام من تا عصر رویای نقره ای رو تموم کردم خوب بود وحالا میخوام صدای بای عشق رو شروع کنم تا بعد  مرسی زری جون از ایده جالبت


زندگی سیبی است که باید گاز زد با پوست
عضو سایت تاریخ عضویت: 26 بهمن 1390

پیام های ارسالی: 137
اعتبار: 178

2489 مرتبه در 495 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 1278 مرتبه تشکر کرده است.
تاریخ ارسال: 3 خرداد 1391 - 09:12 ب.ظ

سلام دمتون گرم بابا ادم یه دقیقه از تالار میره بیرون وقتی برمی گرده می بینه تالارو بهم ریختین

زری خیلی پیشنهاد عالی داده.

خب من الان دارم تردید و می خونم صفحه 185 هستم تا اینجا خوب بوده.


insta:behzadabedini
عضو سایت تاریخ عضویت: 30 مهر 1390

پیام های ارسالی: 167
اعتبار: 226

3847 مرتبه در 633 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 3202 مرتبه تشکر کرده است.
تاریخ ارسال: 3 خرداد 1391 - 11:07 ب.ظ

با عرض سلام مجدد

من اعلام میکنم که با کمال تاسف هنوز سهیلا رو شروع نکردم ،البته تقصیر من نیست ،تقصیر آقای کتابفروشه که یه هفته اس میگه فردا میرسه منم هی میگم سهیلا رو دارم باز میبینم که ندارم خدا کنه این کتاب به سرنوشت وسعت غریب  که هیچوقت به دستم نرسید دچار نشه:))

نیلوفر


ای همه آرامشم از تو پریشانت نبینم
عضو سایت تاریخ عضویت: 2 مهر 1390

پیام های ارسالی: 37
اعتبار: 35

801 مرتبه در 136 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 334 مرتبه تشکر کرده است.
تاریخ ارسال: 3 خرداد 1391 - 11:30 ب.ظ

سلام دوستان گلم 

ممنون از اظهار لطفهاتون شرمنده کردید .ببخشید که دیر اومدم. کابلهای شهرمون انگار اشکال پیدا کرده بودن چند روزی به اینترنت وصل نبودم برای همین دیر اومدم .پوزش منو از این راه  دور وبارانی با هوایی بسیار خنک پذیرا باشید

این ایده یهو به ذهنم رسید دیدم بد فکری نیست با ادمین عزیز در میان گذاشتم واون هم بعد از بررسی موافقت کرد .حالا این تاپیک شده که میبینید

لازم به ذکره که دوستان کتابهایی رو که دارن به طور روزانه میخونند تا هر جا که رسیدن شبها اعلام کنند مثلا بگن که چه کتابی میخونند و کدوم صفحه تا کجای داستان پیش رفتن. واینکه چندمین باره که این کتاب و میخونند وچه حسی از دوباره خوندن این کتاب  دارن

من خودم تازه رویای خام رو شروع کردم وصفحه 3 هستم...........

خب دوستان مشغول باشید................

تابعد بدرود

 


مثل ساحل آرام باش ،تا دیگران مثل دریا بیقرارت باشند
عضو سایت تاریخ عضویت: 17 آذر 1390

پیام های ارسالی: 161
اعتبار: 493

3992 مرتبه در 664 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 2647 مرتبه تشکر کرده است.
تاریخ ارسال: 3 خرداد 1391 - 11:33 ب.ظ

nilofar نوشت:
 

با عرض سلام مجدد

من اعلام میکنم که با کمال تاسف هنوز سهیلا رو شروع نکردم ،البته تقصیر من نیست ،تقصیر آقای کتابفروشه که یه هفته اس میگه فردا میرسه منم هی میگم سهیلا رو دارم باز میبینم که ندارم خدا کنه این کتاب به سرنوشت وسعت غریب  که هیچوقت به دستم نرسید دچار نشه:))

نیلوفر



 

اینجانب با اون شکلکی که نیشش تا بناگوش بازه و همهء دندوناش معلومه ابراز وجود میکنم! فکر کنم دو نقطه دی میشه، آره؟!

نیلو جون شدیدا دلت بسوزه چون من سهیلا دارم! نصفشو خوندم و تا اینجاش جالبه. نگارش خیلی ساده که به دل میشینه، بدون هیچ پیچیدگی،نمیدونم چه جوری بگم، یه حالتی داره که انگار یکی داره کتابو برات تعریف میکنه و از این نظر منو یاد داستانهای قدیمی انداخت. البته سوژه اصلا قدیمی نیست ها، منظورم اینه که سبک نگارشش چون خیلی روان و ساده بود به اندازهء داستانی که یکی برای آدم تعریف کنه میچسبه. نکتهء بسیار جالبی در نوع گارش این کتاب هست که طاقت نمیارم بعدا در تاپیک مربوطه بنویسم و میخوام همینجا بگم. نویسنده به طرز بسیار زیبایی با طولانی و کوتاه کردن جملات، حالتهای مختلف شخصیتها رو رسونده. وقتی داستان سیر عادی داره جملات طولانی هستن و وقتی استرس، هیجان و ترس رو میخواد برسونه با جملات کوتاه این قسمت رو نوشته، درست مثل موقعی که آدم مغزش از شدت فشار هنگ میکنه و نمیتونه طولانی فکر کنه و جملات بریده بریده از ذهنش خارج میشن.

داستان کشدار نیست و یکی از مهمترین دلایل جذابیتش همینه.

من متاسفانه باید برم  فیزیک الکتریسته بخونم چون مریم شنبه امتحان داره! در نتیجه با کمال تاسف این کتاب زیبا رو میذارم کنار تا مشقام تموم بشه!


من برای متنفر شدن از کسانی که از من متنفرند وقتی ندارم، چون دارم به کسانی محبت میکنم که دوستم دارند.
عضو سایت تاریخ عضویت: 8 مهر 1390

پیام های ارسالی: 51
اعتبار: 67

1218 مرتبه در 223 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 4577 مرتبه تشکر کرده است.
تاریخ ارسال: 4 خرداد 1391 - 12:00 ق.ظ

با سلام خدمت دوستان

خوب من الان مسافرتم و در نتیجه کتابی در اختیارم نیست فقط میخواستم از زری جان بخاطرپیشنهاد جالبش تشکر کنم خیلی خوشم اومد همینطور از ادمین عزیز برای باز کردن این تاپیک تشکر میکنم موفق باشید دوستدار همگی: بهاره


به پندار تو جهانم زیباست جامه ام دیباست دیده ام بیناست زبانم گویاست قفسم هم طلاست بر این ارزد که دلم تنهاست
عضو سایت تاریخ عضویت: 11 دی 1390

پیام های ارسالی: 14
اعتبار: 12

183 مرتبه در 40 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 125 مرتبه تشکر کرده است.
تاریخ ارسال: 4 خرداد 1391 - 12:06 ق.ظ

با سلام به همه دوستان گلم من امشب می خوام قلب بلوری رو شروع کنم من به تازگی این روزها رو واسه بار دوم تموم کردم امیدوارم قلب بلوری هم مثل

همه کتابهای نشر علی برام جذاب باشه..

عضو سایت موقعیت: 24
تاریخ عضویت: 24 آبان 1390

پیام های ارسالی: 110
اعتبار: 210

2492 مرتبه در 401 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 4584 مرتبه تشکر کرده است.
تاریخ ارسال: 4 خرداد 1391 - 12:48 ق.ظ

سلام . من دوباره اومدم . ایلگار تموم شد . یک ساعتی هستش که پرنده بهشتی رو شروع کردم . برای بار پنجم یا ششم

شب همه خوش


آرام تر سکوت کن .... صدای بی تفاوتی هایت هلاکم می کند .
عضو سایت تاریخ عضویت: 26 دی 1390

پیام های ارسالی: 107
اعتبار: 84

1949 مرتبه در 357 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 1174 مرتبه تشکر کرده است.
تاریخ ارسال: 4 خرداد 1391 - 09:19 ق.ظ

سلام دوست جونا چه فکربکری من که ازخوشحالی دارم پردرمیارم آخ جون

من تقریبا یه هفته  شایدم بیشتره(وقتی مینویسم زمانو ازدست میدم ) روی یه کتاب قدیمی که چندسال قبل نوشتم دارم کار میکنم .باشخصیت هاش زندگی میکنم بعد از چند سال دوباره برگشتن سراغم فکر و ذکرم شده مانی و نگار .مشغول دوباره نویسی هستم 

حالا تو این فاصله باید از پسرم درس بپرسم درسای اونم رومخم رژه میرن

از طرفی دیروز خواهر غارتگرم اومد(مجنون تر از فرهادم ،بسامه ،گوشه های پنهانم) و هر چی کتاب نخونده داشتم با خودش برد و گفت تو فعلا مشغول رمان خودتی وقت خوندن نداری سرمو شیره مالید منم که دل رحم همه رو بذل و بخشش کردم البته یه سودی هم برام داشت چون خواهرم همه کتابامو تمیز جلد میکنه برام میاره ضمنا نظراتشم خیلی برام مفیده .


هیچ چیز برای خدا غیر ممکن نیست
عضو سایت تاریخ عضویت: 17 آذر 1390

پیام های ارسالی: 161
اعتبار: 493

3992 مرتبه در 664 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 2647 مرتبه تشکر کرده است.
تاریخ ارسال: 4 خرداد 1391 - 09:37 ق.ظ

اگر یک کولن بار مثبت و یک کولن بار منفی در فاصلهء مناسب از هم قرار بگیرن، همدیگه رو جذب مبکنن.

به نظر شما این میتونه مبنای یک داستان عاشقانهء زیبا باشه؟ جاذبهء بین بارهای مثبت و منفی که مثل چی دارن تو مخ من راه میرن و نمیذارن برم سهیلا بخونم!


من برای متنفر شدن از کسانی که از من متنفرند وقتی ندارم، چون دارم به کسانی محبت میکنم که دوستم دارند.
عضو سایت تاریخ عضویت: 13 اسفند 1390

پیام های ارسالی: 42
اعتبار: 33

1045 مرتبه در 177 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 541 مرتبه تشکر کرده است.
تاریخ ارسال: 4 خرداد 1391 - 11:27 ق.ظ

سلام عزیزان دل

من هم چنان دارم ایلگارو میخونم الان صفحه ی 355 هستم اونجا که مانیا رفت خونه خودش بعد امیر علی اومد خونه دید نیستش

من فعلا نطری ندارم تا کتاب تموم بشه ولی کتابیه  که آدمو خسته نمیکنه رونده خوبی داره  , امروز دیگه حتمآ تمومش میکنم  عزیزان

شادو وسر بلند باشید : محیا


این نیز بگذرد
عضو سایت تاریخ عضویت: 8 بهمن 1390

پیام های ارسالی: 49
اعتبار: 61

1582 مرتبه در 293 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 2325 مرتبه تشکر کرده است.
تاریخ ارسال: 4 خرداد 1391 - 05:35 ب.ظ

سلام به همه شما دوستان نازنین

مرسی از زری عزیزم که همیشه موضوعات غافلگیر کننده ای رو پیشنهاد میکنی

من دارم رمان قلب بلوری رو میخونم الان صفحه 179 هستم رمان خوبیه

تا بعد ...

ماندگار باشید.


بی انتهاترین جاده دنیا، جاده معرفت است و کمتر کسی قادر به پیمودن آن است... آهای تو که آخر جاده ای سلام...
عضو سایت تاریخ عضویت: 13 اسفند 1390

پیام های ارسالی: 42
اعتبار: 33

1045 مرتبه در 177 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 541 مرتبه تشکر کرده است.
تاریخ ارسال: 4 خرداد 1391 - 07:20 ب.ظ

سلام عزیزان دل

من دو ساعت پیش ایلگارو تموم کردم که این کتاب هم بسیار عالی بود

الانم میخوام سکوت سرد رو شروع کنم به خوندن عزیزان دل

شادوسربلند باشید :محیا


این نیز بگذرد
عضو سایت تاریخ عضویت: 26 بهمن 1390

پیام های ارسالی: 137
اعتبار: 178

2489 مرتبه در 495 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 1278 مرتبه تشکر کرده است.
تاریخ ارسال: 4 خرداد 1391 - 07:43 ب.ظ

خب دوباره سلام

من تردید و ساعت 6 صبح تمام کردم.

از ساعت 4 بعد ار ظهر هم پرنده بهشتی رو شروع کردم به خوندن الان صفحه 102 هستم.


insta:behzadabedini
عضو سایت تاریخ عضویت: 27 فروردین 1391

پیام های ارسالی: 24
اعتبار: 13

408 مرتبه در 95 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 102 مرتبه تشکر کرده است.
تاریخ ارسال: 4 خرداد 1391 - 08:03 ب.ظ

سلام دوستان خوبم من برای اینکه فعلا کتاب جدید ندارم و اگر کتاب نخونم انگاری که یک گم کرده دارم برای سومین مرتبه کتاب وقتی بزرگ شدم رومیخونم

 وسطهای کتاب هستم ویک سوال داشتم چرا کتاب (محیا)که نویسنده کتاب قولشو داده خبری ازش نیست********************دوستون دارم                                  

عضو سایت تاریخ عضویت: 25 دی 1390

پیام های ارسالی: 349
اعتبار: 79

3757 مرتبه در 827 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 3331 مرتبه تشکر کرده است.
تاریخ ارسال: 4 خرداد 1391 - 11:46 ب.ظ

سلام دوستان خوبم

من یک سوال فنی داشتم شاید گیرای ضعیف توجیه نشدم

فقط کتابای که مخصوص نشر علی رو بگیم یا نه هر کتابی که داریم میخونیم میتونیم بگیم ممنون اگر بنده رو راهنمایی کنید

یک حبرنگار خسته


مرا اویزان کنید!......سر و ته ......شاید فکرش از سرم افتاد
عضو سایت تاریخ عضویت: 30 مهر 1390

پیام های ارسالی: 167
اعتبار: 226

3847 مرتبه در 633 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 3202 مرتبه تشکر کرده است.
تاریخ ارسال: 4 خرداد 1391 - 11:53 ب.ظ

سلام دوستان

اینجانب همچنان در انتظار سهیلا هستم،میگن دروغگو رسوا میشه حکایت این کتابفروش ماست به من میگه حداکثر تا فردا یعنی امروز میاد ،در حالی که ادمین عزیز میگه نیمه ی خرداد در کل کشور توزیع میشه،میبینید این کتابفروشه چه جوری منو سرکار گذاشته:((


ای همه آرامشم از تو پریشانت نبینم
عضو سایت تاریخ عضویت: 26 بهمن 1390

پیام های ارسالی: 304
اعتبار: 249

5513 مرتبه در 990 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 2972 مرتبه تشکر کرده است.
تاریخ ارسال: 5 خرداد 1391 - 03:47 ق.ظ

سلااااااااااااااام دوستای خوشگل وگوگوری مگوری

اینجانب دقیقا راس ساعت 4:17دقیقه دیشب (البته صبح دیروز)درامتدادحسرتوتموم کردم وکلی حسرت خوردم که تموم شدحیفم اومد .همون لحظه میخاستم بیام توسایتوخبربدم که همسرجان سرمبارک روبلندکردوفرمود به جان ماهان اگرالان بری تواینترنت فردابه بابا(بابای خودم )میگم این سردردای هرروزت براچیه!!!!!تااین بچه خوابه توبیداری اون بیدارمیشه توخوابت میاد!!!!!!!!تازه مهمونم داریم .راست میگفت شام مهمون داشتم وکلی کار خلاصه من که دیدم تهدید جدیه دیشبوبیخیال نت وتالارشدم .مهمونامم 5/2رفتن !!!!!!!!

منم که رویای خام به دستم رسیده وکلی ذوق دارم الان شروعش کنم دارم بیهوش  میشم !!!!


درست متر کن ! آدم ها هم قد خودشان اند نه هم قد تصورات تو ********** ...... یه روزی ...... یه جایی ...... به هردلیلی اگرازته دل قلبت خندید برای من هم تعریف کن
عضو سایت تاریخ عضویت: 26 بهمن 1390

پیام های ارسالی: 304
اعتبار: 249

5513 مرتبه در 990 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 2972 مرتبه تشکر کرده است.
تاریخ ارسال: 5 خرداد 1391 - 03:59 ق.ظ

 ادمین عزیز سلام

منم مشکل هداجونودارم

بالاخره انسان جایزالخطاس ودوست ناباب ممکن خدای نکرده کتابی ازیه نشردیگه دست آدم بده درمورداونم میتونیم حرف بزنیم یا نه ؟

 


درست متر کن ! آدم ها هم قد خودشان اند نه هم قد تصورات تو ********** ...... یه روزی ...... یه جایی ...... به هردلیلی اگرازته دل قلبت خندید برای من هم تعریف کن
عضو سایت تاریخ عضویت: 11 دی 1390

پیام های ارسالی: 14
اعتبار: 12

183 مرتبه در 40 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 125 مرتبه تشکر کرده است.
تاریخ ارسال: 5 خرداد 1391 - 11:42 ق.ظ

دوستای گلم بازم سلام

من دیشب ساعت 3 قلب بلوری رو تموم کردم دوسش داشتم البته نمی گم فوق العاده بود ولی موضوع تقریبا جدیدی داشت امروز می خوام سهیلا رو شروع کنم مشتاقم که زودتر بخونمش

دوستتون دارم

عضو سایت تاریخ عضویت: 25 دی 1390

پیام های ارسالی: 349
اعتبار: 79

3757 مرتبه در 827 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 3331 مرتبه تشکر کرده است.
تاریخ ارسال: 5 خرداد 1391 - 11:51 ق.ظ

سلام به همه هم تالاریای خوبم

طبق گفته آدمین

فقط کتابای نشر علی رو باید بگیم ممنون


مرا اویزان کنید!......سر و ته ......شاید فکرش از سرم افتاد
عضو سایت تاریخ عضویت: 26 بهمن 1390

پیام های ارسالی: 304
اعتبار: 249

5513 مرتبه در 990 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 2972 مرتبه تشکر کرده است.
تاریخ ارسال: 6 خرداد 1391 - 01:25 ق.ظ

سلام به فرنازجون مهربونوعزیزودوست داشتنی ونازولپ کشانییه خودم .

درمورد بارمنفی ومثبت ،من عاشق کتابایی ام که شخصیتاش باجنگ عاشق هم میشن !!!!!!!!!!!وای چه لطافتی دارما !!!!!!!!!!!!

منکه میگم خیلی قشنگ میشه مخصوصا باقلم وحس تو
ازهمین الان منتظرشم


درست متر کن ! آدم ها هم قد خودشان اند نه هم قد تصورات تو ********** ...... یه روزی ...... یه جایی ...... به هردلیلی اگرازته دل قلبت خندید برای من هم تعریف کن
عضو سایت تاریخ عضویت: 26 بهمن 1390

پیام های ارسالی: 304
اعتبار: 249

5513 مرتبه در 990 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 2972 مرتبه تشکر کرده است.
تاریخ ارسال: 6 خرداد 1391 - 01:35 ق.ظ

ممنون هداجون پس خیلی باید مواظب باشیم !گول دوستاتونو نخوریدا اگریه کتابی دادن دستتون وگفتن باباجون خودم قشنگه باهمون کتاب دنبالش کنین!آفرین دوستای آگاه ودانای خودم

من امشب رویای خامو شروع کردم الان صفحه 100هستم .راستش تاالان انقدر اشتیاق نداشتم یه کتابوبخونم .آخه میخام بدونم چرا بعضیا خیییلی دوسش دارن بعضیا خییییلی دوسش ندارن!!!!!!!!!

مابچه های ریاضی تومبحث حدتوابع یه قسمتی داشتیم مثل همین کتاب بود که حد بعضی ازتوابع میل میکرد به مثبت ومنفی بینهایت من عاششق این تابع ها بودم حالااین کتابم اینطوریه خداکنه عاشق اینم بشم


درست متر کن ! آدم ها هم قد خودشان اند نه هم قد تصورات تو ********** ...... یه روزی ...... یه جایی ...... به هردلیلی اگرازته دل قلبت خندید برای من هم تعریف کن
عضو سایت تاریخ عضویت: 29 شهریور 1390

پیام های ارسالی: 8
اعتبار: 25

279 مرتبه در 57 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 356 مرتبه تشکر کرده است.
تاریخ ارسال: 6 خرداد 1391 - 03:57 ق.ظ

سلام دوستان گلم

ممنون زری جان

من هم چند روز پیش کتاب صدای پای عشق رو تموم کردم عالی بود درباره ای اون اینجا نظر نمیدم وحالا هم دارم طلایه رو میخونم برای بار دوم و صفحه545هستم اونجا که مهلت فکر کردن صلایه رو به پایانه 


نیازی نیست اطرافمان پر از آدم باشد،همون چند نفری که اطرافمون هستن آدم باشن ...کافیه!
عضو سایت تاریخ عضویت: 8 مهر 1390

پیام های ارسالی: 51
اعتبار: 67

1218 مرتبه در 223 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 4577 مرتبه تشکر کرده است.
تاریخ ارسال: 6 خرداد 1391 - 04:15 ق.ظ

با سلام خدمت دوستان عزیزم

من هم بالاخره از مسافرت برگشتم دلم براتون خیلی تنگ شده بود پاک معتاد شدیم رفت (منظورم سایت و دوستان) دارم این روزها رو میخونم ص156 هستم تا اینجا دوست داشتم اما دلم رفت تا به قسمت اصلی داستان برسم فرناز جان من هم داستان عاشقانه با بارهای مثبت و منفی خیلی دوست دارم

دوستدار همگی : بهار


به پندار تو جهانم زیباست جامه ام دیباست دیده ام بیناست زبانم گویاست قفسم هم طلاست بر این ارزد که دلم تنهاست

<<    <      >    >>
   صفحه:
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10  ...


کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند
0 عضو،   1 مهمان
ورود اعضا
نام کاربری:*
رمز عبور:*