هم نفس
هم نفس

هم نفس

عنوان: هم نفس
کد کالا:
نویسنده:

مینو حمیدی


ناشر:

آرینا


قطع کتاب:

رقعی


نوع جلد:

شمیز


نوبت چاپ:

پنجم


تعداد صفحه:

560


شابک:

9786009271757


تیراژ:

500

650,000  585,000  ريال
وضعیت: موجود

وای چه هوای گرمی! توی شهرهای جنوبی ایران، اواخر خرداد ماه که میرسه آدم احساس میکنه خورشید تصمیم گرفته زودتر به استقبال تابستان گرم برود. شهر ما هم که در جنوب کشور واقع شده از این تصمیم خورشید در امان نیست و از اواسط خرداد گرمای طاقت فرسای تابستان را می شه حس کرد. آدم توی این هوای دم کرده آب پز می شه. یه دوش آب سرد حالا می چسبه. از دبیرستان تا خانه ما یک ربع ساعت فاصله است که هر روز من و سارا این راه رو میرویم و کلی هم شیطنت میکنیم. امروز هم که آخرین امتحان از آخرین ترم سال تحصیلی رو دادیم طبق معمول همه روزه به خانه بازگشتیم. در فکر روزهای آخر این سال تحصیلی بودم که چه قدر کند و سخت گذشت اما سارا مرا از فکر بیرون آورد و گفت:

- پرستو داری به چه چیزی فکر میکنی که این قدر عمیقه؟!

- به قبر تو. بعد خندیدم. سارا با اخم گفت:

- خاک بر سرت روز آخری این جوری خداحافظی میکنی؟ با خنده گفتم:

- یه جوری میگی خداحافظی که انگار خونه تون کجاست!

- درسته که خونه هامون خیلی به هم نزدیکن ولی باز این قدر که همدیگه رو در طول سال می دیدیم و همیشه با هم بودیم که نمی تونیم باشیم.

از حرف سارا کمی دلم گرفت، راست میگفت. من و سارا از سال اول راهنمایی با هم بودیم، یعنی از وقتی که ما به این محله آمدیم. خانواده سارا که یک خانواده مذهبی هستند و تشکیل شده اند از سارا، پدر و مادرش و سجاد کوچولوی دو ساله از سال ها قبل در این محل زندگی می کردند. سارا مثل پدرش آقای سالاری صورت گرد و تپلی داره با دو چشم درشت قهوه ای که روی زمینه ی سفید پوستش خودنمایی چشمگیری داره. با موهای خرمایی که در بلند نگه داشتن اون با هم مسابقه داریم. قدش هم مثل من نه بلند و نه کوتاه، روی هم رفته دختر خوشگل و زیبایی هستش ولی سجاد شبیه مادرشه، صورتی گندمگون و کشیده و موهای مشکی.

همه ی بچه ها توی مدرسه از رابطه ی من و سارا تعجب می کردند، هر چی سارا دختر معتقد و با ایمانی بود، من آزاد و رها بودم و به هیچ چیزی، جز خدا اعتقاد نداشتم. البته نه این که واقعا معتقد نباشم چرا، مثلا حرمت تاسوعا و عاشورا رو نگه می داشتم، ماه مبارک رمضان رو دوست داشتم ولی بخاطر آزادی هایی که پدرم بهم داده بود زیاد در قید و بند این چیزها نبودم. پدر و مادر همیشه سر این مساله با هم مشاجره می کردند و من و پریناز، خواهرم، فقط نظاره گر بودیم. آخه مادر در یک خانواده مذهبی بزرگ شده بود، پریناز هم درست مثل مامان بود، ولی خانواده پدر یک خانواده به قول امروزی ها با کلاس و سانتی مانتال بودند. من هم کُپ خانواده‌ی پدری بودم. بابا از حرکات و کارهای من خیلی خوشش می آمد و همیشه به من بیشتر بال و پر می داد، به قول پری برای همینه که پر رو شدم. همیشه می گفت باید یکی پیدا بشه پر و بال تو رو قیچی کنه، من هم همیشه با خنده می گفتم بشین تا پیدا بشه.

به در خونه که رسیدیم با سارا خداحافظی کردم و دستم رو روی زنگ گذاشتم، بعد از چند لحظه صدای عصبانی پریناز از پشت آیفون تصویری اومد، دیوونه زنجیری آیفون سوخت. بعد در رو باز کرد.

وقتی وارد سالن شدم پریناز دست به کمر ایستاده بود و با اخم و تشر فریاد زد:

- آخه دختر تو نمی تونی یه ذره آروم باشی چه قدر دیگه باید صبر کنیم تا تو بزرگتر بشی!

من هم مثل همیشه بی خیال از کنارش رد شدم. پریناز گفت:

- استغفرالله!

من در جوابش گفتم:

-«و اتوب الیه.» پری جون این رو نگفتی. یادت رفت.

رفتم توی آشپزخونه در ظرف غذا رو برداشتم تا ناخنکی به غذا بزنم که یهو صوای پری بلند شد.

- با دست کثیف دست به غذا زدی، نزدی ها!

از صدای بلند و عصبانیش در ظرف از دستم افتاد کف آشپزخونه و با حیرت نگاهش کردم و گفتم:

- یواشتر، نمی گی به خاطر چهار تا دلمه ی ناقابل دختر مردم سکته می کنه. نمی دونستم مامان وقتی می ره بیرون تو خونه سگ می بنده.


 
نظرات کاربران
  • heliyam😘
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1398/8/14

عالی وجذاب بود رمان بسیار احساسی باخندش خندیدم باگریش گریه کردم
  • مریم
  • محدوده سنی: کمتر از 15 سال
  • 1398/5/19

واقعا عالیه دستتون درد نکنه خاله جانم
  • بهاره
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1398/5/4

خیلی قشنگ و جذاب بود اصلا نمیتونم باور کنم که شخصیت های این داستان وجود ندارن مش فکر میکنم زنده هستن ....من چند بار خوندمش
  • نازی
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1397/11/21

کتاب دلنشینی بود ،دوبار کتاب رو خوندم،لذت بردم،مرسی خانم مینو حمیدی
  • رضوانه
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1396/7/23

وااااااااى اين كتاب انقد قشنگ بود من ١ شبه تمومش كردم يعنى تا به الان اينجورى رمان به اين قشنگى نخونده بودم
  • فریبا زارع
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1396/1/23

خیلی عالی بود واقعا بی نظیر بود تحت تاثیر قرار گرفتم.منتظر کتابای بعدیتون هستم.
  • سارا
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1395/6/14

من برای هیچ رمانی اشک نریخته بودم...
قلمتون عالی بود...
پایدار باشین
  • سمیرا
  • محدوده سنی: کمتر از 15 سال
  • 1395/2/19

عالیه
  • ملیحه
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1394/4/11

هر چی بگم کم گفتم عالی عالی عالی خیلی با حال بود
  • پر
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1394/4/10

عالی بود
  • شیرین جمشیدی
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1394/3/12

سلام خانم حمیدی عزیزم
این رمان رو خوندم قشنگ بود ولی ازدواج دوم احسان برام بی معنی بود و خیلی حرص خوردم یه جاهایی واقعا نمی تونستم اشکم رو کنترل کنم به هر حال کتابی بود پر از هیجان و من دوستش داشتم .مرسی از شما موفق و پاینده باشید.مرسی نشر آرینا
  • ارام
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1394/1/17

عالییییییییییی بود بی نظیررررررررر
  • متین
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1394/1/5

خوب بود...ولی عالی نبود
  • خدیجه
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1393/12/25

با سلام خانم حمیدی بسیار سپاس گزام کتاب هم نفس را بیش از 10 بار خواندم تمام متن هایش حفظم شده اما باز می گویم عایترین کتاب رمان هم نفس.
  • لیلا
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1393/11/26

۴۱ساله خیلی کتاب جالبی بود با نثر روان
  • ساره
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1393/7/21

دوستش نداشتم
  • زینب
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1393/7/15

مرسی خانم حمیدی ازکتابای هستش که ارزش چندبارخوندن داره البته به نظرمن
  • پریا
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1393/6/19

داستان جالب و قشنگی بود. پیشنهاد میکنم بخونید
  • مهسا
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1393/5/17

من خيلييييي زياد اين كتاب و دوست داشتم
عاليييي بود
ممنون از نويسنده از همچين نثر روان و خوبي 😊
  • زینب
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1393/5/17

سلام کتاب بسیارقشنگی بودواقعا من براچندمین بارخوندمش باتشکرازنویسنده .
  • تارا
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1393/4/7

خوب بود، فقط دلم میخواست مرضیه رو خفه کنم، درسته که از اول اون احسان رو دوست داشت و پرستو ی دفه اومد اما در هر صورت پرستو با احسان محرم بود و اون حق نداشت خودشو به احسان تحمیل کنه
  • ساناز
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1393/3/3

سلام کتاب قشنگی بود ارزش خوندن داشت
  • آسیه
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1393/2/20

با سلام
خیلی کتاب بی نظیری هست بسیار کتاب دلنشینی بود از اینکه این کتاب را خریداری کردم خیلی خوشحالم... باعث افتخاره برام که همچین کتابی رل بین کتاب هام دارم.
با تشکر از نویسنده و نشر علی
  • سحر
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/11/19

سلام منم از خود داستان و سبک روان نوشتار خیلی خوشم آمد . به نظرم کتاب خیلی خوبی بود . مرسی
  • ماريان سپهري
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/11/19

سلام و خسته نباشید،
مرسی نویسنده محترم زیبا و عالی بود.
مرسی نشر خوب علی
پاینده باشید دوستان رمان خوان
  • گیتی
  • محدوده سنی: از 35 تا 45 سال
  • 1392/11/18

با این که خیلی هرسم داد ولی دوستش داشتم
  • شقایق
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/11/8

قشنگ و پر کشش بود
  • شيرين خضرايي
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/10/24

سلام .به نظرم داستان بدي نبود و ارزش خوندنو داشت ............ولي خودمونيم اين برادر احسان بد جوري رو روانم پياده روي كرد با اون دست هرزش.................!!!!!!!!!!!
  • سمیه چگینی
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/10/22

جذاب خوندنی پرکشش پرازحادثه واتفاق وانصافا داستانی قشنگودوست داشتنی
اما
اما
ینی اعصابی ازادم خوردمیکنه اساسی
راستش بعدازمدتهابرای یه کتاب گریه کردم اونم ازته دل ونکته جالب اینکه برای اولین بارازکتک خوردن دختره داستان لذت میبردموازته دل میگفتم حقته نوش جووون
ای بابا اخه ادم انقد خنگ وپرررونوبره والله
نخندیناا اما این کتاب یه جورایی مثل جشن حرکات موزون توجشنا میمونه که تاهم کلی کیف میکنی ولذت میبری هم پاهات تاول میزنه حسابی وعذاب میکشیپوزخند بزرگ
درکل ازاون سری کتاباس که باهمه ایناکه گفتم من دوست دارم داشته باشمش وهرازگاهی دلم براش تنگ میشه وسری بهش میزنم حتما
پیشنهادمیکنم حتما جزوکتابایی باشه که میخواین بخونین
  • نسرین
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/10/20

سلام خدمت خانم حمیدی عزیز
من رمان خوب خیلی خوندم اما اولین رمانی که یک شبه تمومش کردم این بود ساعت یک نصفه شب شروع کردم هر دفعه خواستم برم بخوابم نتونستم ازش دل بکنم یهو دیدم ساعت 10 صبح شده و کتاب رو تموم کردم در طول خوندن کتاب واقعا به خاطر رفتارهای احسان قلبم درد میگرفت کارتون حرف نداشت لطفا باز از این شاهکارها خلق کنید که بی صبرانه منتظرم دوستون دارم
  • بهار
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/9/13

خیلی کتاب قشنگی بود.اشتباه های شخصیت داستان منو یاد اشتباهات خودم انداخت هیچ وقت فکر نمیکردم کسی جز من هم از این اشتباهات بکنه. ممنون از نویسنده بدلیل موضوع جدیدی که بهش توجه کرده.ممنون نشر علی.
  • زهرا
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/8/15

سلام.کتاب بی نهایت خواندنی بود.من که از خواندنش لذت بردم.
  • یلدا
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/7/7

با عرض سلام و تشکر فروان خدمت خانم حمیدی کتاب فوق العاده و دلنشینی بود منتظر کارهای بعدی تون هستم خسته نباشید.
  • یلدا
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/7/7

با عرض سلام و تشکر فروان خدمت خانم حمیدی کتاب فوق العاده و دلنشینی بود منتظر کارهای بعدی تون هستم خسته نباشید.
  • فرشته
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/7/7

اصلا خوشم نیومد فقط از اول تا اخر کتاب هرس خوردم
  • شکورا
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/6/2

کتاب با مزه ای بود ، منتظر کتاب بعدی تون هستم خانم حمیدی***
  • مهناز
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/6/2

سلام مینو جان من این کتاب چند ماه پیش خوندم واقعا عالییییییییییی بود من که خیلی این کتاب ودوست دارم. الان که تو سایت بودم از دلم نیومد از شما تشکر نکنم .درضمن میخواستم به بعضی از دوستان بگم این یه رمان .....توی رمان شاید بعضی از کارها وشخصیت ها غیر قابل باور باشن. مرسی نشر علی بعضی از کتاباتون خیلییییییییییییی عالی
  • ليلا
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/5/17

سلام.بنظرم غير قابل باور وباعرض پوزش بچگانه بود.اصلا هيچكدوم از رفتاراي شخصيتهاي داستان منطقي نبود
  • ماريان سپهري
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/4/18

كتاب زيبايي بود، ممنون از قلم زيبايتون و خسته نباشيد نشر خوب علي.
  • مهدی.ش
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/2/11

سلام به نویسنده عزیزکتاب خانم حمیدی رمان شما بسیار زیبا و دلنشین بود من که خیلی از محتوا کتاب خوشم امد و بی صبرانه منتظر چاب کتاب بعدی شما هستم
  • میترا
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/2/8

سکوت زیباترین حرفهاست گاهی!
  • بهاره
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/2/7

کتابی بود که در ذهن نمیماندجالب نبود
  • مهسا
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1392/2/3

کتاب پر کشش و جالبی بود و البته متفاوت!!
باور رفتار امیرمحمد سخت بود که چطور میتونه عشقشو اینطوری عذاب بده ولی در کل کتاب قشنگی بود.
ممنونم نویسنده و نشر علی عزیز.
  • حکیمه
  • محدوده سنی: کمتر از 15 سال
  • 1392/1/14

مرسییییییییییییی.خیلی زیبا و قشنگ بووووووووود.
  • سپیده.م
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1392/1/3

با سلام خدمت خانم حمیدی خسته نباشید رمان زیبایی بود
  • melika
  • محدوده سنی: کمتر از 15 سال
  • 1391/12/27

سلام کتاب بسیار متوسطی بود من خیلی رمان میخونم ولی این اولین رمانی بود که من نتونستم با شخصیت دخترش ارتباط برقرار کنم اصلا نمیشد باور کرد که پرستو عاشقه
  • sep
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1391/12/22

کتاب زیبایی بود .
  • م.مرجان
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1391/12/8

با اینکه ی کم همخونه بودن تکراری شده
امــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا قشنگ بود .................
ممنونم از نویسنده عزیز وممنونم از نشر گلم که همیشه بهترینه...
....................ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
  • حمیده خسروی
  • محدوده سنی: از 15 تا 25 سال
  • 1391/12/5

نمی شه گفت خیلی خوب بود و نمیشه گفت بد بود کتاب متوسط بود
  • نگارین.
  • محدوده سنی: از 25 تا 35 سال
  • 1391/12/2

سلام به نویسنده عزیزکتاب همنفس رو الان تمومش کردم واونقدری کشش داشت که یکسره تااخرخوندم به نظرم قلمه رونی داریدکه جای تبریک داردوشایدروندداستان برای بعضیهاغیرمعقول باشه ولی من میخواهم بگم امثال این دخترخانمهارومن خودم به شخصه زیاددیدم ومیبینم منتهاکسی نمی خواهدباورکنه مخصوصاکه توقشرتحصیلکرده هم هستندوبه خاطریک عشق ویک ادم همه جورکوتاه می ایندوخودشون روکوچک میکنند.
درکل من این کتاب روخارج ازهمه این بحثهادوست داشتم وبسیارسرگرم کننده بود.ممنونم.
 
نظر شما
نظر شما
نام:
*
ایمیل:
محدوده سنی:
*
متن:
*
ورود اعضا
نام کاربری:*
رمز عبور:*