گاهی تو را از درون راهروهای تاریک خوابگاهی دانشجویی، تا قتل‌های زنجیره‌ای می‌کشاند که با انجمنی پیوند دهد به نام «انجمن ستارگان شمال» آنجا که با «بازگشت» ادامه میابد و جهانی از مرگ، نابودی، انتقام و امید را به روی خواننده می‌گشاید.

گاهی هم با «عمارت تسخیر شده» آشنایت می‌کند؛ شروع یک چهارگانه‌ی ماورایی که در آن سایه‌ها، مرز میان مرگ و زندگی را می‌لغزانند. آن‌جا که قرار است به دنیایی از جنس عمارتی سرد و متروک قدم بگذاری. با اتاق سرخ و راز سر به مهر آن آشنا شوی و پی به دلیل نجواهای غریب آن ببری. اتاقی که سرآغاز جهان کتاب است...


زهرا رحمانی، قبل از این آثار چاپی، سال ۱۳۹۱، قلمش را در فضای مجازی با «هدف سخت» آزمود. رمانش آن‌جا با استقبال کاربران روبه‌رو شد؛ خوانندگانی که هر شب منتظر قسمت تازه‌ای بودند. 

اما کارش به همینجا ختم نمی‌شود. در گذر عمر او جوایزی دیده می‌شود که از داستان‌های کوتاهی که در دوران تحصیلش می‌نوشت ناشی می‌شوند. بهترین آن‌ها جایزه‌ی ادبی جشنواره‌ی خوارزمی در خصوص داستان کوتاهی تحت عنوان «پسرک و مجسمه» است. 


نقطه‌ی مشترک بیشتر نوشته‌های این نویسنده‌ی زاده‌ی پایتخت، ترس، معما و جنایت است. خودش بارها گفته که علاقه‌مند است شخصیت‌ها را در لحظات مرزی قرار دهد؛ جایی که باید بین ترس و شهامت تصمیم بگیرند.

او که اکنون در دل یکی از شهرهای جنوبی ساکن است، اهل خلق فضاهای تاریک و رازآلود است. در اعماق همین فضاهاست که شخصیت‌هایش به دنبال معنا و هویت می‌گردند. برای همین است که حتی رمان‌های ترسناکش، بیشتر از آنکه وحشت‌زا باشند، خواننده را به فکر فرو می‌برند.


در کارنامه‌اش علاوه بر آثار چاپی انجمن ستارگان شمال، بازگشت و عمارت تسخیر شده، ادامه‌ی مجموعه‌ی «تسخیر» که شامل «اتاق بایگانی»، «پلاک666»، «نفرین مجسمه» و همچنین آثاری مستقل مثل «موازی»، «سفیران جهنم» و «شکار ذهن» در دست چاپ می‌باشند.


زهرا رحمانی گرچه نثرش ساده و روان است، اما فضاسازی را در اولویت قرار می‌دهد. توصیف حیاطی با درخت خشکیده یا خوابگاهی پر از صداهای ناشناس، خیلی زود ذهن خواننده را درگیر می‌کند.

اگر بخواهیم به یک ویژگی شخصی برسیم،

او نویسنده‌ای است که بیشتر از اینکه به دنبال شهرت باشد، به دنبال خلق دنیایی موازی است؛ دنیایی که در آن سایه‌ها حرف می‌زنند، خانه‌ها زنده‌اند و مرگ‌ها راز دارند.