عاطفه میاندره، لیسانس ریاضی کاربردی، متولد استان گلستان.


نوشتن همیشه برای من لذت‌بخش بوده از همون کودکی‌...

کم‌کم نویسندگی شد برام یه هدف. شروع کردم به نوشتن قصه‌های کوتاه که هرچی بزرگتر شدم قصه‌ها هم با من قد کشیدن، مثل افکارم.


اولین داستان بلندم رو وقتی شونزده سالم بود نوشتم و جایی به اشتراک نذاشتمش، دو تای بعد رو هم...


چند سالی ولی از نوشتن دور شدم و به همون اندازه خالی...


تا اینکه دوباره سال ۹۸ قلم به دست گرفتم قصه‌ی دختر باران به تأیید نشر علی رسید و قصه‌های بعدی هم... شاپرک، نور چشمانم باش و بهارکوچک که در حال نوشتنم.


حالا نه خالی‌ام و نه تنها... وسط دنیای کلمات می‌چرخم و غرق لذتم...


دنیایی که تمام وجودمه، دنیای هجاها... جایی که بهش تعلق دارم.