من ماه فَر(مرضیه)جهان آرا، دختر تابستانم؛ زاده‌ی چهارمین روز از تیرماه ۱۳۶۵، در دل دیار کریمان. اولین فرزند خانواده‌ای صمیمی و گرم هستم. تولد برادرم، سه سال و یک روز پس از من، مانند کامل شدن آخرین قطعه‌ی یک پازل بود؛ و از آن روز، خانواده‌ی چهارنفره‌ ما شکل گرفت; مأمنی که تا همیشه، پناه و آرامش من ماند!

مسیر تحصیلی‌ام با علاقه به دنیای نظم و عدد، به کارشناسی حسابداری و سپس به کارشناسی ارشد مدیریت دولتی ختم شد. اما روح بی‌قرارم آرام نمی‌گرفت. نوشتن، جایی میان روزمرگی‌ها، صدایم کرد. از ۱۶سالگی، قلم را به دست گرفتم تا جان ببخشم به روایت‌هایی که شنیده، دیده و گاه 

زندگی کرده‌ام.

نخستین کتابم عاشقِ منتظر بود؛ و پس از آن، نوا، گیلدا و ماهفر یکی‌یکی از دل واقعیت، از لابه‌لای اشک‌ها و لبخندها، به دنیا آمدند. تمام رمان‌هایم برگرفته از واقعیت‌اند؛ برشی از زندگی، زخمی از خاطره، جانی از حقیقت!

اکنون، در ادامه‌ی راه، مشغول نگارش اثری تازه‌ام; قصه‌ای دیگر، از دل زندگی، برای دل‌هایی که هنوز به معنا، به احساس، و به بودن باور دارند. چون باور دارم تا وقتی واژه هست، من زنده‌ام؛ زنده‌تر از همیشه!