نیازم...

از {{model.count}}
500,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

بازگشت ناگهانی مردی که نه سال پیش مراسم عقد را نیمه‌کاره رها کرد، مدیر جوان و مغروری به نام مه‌سیما را در دوراهی انتقام و احساسات سرکوب‌شده‌ی گذشته‌اش قرار می‌دهد.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

niazam1.PDF

مه‌سیما، دختری جوان و مدیر موفق یک شرکت است که توانسته پس از بازنشستگی پدرش، کنترل اوضاع را با قدرت در دست بگیرد. او سال‌ها پیش، در روزی که قرار بود با پسرعموی جذاب و مغرور خود، حسام، پای سفره عقد بنشیند، با رفتن ناگهانی او به فرانسه، تحقیر و شکستی تلخ را تجربه کرد. اکنون پس از گذشت نه سال از آن روزهای تاریک، حسام بدون هیچ اطلاع قبلی به ایران بازگشته و قصد دارد برای مدتی نامعلوم در عمارت آن‌ها ساکن شود. ورود این مهمان ناخوانده، تمام آرامشی را که مه‌سیما با چنگ و دندان برای خود ساخته بود، به هم می‌ریزد. حسام دیگر آن جوان خام گذشته نیست؛ او با رفتارهای ضد و نقیض، نگاه‌های نافذ و حمایت‌های غیرمنتظره‌اش در برابر دیگران، ذهن مه‌سیما را درگیر چالشی نفس‌گیر می‌کند. مه‌سیما که قسم خورده است دیگر عروسک خیمه‌شب‌بازی احساساتش نباشد، تلاش می‌کند در برابر حضور پررنگ حسام و نگاه‌های کنجکاو اطرافیان، غرور خدشه‌دار شده‌اش را حفظ کند. اما تقابل این دو کوه غرور در زیر یک سقف، شعله‌های آتشی زیر خاکستر را بیدار می‌کند که فرجام آن برای هیچ‌کدام مشخص نیست. آیا مه‌سیما می‌تواند از طوفانی که حسام در قلب و زندگی‌اش به پا کرده، جان سالم به در ببرد؟

1
سال‌ها بود که دیگر به آن موضوع فکر نمی‌کرد و توانسته بود پس از سپردن مدیریت شرکت توسط پدرش، از آن روزهای سخت و افسردگی جانکاه فاصله بگیرد. اما اکنون با شنیدن خبر بازگشت حسام، دوباره یاد آن اشک‌ها و غصه‌های تلنبار شده در دلش زنده شده بود و نمی‌توانست برق پیروزی و نگاه تحقیرآمیز و حاکی از غرور او را به روی خود ببیند و حرفی نزند.
2
مردی که مقابلش ایستاده بود، با کت و شلوار سرمه‌ای خوش‌دوخت و عینکی آفتابی، به قدری تغییر کرده بود که او را به حیرت واداشت. بغضی مزاحم بدون اجازه مهمان گلویش شد و راه تنفس را بر او سخت کرد، اما دست‌هایش را مشت کرد تا بتواند خود را پیدا کند و در برابر مردی که سال‌ها پیش او را شکسته بود، دوباره فرو نریزد.

نویسنده
نفیسه سنگدوینی(صمیم)
ناشر
علی
شابک
9789641931515
قطع
رقعی
سال انتشار
1392
تیراژ
250 جلد
نوبت چاپ
سوم
میزان فروش تا کنون
3250 جلد
نوع کاغذ
سفید/تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
600 گرم
تعداد صفحات
606 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...