یک کارآگاه جسور در تعقیب قاتلی خونسرد است که برای گرفتن انتقامِ خیانتی قدیمی، شرکای یک معامله سیاه عتیقه را یکی پس از دیگری به فجیعترین شکل مجازات میکند.
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
tavan.PDF
سروان شهاب کیانفر، افسر کارکشته و باهوش اداره آگاهی، با پروندهای پیچیده و مرموز روبهرو میشود که ریشه در تاریکیهای گذشته دارد. ماجرا با قتل وحشیانه و شکنجهبار دو تاجر سرشناس و دلال عتیقه آغاز میشود؛ جنایاتی که در آنها هیچ سرقتی صورت نگرفته و قاتل با خونسردی تمام، امضای مرگبار خود را بر پیکر قربانیان باقی گذاشته است. فشار مقامات بالا و دربار برای مختومه کردن سریع پرونده از یک سو و نبود سرنخهای فیزیکی از سوی دیگر، شهاب را در وضعیتی دشوار قرار میدهد. او با تکیه بر شم پلیسی خود درمییابد که این قتلها نه یک انتقامگیری ساده، بلکه تسویه حسابی قدیمی بر سر گنجینهای ممنوعه و خیانتی است که سالها مسکوت مانده بود. حال شهاب باید پیش از آنکه سایهی مرگ بر سر آخرین بازماندگان این حلقه شوم سایه بیفکند، قطعات پازل را کنار هم بگذارد. اما آیا او میتواند پیش از آنکه "تاوان" گناهان گذشته جان نفر بعدی را بگیرد، قاتل نامرئی را متوقف کند؟
دو تکه جذاب از متن کتاب
تکه اول:
«تصوری از قاتل نداشتم، جز آنکه قتل از یک کینه سرچشمه میگرفت و این جنایت از دست هر کسی ساخته نبود. این نوع قتلها از یک نوع الگوی خاص پیروی میکردند؛ داشتن یک اعصاب پولادین... آدمی در ظاهر آرام و خونسرد، اما درونش سرشار از کینه و عقدههای روانی. کسی که خودش را مأمور مرگ اعلام کرده بود. چه چیزی میتوانست کسی را به این کار وادار کند؟»
تکه دوم:
«لای کیف را باز میکنم؛ کیف گواهینامه، ۲۵۰۰ تومان پول نقد، چند کارت تبلیغاتی و دست آخر دو قطعه کارت سیاه و سفید از دو مرد چهل و پنج تا پنجاه ساله. بلند میشوم و کنار پنجره به نقطهای نامعلوم خیره میشوم... خیلی ظریفانه لبخندی زدم و به یاد جملهای افتادم که میگفت: وقتی قانون زیاد شود، اصل عدالت از بین میرود.»
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید