زیتون

از {{model.count}}
1,300,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

زن جوانی که با هویتی جدید و به عنوان یک معمار موفق پس از سال‌ها به تهرانِ پر از خاطرات تلخ بازگشته است، در یک پروژه بزرگ معماری میان تقابل با دو شریک مردِ جذاب و رازهای تاریک گذشته‌اش گرفتار می‌شود.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

zeyton.PDF

باده، دختری که سال‌ها پیش برای فرار از گذشته‌ای تاریک و پر از رنج، خاک ایران را به مقصد استانبول ترک کرده بود، اکنون در قامت یک مهندس معمار موفق و سرسخت به تهران بازمی‌گردد. او که در تمام این نه سال تلاش کرده با ساختن دیواری از غرور و خونسردی، خاطرات تلخ بی‌سرپناهی و کار در رستوران‌ها را پشت سر بگذارد، حالا مأموریت دارد تا در یک پروژه بزرگ و لوکس ساختمانی در لواسان همکاری کند. باده برای اثبات توانمندی‌های حرفه‌ای خود وارد شرکتی می‌شود که توسط دو شریک کاملاً متفاوت اداره می‌شود: بردیای جذاب و خوش‌گذران، و امینِ جدی، تیزبین و متفکر. در حالی که باده سعی می‌کند هویت و گذشته‌ی پر از زخم خود را زیر نقاب یک زن موفق و بی‌تفاوت پنهان کند، تقابل او با این دو مرد و فضای شهری که از آن فراری بوده، چالش‌های جدیدی را برایش رقم می‌زند. آیا او می‌تواند در این مأموریت چهارماهه، بدون لغزش و بیدار شدن سایه‌های ترسناک گذشته، جان سالم به در ببرد یا حضور در این مثلث کاری و عاطفی، رازهای فروخورده‌اش را برملا خواهد کرد؟

1
قدم اول همراه شد با پیچ و تاب سختی در قلبم که باعث حالت تهوع شدیدم شد. بوی سوخت هواپیما وقتی ناشتا بودم همیشه حالم رو به هم میزد. از پله ها پایین اومدم باد سرد دی ماه باعث لرزم شد، کمر بند پالتوم رو محکم کردم در میان همهمه های اطرافم وارد سالن ورودی شدم، نفس عمیقی کشیدم و نگاهی سرسری به اطرافم انداختم. این هم وطن. ته دلم به دنبال حسی بودم که باید داشته باشم. چه حسی باید داشته باشم بعد از حدود نه سال؟ پوزخندی زدم هیچ احساسی نداشتم.
2
چمدون قرمز رنگم من رو به ساعت سه و نیم تهران آورد. به سختی از روی غلتک پائینش آوردم سنگین بود دسته اش رو بالا کشیدم و دنبال خودم کشیدم. بی حوصله به مردم اطرافم نگاه کردم بعضی با دسته گل، بعضی با لبخند و بعضی در بغل هم گریه میکردن. سعی کردم از بین جمعیت برای خودم راه باز کنم نفسم جایی بین قفسه ی سینه ام گیر کرده بود. یک گره پر از اضطراب با یادآوری شبی که میخواستم دقیقاً از همین نقطه تهران رو ترک کنم.

نویسنده
الناز پاکپور
ناشر
علی
شابک
9789641933106
قطع
رقعی
سال انتشار
1398
تیراژ
500 جلد
نوبت چاپ
سوم
میزان فروش تا کنون
1500 جلد
نوع کاغذ
سفید/تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
780گرم
تعداد صفحات
760 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...