تقابل پرحرارت دختری عصیانگر به نام ابریشم با پسرعموی مقتدر و متعصبش، مرز باریک میان عشق و تسلط را در دل یک عمارت قدیمی به چالش میکشد.
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
sayebid.PDF
ابریشم، دختری جوان، مستقل و سرکش است که پس از مرگ تلخ پدرش در یک سانحه رانندگی، در احاطه حمایتها، سنتها و تعصبات خانواده پدریاش بزرگ شده است. او در دل عمارتی قدیمی مدام با آلان، پسرعموی بزرگ و مقتدرش که پس از فوت پدربزرگ ریاست خانواده و شرکت را بر عهده گرفته، در تقابل و کشمکش دائمی است. آلان با رفتارهای به شدت سختگیرانه، نگاه سنتی و غیرت مردانهاش سعی در کنترل و محافظت از ابریشم دارد، اما این کنترلگریهای مطلق، تنها به لجبازی، فاصله و مقاومت بیشتر ابریشم دامن میزند. در بطن این خانواده و زیر سایه درختان بید باغ، رازهای مگو، قضاوتهای بیرحمانه اطرافیان و تنشهای پنهانی جریان دارد که روزمرگیهای تمام اعضا را دستخوش تلاطم میکند. در حالی که ابریشم تلاش میکند هویت مستقل خود را در برابر این سایه سنگین و نفوذناپذیر تثبیت کند، مرز بسیار باریک میان عشق، تعصب، مالکیت و سوءتفاهم، سرنوشت مبهم و پرالتهابی را برای او رقم میزند. آیا ابریشم میتواند از زیر این سلطه سنتی رها شود و مسیر زندگیاش را به میل خود پیش ببرد، یا طوفان حوادث او را در دوراهی سختی قرار خواهد داد؟
تکه اول متن:
صدا، صدا، صدا و نور و یک غم عجیب که میزند زیر دلم یک حس گنگ از تنهایی همه رگهای بدنم را اسیر و منجمد کرده است. صدای بغ بغوی کبوتران حرم نجوای امن یجیب و نگاه پر از استغاثه زنها و دختران جوان به گنبد طلایی. سرم را می چرخانم هر جا نگاه میکنم نور است و دعا و عجز و لابه ی مردم که انگار همه یک چیز میخواهند با زبانی متفاوت از دیگری.
تکه دوم متن:
کاش سیزده دی را از تاریخ همه ی تقویم های عالم بردارند. کاش بعد از دوازدهم دی یک راست برسیم به چهاردهم و از خاطرم پر بکشد، رفتن بابا سیا با آن روح بزرگ و دستان قوی و قدرتمند چرخ های کامیون حمل بار، راننده ی ناشی، ضجه های عزیز سکته ی آقاجون از همه بیشتر تنهایی های من پس از آن سانحه و اندوهی مضاعف بر ترس های کودکیم.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید