دختری جوان در تلاش برای پنهان کردن فروپاشی خانواده و خیانتهای پدرش، میان فرار به سوی روابطی شکننده و ایستادگی در برابر حقیقتی تلخ، دست و پا میزند.
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
rayehe50.PDF
معصومه دختری است که در ظاهر، روحیهای قوی و شکستناپذیر از خود به نمایش میگذارد، اما در درون، زیر آوار فروپاشی خانوادهاش در حال خرد شدن است. او در خانهای نفس میکشد که بوی تعفن خیانت و بیبندوباری پدرش، اشکان، تمامی زوایای آن را آلوده کرده است. پدری که روزگاری نماد تکیهگاه بود، اکنون به مردی خودخواه و هوسباز بدل شده که دیدن چهرهاش برای معصومه چیزی جز عذاب و یادآوری یک فاجعه نیست. معصومه برای گریختن از این جهنم خانگی و پنهان کردن رازهای دردناک خانوادهاش، به رابطهای فرسایشی با پسری به نام پندار پناه برده است. پندار جوانی بیکار و پردردسر است که خود به باری سنگین بر شانههای خسته معصومه تبدیل شده است. با این حال، او تلاش میکند تا با وقتگذرانی با دوستانش، نقاب بیتفاوتی را بر چهره نگه دارد و از قضاوتهای بیرحمانه جامعه و آشنایان فرار کند. در میان این فرارهای مکرر و سکوتهای مصلحتی که به قیمت نابودی روان او تمام میشود، حضور پسری به نام یاور در حاشیه زندگیاش، حسی از وفاداری و آرامش را به ذهن او متبادر میکند. آیا معصومه میتواند از این تاریکی مطلق که پدرش برایش رقم زده رهایی یابد، یا در نهایت بغضهای فروخورده و دردهای پنهان، او را در این گرداب تباهی غرق خواهند کرد؟
1
هیچ رویایی تا ابد ادامه پیدا نمیکند لحظه ی تبعید به بیداری دیر یا زود فرا می رسد. انگار تنها کابوسها همراهم می خوابند بیدار می شوند و برای نظاره کردن نابودی ام از خودم آماده ترند. چشم هایم را باز کردم نگاهم روی طرح ساده ی کاغذ دیواری کرم رنگ که دور تا دور تنها نقطه ی آرامشم کشیده شده بود ثابت ماند.
2
بعضی آدم ها را اگر تا آخر عمر وقت بگذاری هم نمی توانی پیچ و تاب شخصیت شان را باز کنی هر پیچی را که باز کنی نقطه های کور بیشتری ایجاد می شود انگار یک بعدی از وجودشان برای همیشه در سایه می ماند. یک سری از آدم ها هستند که هر چقدر هم بخواهی پیچیده فرض شان کنی آخر سر مجبور می شوی به خودت اعتراف کنی تکراری از همه ی آن چیزهای ساده ای هستند که با تمام وجود سعی در پیچیده کردن شان داشتی.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید