لولی وش

از {{model.count}}
1,000,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

دختری تنها در میان هیاهوی خانواده‌ای بی‌مهر و مزاحمت‌های یک عاشق وسواسی، در مسیر سرنوشتی قرار می‌گیرد که زندگی او را با مردی زخم‌خورده از گذشته و یک ستاره‌ی مشهور فوتبال گره می‌زند.

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

looliv50.PDF

صحرا دختری آرام و گوشه‌گیر است که در میان هیاهوی خانواده‌ای پر تنش و نامهربان، احساس تنهایی عمیقی می‌کند. او در خانه پدری با نامادری‌اش، پروین، و خویشاوندانی که مدام به او تهمت می‌زنند، روزگار سختی را می‌گذراند و تنها دلخوشی‌اش خواهر و برادر کوچکش هستند. در دانشگاه نیز با عشق وسواس‌گونه و مزاحمت‌های پسری به نام شهریار دست و پنجه نرم می‌کند که آرامش را از او سلب کرده است. از سوی دیگر، داستان روایتگر زندگی طاهاست؛ مردی خشمگین و زخم‌خورده از گذشته که در خانه‌ای تاریک از پیرمردی بیمار پرستاری می‌کند و داغ مرگ خواهرش، ترانه، قلبش را به سلولی انفرادی بدل ساخته است. در نقطه‌ای دیگر از این روایت، کاویار معین، فوتبالیست مشهور و ثروتمندی قرار دارد که با وجود محاصره شدن در میان هواداران و شهرت، از این هیاهوی توخالی خسته و گریزان است. سرنوشت این شخصیت‌ها که هر یک به نوعی درگیر تنهایی، خشم و فرار از سایه‌های زندگی خویش هستند، در تلاقی با یکدیگر آبستن حوادثی پیش‌بینی‌ناپذیر می‌شود. آیا صحرا می‌تواند از پیله‌ی تنهایی رهایی یابد و آیا طاها و کاویار به آرامش گمشده‌ی خود دست خواهند یافت؟

1
سنگینی نگاه افراد داخل اتوبوس را روی خود حس میکرد. بغضش را فروداد و دستش را به دستگیره ی آویزان از میله ی اتوبوس گرفت همه ی تلاشش را کرد تا جلوی ریزش اشکش را بگیرد درونش آشوب بود و سینه اش می سوخت. انگار چیزی در سینه اش منفجر شده و امواجش از داخل به او فشار می آورد. حسی ناشناخته مثل گردباد با سرعت می چرخید و بدنش را گرم میکرد. می سوزاند و میسوزاند و پیش میرفت آن قدر که فکر میکرد اگر دهان باز کند آتش بیرون میزند همه جا در سکوتی دیوانه کننده فرو رفته بود. از پنجره ی روبه رو به خیابان نگاه کرد اشک جمع شده در چشم هایش باعث رقص نور مغازه های در حال گذر شده بود.

2
اول مهر بود و تازه به کلاس پنجم دبستان رفته بود مثل همیشه شاگرد گوشه گیر و آرامی بود و کمتر با کسی ارتباط برقرار میکرد. آن سال هم همین طور بود اما این بار صبا را با او در یک نیمکت نشاندند و مشکلات از همان جا شروع شد کتابش را پاره میکرد دفترش را خط میکشید. پاک کنش را بر می داشت و به او نمی داد. صبا لجباز بود و او لجبازتر و بالاخره هم این لجبازی ها به هل دادن صبا و شکستن سرش منجر شده بود. آن روز در مدرسه هیاهویی به پا شد و مدیر گوشش را کشید به یک باره همه جا سکوت شده بود و صدایی نمی شنید فقط لبهایی مقابلش تکان می خورد و دستهایی بالا و پایین می رفت

نویسنده
فهیمه سلیمانی
ناشر
علی
شابک
9789641934356
قطع
رقعی
سال انتشار
1400
تیراژ
500
نوبت چاپ
اول
میزان فروش تا کنون
500 جلد
نوع کاغذ
سفید/تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
950 گرم
تعداد صفحات
942 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...