مهندسی ثروتمند پس از سرقت پولهایش به جای تحویل دادن سارق به پلیس با این دختر جوان و مرموز همدست میشود تا سارق اصلی را پیدا کند غافل از اینکه این تصمیم مسیر زندگیاش را تغییر میدهد.
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
hanozam.PDF
فرزاد مهندس جوان و موفقی است که در یک روز سرد پاییزی برای انجام امور مالی شرکتش به بانک مراجعه میکند. او پس از دریافت مبلغ هنگفتی پول نقد هنگام خروج از بانک طعمه دو سارق موتورسوار میشود. فرزاد با اتومبیل خود به تعقیب سارقان میپردازد و سرانجام آنها را در یک کوچه بنبست گیر میاندازد. در این میان یکی از سارقان با پولها میگریزد اما فرزاد موفق میشود سارق دوم را دستگیر کند. او در کمال ناباوری درمییابد که سارق به دام افتاده دختری جوان به نام شمیم است که با لباس مردانه دست به این کار زده است. شمیم که قربانی فریب همدست فراریاش شده از فرزاد تقاضا میکند تا او را به پلیس تحویل ندهد. او به فرزاد قول میدهد که در صورت آزادی به او در یافتن سارق اصلی و بازگرداندن پولها کمک کند. فرزاد در یک تصمیم ناگهانی و پرخطر پیشنهاد این دختر ناشناس را میپذیرد و او را برای مخفی شدن به باغ بزرگ عمویش میبرد. این توافق عجیب سرآغاز ورود شمیم به دنیای متفاوت فرزاد و شکلگیری ماجراهایی است که زندگی هر دوی آنها را دستخوش تغییرات پیشبینینشدهای میکند. آیا شمیم میتواند پولهای از دست رفته را بازگرداند یا این تنها یک نقشه برای فرار است؟
1
فرزاد قصد سبقت گرفتن از موتور و سد کردن راهش را داشت اما با ویراژهای موتور موفق نمیشد با این حال لحظهای چشم از موتور برنمیداشت و سایه به سایه تعقیبش میکرد. بالاخره توانست از موتور جلو بزند اما همین که خواست جلوی موتور بپیچید و متوقفش کند موتور داخل خیابانی فرعی پیچید و فرار کرد.
2
اتومبیل درختان سر به فلک کشیده و کهنسال زمینهای چمنکاری شده سبز و آلاچیق بزرگ و زیبایی که در میان درختان بود و استخر بزرگی را که روبهروی عمارت و ورودی قرار داشت پشت سرگذاشت تا به عمارت رسید. عمارت با عظمتی بود با ستونهای بسیار بلند پردههایی زیبا بر روی پنجرههایی بلند که هر کدام منظرهای از باغ را به تصویر کشیده بود.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید