مامای جوانی برای نجات جان برادرش از طناب دار، مجبور میشود در برابر خشم و کینهی سوزان مردی بیرحم که تشنهی انتقام است، هویت و عشق خود را قربانی کند.
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
majnonat50.PDF
میمنت، مامای بیست و نه سالهای است که در میان روزمرگیهای شغلی و انتظار شیرین برای وصال با پسرعمویش آرش پس از نه سال دوری، روزگار میگذراند. او در مطب خود با دختری مضطرب به نام صنم روبهرو میشود که قصد سقط جنین دارد و پای میمنت را ناخواسته به معمای رابطهای پنهان باز میکند. اما آرامش زندگی میمنت به ناگاه با یک فاجعه خانوادگی در باغ عمارت پدربزرگ به هم میریزد. در جریان یک درگیری لفظی و فیزیکی، برادر محبوب و بیحاشیه میمنت، یعنی میعاد، ناخواسته مرتکب قتل پسرعمهاش سیامک میشود. این حادثه شوم، کینه قدیمی و خشم سوزان تیمور، پدر سیامک را شعلهور میسازد. تیمور که تشنه انتقام و اعدام میعاد است، خانواده میمنت را در بهت و ترسی عمیق فرو میبرد. میمنت که جانش به جان برادرش بسته است، اکنون خود را در میان گردابی از تهدیدهای وحشتناک تیمور، رازهای مراجعین مطبش و عشقی که در سایه مرگ و انتقام رنگ باخته، گرفتار میبیند. او برای نجات جان میعاد و رهایی از چنگال کینه تیمور، باید در مسیری تاریک و پر از وحشت قدم بگذارد؛ مسیری که شاید به قیمت از دست رفتن هویت و استقلال خودش تمام شود.
1
هوای آخرین هفته پاییز کمی سرد است و این سردی ارمغان زمستانی را میدهد که تا چند روز دیگر در انتظار ماست. زمستان را همیشه دوست داشتهام، شاید چون خیابانها خلوت و همهجا آرامتر است این حس را نسبت به آن دارم. از شلوغی بدم میآید و خلوتی خیابان و پیادهروها به دلم مینشیند.
2
سفت پدرم را به آغوش میکشم و همین کارم باعث میشود پدرم تاب نیاورد و اشکهایش راه گونههایش را در پیش بگیرند. برای منی که پدر یعنی کوه، این گریه یعنی شکستن قدرت و اقتدار تکیهگاهم. وقتی که او میگرید یعنی فاجعه؛ فاجعهای که نزدیک است و قصد دارد قصر آرزوها و خوشبختیمان را از هم بپاشد و خانهمان کاشانه غم و اندوه شود.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید