برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
havali50.PDF
یاسینخان نامی با زخمی از گذشتهاش که درد سیسال را با خود همراه دارد، به طرز غیرقابل باوری زندگیاش به زندگی محیا صادق گره میخورد.
و محیا دختریست که خانوادهاش را در یک شب از دست داده است و دقیقا چند ماه بعد، اتفاق فوقالعاده وحشتناکی برایش میفتد که محیا از شهرشان فرار میکند و به تهران میرود.
در آنجا با تصمیم شوکهکنندهای که میگیرد، تمام زندگیاش دستخوش تحولی شگرفت میشود و روح زخمی محیا، التیام ندارد.
حوالی پاییز، داستان تقابل انسانهاییست که گذشتههای عجیب و غریبی داشتهاند و هر صفحه از کتاب زندگیشان که ورق میخورد، با گرهها و دردهای کهنه مزین میشود.
در این میان، محیا صادق و یاسینخان نامی، وارد گرداب عمیقی میشوند که بیرون آمدن از آن بستگی به درایت و تصمیمهای سخت آنها دارد...
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید