دختری مستقل که در تقابل با انتظارات سنتی خانواده، هنر آرایشگری را به عنوان مسیر زندگی برگزیده است، با حضور آرام و پرمهر مهندسی جوان در دنیایش، درگیر تلاطم احساساتی ناشناخته و جذاب میشود.
برای مطالعه بخشی از کتاب فایل زیر را دانلود کنید
vosatzx 30.PDF
لیلی دختری مستقل، پرانرژی و بااراده است که برخلاف فشارهای مادر سنتیاش برای ورود به دانشگاه، با شجاعت به دنبال رویای خود در دنیای چهرهپردازی و آرایشگری رفته است. او در سالن زیبایی دیبا به عنوان یک گریمور ماهر و پرطرفدار میدرخشد و با تکیه بر درآمد مستقل خویش، ثابت میکند که موفقیت و جایگاه اجتماعی تنها در گرو داشتن مدارک عالی تحصیلی نیست. دنیای لیلی در حمایتهای بیدریغ پدر مهربانش، شیطنتهای همیشگی با برادر درسخوانش کیان، و هیاهوی زنانه در محل کارش خلاصه میشود. اما این جریان آرام و روزمره، با ورود شخصیتی تازه و موقر بهطور کامل دستخوش تغییر میشود. بهنام، مهندسی جوان، جذاب و برادر یکی از همکاران نزدیک لیلی، با بهانههای مختلف و نگاههایی پرمعنا در اطراف او حضور پیدا میکند. رفتار سنجیده و نگاههای گیرای بهنام، بهآرامی دیوارهای دفاعی لیلی را فرو میریزد و هیجانی غریب و ناشناخته را به قلب او تزریق میکند. در میان کشمکشهای خانوادگی و تلاش برای اثبات استقلال، لیلی اکنون در برابر موجی از احساسات تازه و پیشبینینشده قرار گرفته است. آیا او میتواند در این وسعت غریب از عواطف، مسیر درست زندگی و عشق را پیدا کند؟
1
بهنام پسر خوب و سربه زیری بود؛ شاید از آن دسته تیپ و قیافههایی که ایدهآل خیلی از دخترهاست. قد بلند و چهارشانه، صورت کشیده و استخوانی با چشم و ابروی مشکی و موهایی که همیشه به عقب شانه شده بود و زیر نور برق واکس رویش را به خوبی میشد دید.
2
احساس میکردم هیجانی به سرعت توسط رگهایم در جایجای بدنم تزریق میشود که توان لمس کردنش را ندارم؛ هیجانی که منشاء و دلیلش را نمیدانستم یا شاید به همین سادگی دلباخته بودم!
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید