هاله ای از تردید

از {{model.count}}
250,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

زنی جوان که پس از سال‌ها انتظار با چهره‌ای بیگانه و بی‌تفاوت از همسرش روبرو شده، برای کشف راز طرد شدن خود و پایان دادن به زندگی پنهانی‌اش، قدم در مهمانی خطرناکی می‌گذارد که ممکن است تمام باورهایش را ویران کند.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

halehta.PDF

مهرناز دختری است که در کودکی پدر و مادرش را در یک سانحه دلخراش از دست داده و در خانه عمه‌اش بزرگ می‌شود. او در کنار پسر عمه‌اش، فرهاد، ایام نوجوانی را پشت سر می‌گذارد و پیوندی عمیق میان آن دو شکل می‌گیرد. این عشق تا جایی پیش می‌رود که پیش از سفر فرهاد به خارج از کشور برای گرفتن تخصص، این دو با اصرار فرهاد به عقد یکدیگر در می‌آیند. مهرناز چهار سال تمام با امید و آرزو در انتظار بازگشت عشق زندگی‌اش می‌ماند و دوری را تاب می‌آورد، اما فرهادی که از سفر بازمی‌گردد، مردی سرد، بیگانه و بی‌تفاوت است که هیچ شباهتی به عاشق گذشته ندارد. با وجود این تغییر رفتار آزاردهنده، ازدواج آن‌ها سر می‌گیرد اما فرهاد در خانه‌شان مانند یک غریبه کامل رفتار کرده و حتی وجود مهرناز را به عنوان همسر از تمام دوستان و همکارانش پنهان می‌کند. مهرناز که در حصار تنهایی و سکوتی مرگبار گرفتار شده، سرانجام تصمیم می‌گیرد برای کشف راز این بی‌اعتنایی و یافتن جایگاه واقعی خود در زندگی فرهاد، به دوست نزدیک و همکار او، دکتر داریوش حکیمی پناه ببرد. داریوش که از این ماجرا شوکه شده است، با طراحی یک نقشه و دعوت مهرناز به عنوان همکار جدید به یک مهمانی شبانه، قصد دارد پرده از رازهای پنهان بردارد و فرهاد را در مقابل عمل انجام‌شده قرار دهد. آیا مهرناز تاب تحمل حقیقتی که در این شب پرالتهاب انتظارش را می‌کشد خواهد داشت؟

برش اول از متن:
فکر کردن به لحظات سرد و بی روحی که در کنار او می گذراندم مثل کابوسی برایم زجرآور شده بود کابوسی که یارای دل کندن از آن را نداشتم. نیمه های شب وقتی مطمئن میشدم که در خوابی عمیق فرو رفته آرام و بی صدا به اتاقش میرفتم و کناری می ایستادم و با حسرت نگاهش می کردم و دلتنگی و غم سنگین روی قلبم را التیام می دادم.
برش دوم از متن:
دلهره و نگرانی برخورد با او رعشه بر اندامم انداخته و هر لحظه از اعتماد به نفسم می کاست. در آن لحظات سنگین و دلهره آور که هر آن انتظار دیدن و روبرو شدن با او را داشتم داریوش صندلی را در گوشه ای از سالن به من نشان داد و من بلافاصله همان جا نشستم در حالی که زانوهایم به شدت می لرزید.

نویسنده
ناهید مختاری
ناشر
علی
شابک
9789641931256
قطع
رقعی
سال انتشار
1391
تیراژ
2000 جلد
نوبت چاپ
اول
میزان فروش تا کنون
2000 جلد
نوع کاغذ
سفید /تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم (شومیز)
وزن تقریبی
380 گرم
تعداد صفحات
376 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...