شاه نشین قلبم

از {{model.count}}
700,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

دختری که برای نجات خانواده‌اش می‌جنگد، در پی یک تصادف ساده با رئیس مغرور و جدید کارخانه، وارد یک دوئل نابرابر کاری می‌شود که تمام آینده و غرورش را به چالش می‌کشد.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

shahnesh.PDF

حورا دختری جوان و ازخودگذشته است که برای نجات برادرش از زندان و  تأمین مبلغ هنگفت دیه، آرزوهایش را کنار گذاشته و از روی ناچاری در مهدکودک  کارخانه بزرگ نساجی پرنیان مشغول به کار می‌شود. همزمان با این بحران  خانوادگی، کارخانه نیز به دلیل بیماری بیماری بنیان‌گذار آن در شرایط  نابسامانی به سر می‌برد و حسام بصیران، پسر جوان و مغرور او، از خارج  بازگشته تا با ایده‌هایی مدرن و سخت‌گیرانه، مدیریت را به دست بگیرد.
یک  حادثه پیش‌پاافتاده در راهروهای کارخانه و ریختن ناخواسته سوپ داغ روی  لباس‌های گران‌قیمت حسام، حورا را دقیقاً در برابر این رئیس متکبر و بی‌رحم  قرار می‌دهد. حسام که از جسارت و زبان تند حورا به خشم آمده، به جای اخراج  مستقیم، تصمیم می‌گیرد با چالشی طاقت‌فرسا او را به زانو درآورد. او حورا  را به اتاق تاریک و درهم‌ریخته بایگانی منتقل کرده و ضرب‌الاجلی یک‌هفته‌ای  و کاملاً غیرممکن برای وارد کردن اطلاعات تمام پرونده‌ها به سیستم  رایانه‌ای تعیین می‌کند.
حورا که تسلیم‌شدن در مرامش  نیست و آینده خانواده‌اش را در گرو این شغل می‌بیند، با اراده‌ای پولادین و  لجاجتی بی‌نظیر، شبانه‌روز در میان پوشه‌های غبارگرفته می‌جنگد تا شایستگی  خود را ثابت کند. در این تقابل پرالتهاب میان تکبر یک مرد نفوذناپذیر و  استقامت یک دختر جسور، دیوارهای سرد بایگانی شاهد نبردی هستند که آرام‌آرام  رنگ و بوی دیگری به خود می‌گیرد.

جوانی بلند قامت با شانه هایی نه چندان پهن و موهای خرمایی کوتاه و مرتب چهره ای کشیده و گندم گون که گره ی عمیق میان ابروان پر پشتش چشمان قهوه ای تیره اش را پر جذبه و گیراتر نشان می داد و بینی خوش تراشش بر جذابیتش می افزود.


حو را با احتیاط تمام وارد اتاق کوچک و خفه ی بایگانی که در منتها علیه راهرو طبقه اول ساختمان بود و به غیر از در ورودی هیچ روزنه ی دیگری به بیرون نداشت، شد و با دیدن محیط شلوغ و بهم ریخته ی آن چشمان زیبایش از تعجب گرد شد و در حالیکه ماتش برده بود با دهان باز نگاهی به سرتاسر آنجا انداخت.

نویسنده
ناهید مختاری
ناشر
علی
شابک
9789641931928
قطع
رقعی
سال انتشار
1393
تیراژ
100 جلد
نوبت چاپ
سوم
میزان فروش تا کنون
2100 جلد
نوع کاغذ
سفید/تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم (شومیز)
وزن تقریبی
470 گرم
تعداد صفحات
464 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...