دختری جوان پس از تحمل عملهای جراحی سنگین و تغییر کامل چهرهاش در لندن، با هویتی جدید و نقشهای پنهان برای انتقام، به ایران بازمیگردد تا با تاریکیهای گذشتهاش روبهرو شود.
برای مطالعه بخشی از کتابففایل زیر را دانلود کنید
kahila.PDF
آیدا دختر جوانی است که سالها پیش بر اثر یک سانحه دلخراش، زیبایی چهرهاش را از دست داده و با آسیبهای عمیقی مواجه شده است. او برای فرار از گذشته و ترمیم ظاهرش به لندن سفر کرده و تحت عملهای جراحی پلاستیک متعدد و سنگینی توسط دکتر رابرت مور قرار میگیرد. در طول دو سال، چهره آسیبدیده و معصوم او به صورتی بینقص، فریبنده و کاملا متفاوت تبدیل میشود. آیدا در این مدت با دکتر مور، همسر افغانش فتانه، و هماتاقی مسیحی خود نارجیس، پیوندهای عاطفی عمیقی برقرار میکند و غمهای درونیاش را پشت نقابی از شوخطبعی و سرکشی پنهان میسازد. اما این زیبایی جدید، تنها هدف او نیست. او در پس این ظاهر فریبنده، کینهای عمیق و نقشههایی تاریک را برای انتقام از گذشتهای تلخ که به بیست و دو سال پیش بازمیگردد، در سر میپروراند. با پایان یافتن مراحل جراحی، آیدا با وجود مخالفتها و نگرانیهای دوستانش، لندن را برای همیشه به مقصد ایران ترک میکند. او در روزهای سوگواری ماه محرم، در حالی که تنها یک چمدان کوچک و گیتارش را به همراه دارد، قدم در خیابانهای دلگیر تهران میگذارد و به صورت تصادفی وارد عمارتی قدیمی و ناشناس میشود. اکنون باید دید آیدا با این هویت و چهره جدید، چگونه با ارواح تاریک گذشته روبهرو خواهد شد و سرنوشت این کینه دیرینه به کجا ختم میشود.
1
لحظههای با هم بودن را باید غنیمت شمرد و از در کنار هم بودن نهایت لذت را برد باید دوستی کرد و بی ریا عشق ورزید. گذر زمان به دست ما نیست اما زشت و زیبا کردن لحظههایمان و ساختن گذشتهای با خاطراتی زیبا و به یاد ماندنی به دست ماست میتوان از گذشته برای آینده خاطراتی شیرین ساخت لحظهها را دریاب چشم فردا کور است ولی افسوس... ما آدمیان همیشه غافلیم وقتی چیزی یا کسی را در کنار خود داریم ارزش و اهمیتش را نمیدانیم ولی وقتی آن چیز یا آن کس را از دست دادیم به حال گذشته افسوس میخوریم و ای کاش... ای کاش میکنیم، باز همهی اینها را میدانیم ولی مکرراً، تکرار میکنیم.... و باز هم تکرار میکنیم.
2
در گذشته چشمان درشت و رو به پایین داشت فاصلهی چشمها و ابروهایش خیلی کم بود حالا فاصلهی چشم و ابروها زیاد شده و بخاطر کشیده شدن پوست پیشانی و بالا بردن ابروها چشمان درشتش رو به بالا کشیده شده بود هنوز چشمان آسمانیاش خمار و خواب آلوده بود. آن آرامشی که در نگاهش موج میزد جای خود را به یک زیبایی وحشی داده بود بینی بلند و کمی پهنش که به چهرهاش یک معصومیت بچهگانه میداد جای خود را به یک بینی خوش فرم و تراشیده داده بود. لبهای باریک و کوچکش که همیشه دندانهای نامرتبش را پنهان کرده بود حال به صورت لبهای کوچک و برجسته و گوشتالود درآمده بود.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید