سفر ناگهانی دختری سرکش و بیپروا به تهران برای شرکت در مراسم عزاداری خانوادگی، او را در مسیر رازهای سر به مهر گذشته مادرش و رویارویی با پسرعمویی مرموز قرار میدهد که زندگیاش را برای همیشه دستخوش تغییر میکند.
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
hamnafas.PDF
پرستو دختری هجدهساله، پرشور و رهاست که در خانوادهای مرفه در جنوب کشور روزگار میگذراند. او برخلاف مادر و خواهر بزرگترش پریناز که پایبند به اصول سنتی و مذهبی هستند، روحیهای سرکش و بیپروا دارد و مدام با رفتارهای هنجارشکنش آرامش خانه را به چالش میکشد. در حالی که پرستو غرق در دغدغههای جوانی و شیطنتهای خاص خودش است، خبر فوت ناگهانی خانعمو، بزرگ خاندان و سرپرست سابق مادرش، خانواده را مجبور به سفری غیرمنتظره به تهران میکند. این سفر، پرستو را از دنیای بیدغدغه و کودکانهاش خارج کرده و به درون عمارتی بزرگ با رازهای قدیمی و روابط پیچیده خانوادگی پرتاب میکند. او در گیرودار مراسم عزاداری و در میان نگاههای سنگین اطرافیان، متوجه سایه سنگین گذشته مادرش و عشقی قدیمی میشود که هنوز در کینههای به جا مانده نفس میکشد. در این میان، نام احسان، پسرعموی مرموزی که یادگار همان عشق نافرجام است، حس کنجکاوی پرستو را به شدت تحریک میکند. آیا این سفر و رویارویی با آدمهای جدید، نقطه پایانی بر خامی و لودگیهای پرستو خواهد بود یا او را درگیر طوفانی از حوادث پیشبینینشده خواهد کرد؟
1
وقتی به مادرم نگاه میکنم هیچ عیب و نقصی در چهره ی او نمی بینم. پریناز باریک و قد بلند است چشمهای طوسی رنگ و موهای بلوند لب و بینی کوچک و صورتی کشیده دارد ولی پدر مخالف مادر چشم و ابرو مشکی، پوستی گندمگون لب گوشتی و بینی متناسب و هیکلی مردانه و تنومند.
2
خانه ی خان عمو باغ بزرگی دارد که دو تا ساختمان بزرگ وسط آن ساخته شده یکی ساختمان خان عموست و آن یکی هم ساختمان آقا احسان بود که تنها زندگی میکرد. بعد از مراسم خاکسپاری در خانه خان عمو عجب برو بیایی برپا شده بود آدم نمی تونست نفس بکشه.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید