خان جوانی که پس از سالها برای اداره املاک پدری از فرنگ بازگشته، درگیر تقابلی پنهان و نفسگیر با دختر ایلیاتی و سرکشی میشود که حاضر نیست زیر بار قوانین ارباب و رعیتی او برود.
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
yaghma.PDF
آرش، مردی مغرور و تحصیلکرده است که پس از هشت سال دوری و تحصیل در رشته طبابت در فرنگ، با مرگ ناگهانی پدرش، هدایتخان، مجبور به بازگشت به روستای زادگاهش میشود. او که روزگاری برای فرار از سنتهای ارباب و رعیتی و عنوان خان بودن، پشت پا به تمام ثروت و املاک زده بود، اکنون باید بار سنگین جانشینی پدر و اداره امور دو روستای بالا و پایین را به دوش بکشد. آرش در میان شعلههای آتشسوزیهای مشکوک خرمنهای گندم و اختلافات محلی، با سکوت و اقتداری ترسناک بر اوضاع مسلط میشود، اما آرامش سرد او با ورود دختری به نام دلارای به هم میریزد. دلارای، دختری ایلیاتی، زیبا، باسواد و آزاده است که برای حفظ آبرو و جانش، به روستای آنها پناه آورده و نزد عمهاش ملوک، دایه قدیمی آرش، ساکن میشود. او برخلاف رعیتهای روستا، حاضر نیست در برابر غرور و تحکم خان جوان سر خم کند و با جسارت و زبان تیزش، حصار سرد آرش را به چالش میکشد. تقابل این دو شخصیت متضاد، مردی خسته از سنتها و دختری گریزان از اجبار، در میان باغهای روستا و تاخت و تاز اسبها، سرنوشت پیچیدهای را رقم میزند. آیا دلارای میتواند با روحیه سرکش خود، دیوارهای سنگی قلب خان را فرو بریزد، یا خود در قوانین سختگیرانه این روستا گرفتار خواهد شد؟
۱. زیباترین باغ روستا در انحصار دیوارهای گل و خشتی این خانه و تحت مالکیت خان بود شکوفههای نشسته روی شاخه درختان در باد و با نسیم طنازی میکردند.
۲. فقط آرش با حفظ اقتدار به ارث برده از پدر و مادر پشت پا زد به تمام دنیای پر از اختلاف طبقاتی روستاها و راهی دیار غربت شد اما نمیدانست گاهی خاک چنان تو را به دنبال خود میکشاند که بعد از هشت سال باید دوباره همان وظیفه خطیر فرزند ارشد بودن را ایفا کنی و بشوی خان روستای بالا و پایین.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید