داستان تقاطع عشقهای ممنوعه و تفاوتهای طبقاتی، از پافشاری دختری متجدد برای تسخیر قلب یک رزمنده، تا مثلثهای عشقی پرالتهاب در میان ثروتمندان امروز که با ورود یک خدمتکار ساده به بحران کشیده میشود.
برای مطالعه بخشی از کتاب، فایل زیر را دانلود کنید
bogzar.PDF
در سال هزار و سیصد و شصت و دو، دختری جسور و متجدد به نام لیا که با معیارهای سنتی فاصله دارد، دلباختهی جوانی معتقد و رزمنده به نام فخرالدین میشود. لیا با شجاعتی بینظیر برای ابراز عشق پیشقدم شده و تا پشت در خانه فخرالدین میرود، اما تفاوتهای عمیق فرهنگی و اعتقادی، فخرالدین را وامیدارد تا در برابر این احساس مقاومت کند و رفتنش به جبهه را بهانهای برای دوری قرار دهد. سالها بعد و در زمان حال، در میان خانوادههای ثروتمند تهرانی، عشقهای پنهان و مصلحتی دیگری در جریان است. امیرعلی، مردی پرنفوذ، بیوقفه عشق خود را نثار رزا میکند و برای او عمارتی رویایی میسازد، غافل از آنکه قلب رزا در گرو عشق پنهان به دامون است. در همین حین، صدرا پسرخاله امیرعلی درگیر عشقی پرچالش با دختری از طبقه متوسط شده است که مخالفتهای خانواده را در پی دارد. تلاقی این روابط پیچیده با ورود دختری به نام آیلین که از طبقه کارگر است و ناخواسته درگیر غرور رزا و اقتدار بیرحمانه امیرعلی میشود، مسیر داستان را به سمت بحرانهای پیشبینینشدهای سوق میدهد. این روایت پر فراز و نشیب نشان میدهد که چگونه مرزهای طبقاتی و پنهانکاری میتوانند سرنوشت این آدمها را دگرگون کنند.
1
فهمیده بود برای اولین بار نمیتواند به زنی فکر نکند، حتی وقتی سعی میکرد خودش را به کاری مشغول کند چهره ی او مدام مقابل چشمانش بود و وادارش میکرد از یاد او لبریز شود. دختری مثل او، آن قدر جسور و آن قدر راحت هرگز دختر دل خواهش نبود نه با معیارهایش جور بود نه با اعتقاداتش.
2
ظاهرا همه چیز خوب پیش می رفت و فقط ناز رزا بیشتر شده بود. نازی که امیر علی حاضر بود تا آخر عمرش آن را بخرد، بی بهانه و خستگی. فهمیده بود با توجه افراطی اش کمی او را از خود دور کرده؛ اما باز هم نمی توانست تعادل را در عشق ورزیدن به رزا برقرار کند و همین عشق آتشینی که این روزها معمولاً از طرف رزا بی جواب می ماند، آزارش می داد.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید