شهر تمشک های خونی

از {{model.count}}
700,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

زنی جوان که در سایه‌ی شهرت همسر خواننده‌اش و روزمرگیِ بزرگ کردن  سه‌قلوهایش هویت خود را گم کرده، برای نجات زندگی و یافتن دوباره‌ی خودش  وارد چالشی سخت با خانواده‌ی همسر و احساسات سرکوب‌شده‌اش می‌شود.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

tameshk.PDF

گلاره، مادری جوان و خسته از روزمرگی، تمام هویت و آرزوهای خود را در میان دیوارهای خانه و رسیدگی به سه‌قلوهای بازیگوشش گم کرده است. او که روزگاری جسور و مستقل بود، اکنون خود را در سایه‌ی سنگین شهرت و بی‌توجهی‌های همسرش، سامان دلاور، که خواننده‌ای محبوب و پرمشغله است، محبوس می‌بیند. در حالی که سامان غرق در کنسرت‌ها، موسیقی و تشویق هوادارانش است، گلاره به تنهایی بار سنگین زندگی مشترک و تربیت فرزندان را به دوش می‌کشد و هر روز فاصله‌ی عاطفی میان آن‌ها عمیق‌تر می‌شود. تلاش‌های او برای حفظ این زندگی و پنهان کردن بغض‌های فروخورده‌اش، با دخالت‌ها و نگاه‌های تحقیرآمیز خانواده‌ی همسرش، به ویژه مادرشوهرش مهشید، به چالشی طاقت‌فرسا تبدیل شده است. گلاره که از یکنواختی و تنهایی به ستوه آمده، بر سر دوراهی تسلیم شدن به این زندگی سرد یا یافتن دوباره‌ی خودِ فراموش‌شده‌اش قرار می‌گیرد. آیا او می‌تواند از زیر سایه‌ی نام همسرش بیرون بیاید و رنگی تازه به دنیای خاکستری‌اش بپاشد، یا برای همیشه در نقش یک مادر و همسر فداکار اما نادیده گرفته شده، باقی خواهد ماند؟

1

قبل از دنیا آمدن سه‌قلوها موهای افشانم رج به رج بافته می‌شد و حالا مانند هر زنی که از یاد می‌رود، صبح به صبح یک برس فلزی دست می‌گرفتم و شانه‌شان می‌کردم و بی‌هدف بالای سر می‌بستم. سپس می‌افتادم به جان خانه؛ بپز، بشور، بساب. زندگی‌ام در همین سه کلمه خلاصه شده بود. چه‌قدر احمق بودم که فکر می‌کردم همه‌ی زندگی عشق است.

2
خانه و دیوارهایش برایم خفقان‌آور بود؛ خصوصاً آن صدای موذی تیک‌تاک ساعت. انگار مسابقه بود. نمی‌دانستم با چه قدرتی خودم را عادی نشان می‌دادم، می‌خندیدم، سر به سر سه‌قلوها می‌گذاشتم و کنارشان شام و صبحانه می‌خوردم.

نویسنده
پگاه مرادی
ناشر
علی
شابک
9789641933830
قطع
رقعی
سال انتشار
1399
تیراژ
500 جلد
نوبت چاپ
دوم
میزان فروش تا کنون
1000 جلد
نوع کاغذ
سفید/ تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
560 گرم
تعداد صفحات
556 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...