داستان جراح عمومی دلسوزی به نام تندر است که درگیر عشقی یکطرفه به دخترعموی لوسش، لیلی، میشود و در این میان، سؤتفاهمها و شایعات بیمارستان زندگی شغلی او و انترنی بیگناه را به بحران میکشاند.
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
abgineh50.PDF
داستان تندر پژوهان، جراح زبدهای را روایت میکند که سالهاست فداکارانه دل در گرو عشق دخترعمویش لیلی دارد؛ دختری سرخوش که قدر این محبت را نمیداند. در فضای پرتنش بیمارستان، ورود پرستار جوانی به نام مهدی رزمی و سوءتفاهمهای ناشی از رفتارهای لیلی، تندر را ناخواسته وارد حاشیهای میسازد که منجر به پخش شایعهای ویرانگر علیه انترنی بیگناه به نام فاطمه آذیش میشود. این خرد شدن آبروی همکار و از هم پاشیدن زندگی زناشویی او، تندر را با عذاب وجدانی سنگین و بحران هویت شغلی مواجه میکند. داستان با پرداختن به تمهای ایثار، اشتباهات جبرانناپذیر، و سرنوشتهای گرهخورده، پتانسیل بالایی برای جذب مخاطبان ادبیات داستانی معاصر و درامهای نمایشگاهی دارد.
> «نعیمه دستمال را به بینیاش میکشد: مادر نشدی که بفهمی صاعقه جان، درد داره وقتی میفهمی خار توی پای بچهات رفته... مادر بودن آسان نیست و فرزند هرگز نمیخواهد درک کند که آنچه به زبان میآید نصیحت نیست، تنها نگرانی ست برای او.»
>
> «سرش را خم میکند و زیر آب یخ میگیرد. سرمای آب که به وجودش میرسد چشم میگشاید و خیره به چاه آب درون سینک نفس میکشد. زندگی آن زن را نابود کرده بود. با تمام سرد بودن آب باز هم حس گرما وجودش را پر کرده است... اصل و اصول انسان بودن را زیر پا گذاشته بود.»
>
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید