سقف کاغذی

از {{model.count}}
1,200,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

دختری طردشده که زیر بار اتهام مرگ برادرش در یک زیرزمین نمور پنهان شده است، با ورود هم‌کلاسی جدیدش و بازگشت ناگهانی یک سایه شوم از گذشته، مجبور می‌شود برای نجات زندگی مخفیانه‌اش مبارزه کند.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

saghfk50.PDF

دیار دانشجوی جوان رشته معماری است که زندگی تاریک و منزویانه‌ای را در زیرزمین نمور خانه ناپدری سخت‌گیرش سپری می‌کند. او که هشت سال پیش در پی یک اتفاق تلخ مقصر مرگ برادرش فرهاد شناخته شده است، بار سنگین گناه و طردشدگی را به دوش می‌کشد و مدام با تحقیر و آزارهای جسمی و روحی روبه‌رو می‌شود. دیار برای فرار از این تاریکی و رسیدن به آرزوهایش، به دور از چشم خانواده به عنوان نظافتچی در یک شرکت کار می‌کند و تنها دلخوشی‌اش آرامش آن ساختمان و حمایت‌های بی‌دریغ دوست صمیمی‌اش آیدا است. در دانشگاه، او خود را پشت لباس‌های کهنه و سکوت پنهان می‌کند تا از نگاه‌های تحقیرآمیز در امان بماند، به ویژه که اضطراب باعث لکنت زبان شدید او می‌شود. اما دیوارهای این دنیای پنهان زمانی ترک برمی‌دارد که دانشجوی جدید و بااعتمادبه‌نفسی به نام امیرسالار راستین، با اصرار او را به عنوان هم‌گروهی خود در یک پروژه مهم انتخاب می‌کند و او را به چالش می‌کشد. هم‌زمان، محبت‌های غیرمنتظره خواهرخوانده‌اش مریم، رنگ تازه‌ای به روزمرگی‌های پردرد او می‌پاشد. درست در روزهایی که دیار با هویتی تازه و ظاهری متفاوت تلاش می‌کند از سایه‌ها بیرون بیاید و با ترس‌هایش روبه‌رو شود، ناگهان سایه شومی از گذشته تاریکش پس از دو سال دوباره در آستانه در ظاهر می‌شود. آیا دیار می‌تواند بر کابوس‌های هشت‌ساله غلبه کند و سقف کاغذی زندگی‌اش را به پناهگاهی امن تبدیل نماید، یا رازهای گذشته همه چیز را ویران خواهد کرد؟

گوشه‌گوشه این زیرزمین خاطرات تنبیه دوران کودکی‌ام بود و حالا خاطرات تنهایی‌ام را رقم می‌زد. بزرگ‌تر که شدم، فهمیدم ترس از تاریکی اشک آدم‌ها را درنمی‌آورد؛ ترس از تنهایی و ترس از بی‌کسی آدم‌ها را اذیت می‌کند که متوسل به آدم‌های خون‌خوار اطرافشان می‌شوند.



این اتاق همیشه یکی از آرزوهای دور من بود. در این اتاق اجازه می‌دادم رؤیاهای دخترانه و جوانم پر و بال بگیرند. در خیالم مهندس یک پیرمرد مهربان اما جدی بود، جاسیگاری‌اش همیشه دو نخ سیگار بیشتر نداشت که بوی همان دو نخ تمام فضای اتاق را پر می‌کرد. تصورم همیشه از او این بود که کنار پنجره‌های سرتاسری اتاقش در حال سیگار کشیدن ایستاده و به منظره روبه‌رو خیره شده است؛ محکم و استوار.

نویسنده
بهاره گندمی(بهارگل)
ناشر
علی
شابک
9789641935421
قطع
رقعی
سال انتشار
1399
تیراژ
500 جلد
نوبت چاپ
اول
میزان فروش تا کنون
500 جلد
نوع کاغذ
سفید/ تحریر70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
750 گرم
تعداد صفحات
752 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...