در پی فاش شدن راز ازدواج پنهانی پسری در غربت و کینهتوزی دختری زخمخورده از گذشته، پرده از رازهای تاریک دو خانواده برداشته میشود که تقاص آن را قلب مادری بیگناه و آینده دختری جوان پس میدهند.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
ilgar 30.PDF
امیررضا، مردی جوان که در غربت زندگی میکند، ناخواسته درگیر تصمیمی میشود که پدر سنتی و مستبدش، حاج رسول، برای آینده او گرفته است. پدر بدون اطلاع امیررضا، دختری به نام مائده را برای او نشان کرده و بساط نامزدی را فراهم میکند. اما امیررضا رازی بزرگ و پنهان دارد؛ او دور از چشم خانواده با دختری به نام مانلی ازدواج کرده و در انتظار تولد فرزندشان است. فاش شدن این راز، طوفانی سهمگین در خانواده به پا میکند و حاج رسول با خشمی سوزان، پسرش را طرد میکند.
در سوی دیگر داستان، مانلی که روحی آسیبدیده و کینهای عمیق از گذشته تاریک خود دارد، پرده از نیت شوم خود برمیدارد. او در تماسی تلفنی با مادر بیمارش، مریم، اعتراف میکند که هیچ عشقی به امیررضا ندارد و این ازدواج تنها ابزاری برای انتقامجویی و تسکین عقدههای قدیمی اوست. شنیدن این کلمات بیرحمانه، قلب رنجور مریم را در هم میشکند و او را تا مرز مرگ میکشاند.
اکنون مانیا، خواهر کوچکتر و زیبای مانلی، با وحشت و اضطراب تلاش میکند جان مادرش را نجات دهد. در حالی که سایه کینههای گذشته و زخمهای التیامنیافته بر سر این دو خانواده سنگینی میکند، آیا راهی برای رهایی از این گرداب تاریک وجود دارد؟ آیا عشق میتواند بر انتقام پیروز شود یا همه در آتش این خشم خواهند سوخت؟
1
دختری هیجده ساله بلند بالا و خوش اندام و زیبا و جذاب، مغرور و باوقار، جلوی برج کوه نور خیابان فرمانیه از سرویس مدرسه پیاده شد. چند پسری که همیشه این وقت روز آن اطراف پرسه می زدند و منتظر آمدنش بودند، با دیدن سرویس مدرسه دور هم جمع شدند و با نگاه تعقیبش کردند. همین دیدار چند لحظه ای روزانه برایشان غنیمت بود و به هیچ عنوان نمی خواستند این چند لحظه را از دست بدهند. کار دیگری از دستشان بر نمی آمد دخترک به هیچ کدامشون رو نشان نمی داد.
2
مانلی تقریباً پنج سال از مانیا بزرگتر بود از نظر ظاهری کاملاً شبیه او و از نظر اخلاقی بسیار متفاوت ظاهراً تنها چیزی که بجز اختلاف سنی این دو خواهر را متمایز میکرد چال کوچکی بود که وقت خنده روی گونه مانیا ظاهر میشد فقط همین و البته کمی حالت چشمها که با دقت زیاد میشد فهمید. اما باطناً این دو خواهر از زمین تا آسمان با هم فرق داشتند.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید