دختری جسور و مستقل که با فریبی هولناک در کشوری غریب اسیر یک ازدواج اجباری شده، تنها چند ساعت فرصت دارد تا پیش از نابودی خود و خانوادهاش، نقشهای برای فرار از چنگال این شبکه خطرناک طراحی کند.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
poryaxx 30.PDF
طلا، دختر جوان، مغرور و مستقلی است که در خانوادهای مرفه اما با دغدغههایی کاملا متفاوت از مادرش بزرگ شده و تمام تمرکز خود را بر تحصیل در رشته حقوق و پیشرفت در ورزشهای رزمی گذاشته است. او که روحیهای سرسخت دارد و مهارتهای بالای رزمیاش از او شخصیتی جسور، نفوذناپذیر و متکیبهنفس ساخته، در پی یک اتفاق و فریب هولناک، خود را در کشوری غریب و در دام خانوادهای خطرناک و بیرحم گرفتار میبیند. اکنون طلا که همیشه با شجاعت در برابر هر تهدیدی ایستادگی کرده، در اتاقی مجلل اما خفقانآور حبس شده و در ترس و دلهرهای عمیق دست و پا میزند. مادرشوهرش به تازگی پرده از رازی هولناک برداشته و طلا متوجه شده است که این ازدواج، تلهای دهشتناک برای تباهی اوست. او در حالی که ثانیهها را برای رسیدن به پرواز بازگشت به ایران میشمارد، میداند که رهایی از چنگال این افراد به سادگی ممکن نیست و آنها به راحتی عزیزانش را در ایران هدف انتقام قرار خواهند داد. طلا باید راهی بیابد تا بدون به خطر انداختن جان خانوادهاش، این عقد شوم را باطل کرده و بگریزد، اما آیا جسارت همیشگیاش برای رهایی از این مخمصه کافی خواهد بود؟
تکه متن اول:
خانه ی بزرگ و زیبا واقع در قسمتهای اعیان نشین و بی سرو صدای منطقه در سکوتی و هم انگیز رفته بود و شاید نه قطعاً برای اولین بار بود که دخترک این چنین هراسان در اتاقی که به او اختصاص داده شده بود روی تخت دو نفره ی شکیل پوشیده از روتختی بسیار زیبا و ابریشمی نشسته و زانوها را در بغل گرفته و وحشت زده چشمانش را دور اتاق می چرخاند.
تکه متن دوم:
خالص بود و یک دست، هیچ رنگ و ریایی در اعمال و کارهایش نداشت و دل و زبانش یکی بود. ظاهرش سرد و سخت بود و زبانش کمی گزنده و تند بود اما قلب رئوفش را همه می شناختند آنقدر مهربان بود که با وجود ناراحتی عمیقی که از مادرش داشت و بی مهری که در دوران کودکی از او دیده بود، باز هم مادر را دوست داشت و او را می پرستید.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید