برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
raghsan50.PDF
باران دختری که سالها بدون آنکه دلیلش را بداند دور از پدرش(سالارخان) و به همراه دایهی مهربانش در روستایی در شمال کشور زندگی میکند. با دیده شدن فردی در آن روستا، سالارخان او را به شهر تهران بر میگرداند. در میان اتفاقاتی که در تهران رخ میدهد، کم کم رازهایی فاش میشود. رازهایی که یک سر آن به سالارخان و سر دیگر آن به شخص مرموزی که ناشناسه وصل میشود...
ترس بیش از حد سالار و کنترل شدیدش روی باران موجب سردرگمی و وحشت باران میشود... تا اینکه سالارخان با وحشت از حضور شخص سومی که دشمن میپندارد، برای بار دوم باران را از خانهی پدری به شهر دیگری تبعید میکند...
باران در آن شهر و در کنار مادرش شخصی را میبیند که باورش برای او سخت است و به شدت به آن شخص مشکوک و مجبور به فرار میشود که...
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید