ساقه های رقصان

از {{model.count}}
1,500,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

دختری جوان که برای در امان ماندن از دشمنان پدر ثروتمندش به روستایی دورافتاده تبعید شده، با نزدیک شدن سایه‌ی انتقام‌جویان، به عمارت رازآلود پدری بازمی‌گردد تا در قلب گردابی از کینه‌های قدیمی و رازهای هولناک خانوادگی برای بقا و کشف حقیقت بجنگد.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

raghsan50.PDF

باران، دختری جوان و زخم‌خورده است که سال‌های طلایی جوانی‌اش را به دور از آغوش خانواده و در روستایی دورافتاده در شمال کشور سپری می‌کند. او به دستور پدر ثروتمند و به شدت محافظه‌کارش، سالار، به این تبعید ناخواسته تن داده تا از گزند دشمنان کینه‌توز در امان بماند. تنها مونس او در این روزهای خاکستری و پر از انزوا، دایه‌ی پیر و فداکارش و قدم زدن در کنار امواج آرام‌بخش دریاست. باران که از محبت مادری بی‌نصیب مانده و با بوم نقاشی مرهمی بر دردهای درونیش می‌گذارد، از این زندگی سراسر محدودیت به ستوه آمده است. زندگی یکنواخت و سرد او، با پیدا شدن سروکله‌ی مردانی غریبه و مرموز که به دنبال ردی از گذشته‌ی تاریک و ثروت پدرش هستند، ناگهان دستخوش تلاطمی وحشتناک می‌شود. این تهدید خطرناک، سالار را مجبور می‌کند تا دخترش را با عجله و پس از پنج سال دوری مطلق، به عمارت مجلل اما پر از خفقان خود در پایتخت بازگرداند. بازگشت به تهران و قصر طلایی پدر، نه تنها پایان تنهایی‌ها و دردهای باران نیست، بلکه او را در مرکز گردابی هولناک از رازهای مگو و انتقام‌جویی‌های قدیمی قرار می‌دهد. سالار که با قلبی بیمار تلاش می‌کند تا پرنسس خود را در امنیت کامل نگه دارد، رازهایی سر به مهر از سقوط خانواده‌های رقیب در سینه دارد. باران اکنون باید در میان این حصارهای نامرئی و سایه‌های تهدیدآمیزی که هر لحظه نزدیک‌تر می‌شوند، برای کشف حقیقت تاریک خانواده‌اش بجنگد. آیا او قربانی کینه‌های گذشته خواهد شد یا پرده از رازهای پنهان برمی‌دارد؟

1

مانند هر روز از کنار جاده‌ی روستایی قدم‌زنان تا کنار رودخانه پیش رفت، رودخانه‌ای که صد متر جلوتر به دامان مادرش دریا ریخته می‌شد. خود را از تمام کائنات تنهاتر می‌دید؛ گاهی به رودخانه و تمام کائنات، حسادت می‌کرد. ساعت‌ها در پناه آن نیزارهای بلند نشست و به آب رودخانه خیره شد. سخت بود جوان باشی و همدمت دایه‌ای پیر باشد، بدون هیچ رفت‌وآمدی. روزهایت را در نهایت سکوت به شب برسانی بدون هیچ هیجان و انگیزه‌ای.

2


وسایل خریداری شده را روی کف آشپزخانه گذاشت و نگاهی به اطراف کرد. دلش برای این ویلای زیبا و دنج تنگ می‌شد؛ چه شب‌ها که از تنهایی گریه نکرده بود و با نوازش دست‌های نرم و مهربان بی‌بی‌ناز به خواب نرفته بود. چه روزهایی با قلبی پر از دلتنگی کنار پنجره به انتظار نشسته بود و چشم به در دوخته بود تا مهر مادری او را از تنهایی نجات دهد، اما جز حسرت چیزی نصیبش نشده بود. از این همه محدود بودن و تبعید شدن چه دردهایی که نکشیده بود.

نویسنده
پراونه قدیمی
ناشر
علی
شابک
9789641933021
قطع
رقعی
سال انتشار
1399
تیراژ
500 جلد
نوبت چاپ
اول
میزان فروش تا کنون
500 جلد
نوع کاغذ
سفید/تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
900 گرم
تعداد صفحات
898 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...