بازگشت ناگهانی برادر یلدا از آلمان، پرده از تزلزل عشق و روابط خانوادگی برمیدارد و او را در مسیر انتخابی سخت میان غرورِ شکستهشده، خانواده و تقابل با آدمهای جدید قرار میدهد.
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
eshghs~1.PDF
یلدا، دختری پرانرژی، جسور و دانشجوی رشته عمران است که در کنار تحصیل، در شرکت دارویی پدرش مشغول به کار است. زندگی او با داشتن خانوادهای مرفه، پدری حامی و مهربان، و همچنین پسرعمویی به نام نیما که برای ازدواج با او بیتابی میکند، در ظاهر بسیار آرام و بینقص به نظر میرسد.
اما این آرامش ظاهری با بازگشت برادرش، یاشار، پس از سه سال تحصیل در کشور آلمان به هم میریزد. یاشار که پیش از رفتن به دخترعمویشان نوشین وعده ازدواج داده بود، اکنون با سردی و بیتفاوتی با او رفتار کرده و از زیر بار این تعهد شانه خالی میکند. این تغییر رفتار ناگهانی، نهتنها قلب نوشینِ وفادار و منتظر را میشکند، بلکه دومینوی اتفاقات ناخوشایندی را در کل خانواده رقم میزند. نیما که همواره مدعی عشقی عمیق و همیشگی به یلدا بود، با دیدن اندوه و سکوت نوشین دچار تزلزل احساسی شده و توجهش به طرز آشکاری به سمت او جلب میشود.
یلدا که دختری مغرور و متکیبهنفس است، ناگهان خود را در میان عشقی شرطی و روابطی ازهمگسیخته مییابد و درمییابد کسانی که بیشترین اعتماد را به آنها داشته، میتوانند احساساتش را نادیده بگیرند. در میان این تنشهای فزاینده خانوادگی و عشقی، درگیری تصادفی، لفظی و پرالتهاب یلدا با مردی غریبه و خودپسند در پارکینگ شرکت، مسیر و چالشهای جدیدی را در زندگی او باز میکند. آیا یلدا میتواند با تکیه بر استقلال و غرور ذاتیاش از این گردابِ تردید، خیانت و احساسات متناقض به سلامت عبور کند و مسیر واقعی زندگیاش را بیابد؟
1
پله ها را آرام آرام بالا رفتم پایم پیش نمی رفت مثل شکست خورده ها داغون بودم. درست حالی را که دیروز نوشین داشت تجربه میکردم وقتی پشت در قرار گرفتم نفس عمیقی کشیدم اول از همه لبخند مسخره ای کنج لبم کاشتم و با شادی مصنوعی وارد شدم.
>
2
> تمام فکرم مشغول رابطه ی متزلزل خودم و نیما بود. با تمام علاقه ای که به او داشتم؛ اما کار امشبش بد جور غرورم را شکست. دست به گوشی بردم و پا روی غرور خرد شده ام گذاشتم.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید