روایتگر زندگی تلخ و پرفرازونشیب زنی به همین نام است که پس از نادیده گرفتن شوهرخواهر و خانوادهاش، وارد زندگی مشترکِ پر از خشونت، خیانت و فروپاشی با پسری به نام سهراب میشود.
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
kimya1.PDF
داستان با تصویرسازیِ عمیقی از فروپاشی روان و جسمِ دختری جوان زیر بار خشونت خانگی و خیانت همسرش آغاز شده و با بازگشت به گذشته، نحوهٔ شکلگیری این تراژدی را روایت میکند. نویسنده با واکاوی مفهومِ «پشیمانیِ دیرهنگام» و مقایسهٔ دو مسیر شغلی و زندگی (مازیار دندانپزشک در برابر سهراب لاابالی)، پیامد آسیبهای تصمیمات احساسی را به تصویر میکشد. این اثر بهواسطهٔ پردازش ملموس رنجهای مادرانه، تضادهای نسلی و تلاش برای رهایی، توانایی جلب مخاطبانِ علاقهمند به داستانهای غمانگیز و پرکششِ معاصر فارسی را دارد.
برش اول:
> «دلم میخواست ناله کنم، زار بزنم، جیغ بکشم، حقم را از دنیا و سهراب بخواهم ولی من حقی نداشتم... من خودکردهای بودم که تدبیری نداشت. من محکوم بودم؛ محکوم به سوختن و ساختن... هر لحظه که اتاق به نظرم تاریکتر میشد لذت میبردم، خنکی ملسی زیر پوستم میدوید، لرزی شیرین در تمام تنم مینشست و پلکهایم میرفت که روی هم بیفتد و من تمام شوم؛ من و همهٔ قصهٔ بدبختیهایم...»
>
* برش دوم:
> «خیلی چیزها در این یک سال عایدم شد؛ فهمیدم که آدمها چیزی که نشان میدهند نیستند. یاد گرفتم مردم رو قضاوت نکنم؛ گاهی کسانی که فکر میکنی سنگدلترین آدمهای دوروبرت هستن، قلبهایی توی سینه دارند که لااقل میتوانی به اعتبارشان تکیه کنی، ولی کسانی هم هستند که با رفتارشان قدم به قدم تو را به مرگ نزدیک میکنند.»
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید