معصومه، پرستار دلسوز و متعهدی در یک مرکز نگهداری معلولین جسمی است که علیرغم روبهرو شدن با متلکها و برخوردهای تحقیرآمیز همکار جدیدش دربارهی چاقیاش، توانایی فوقالعادهای در ارتباط با بیماران دشوار دارد؛ اما ورود و رفتارهای پیچیده و پیشبینینشدهی بیماری جدید به نام مجتبی، محیط کاری و روابط او را وارد چالشهای تازهای میکند.
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
nazanin.PDF
معصومه پرستاری قدبلند و سنگینوزن است که در یک مرکز نگهداری از معلولین جسمی مشغول به کار است و علیرغم نیت پاکش، مدام با رفتارهای متکبرانه و کنایههای همکار تازه واردش تینا دربارهی اندامش مواجه میشود. او که ارتباط عاطفی و عمیقی با بیماران سختگیر و ساکتی چون خسرو و کودکان خردسالی مانند محمدحسین دارد، سعی میکند با رژیم و صبوری شرایط را تغییر دهد. اوضاع زمانی پرتنش میشود که یکی از بیماران بخش به نام مجتبی که اختلالات روانی و رابطهای ویژه با پزشک بخش دارد، روی لبهی پنجره رفته و تهدید به خودکشی میکند. معصومه با هوشمندی، آرامش و حاضرجوابی، مجتبی را کنترل کرده و پاهایش را میگیرد تا او را از خطری حتمی نجات دهد. مجتبی شرط پایین آمدن خود را پرستار شدنِ معصومه اعلام میکند و معصومه این مسئولیت را میپذیرد. این اتفاق و تحقیر شدن تینا توسط مجتبی در حضور دیگران، حسادت تینا را که ظاهراً به مجتبی علاقهمند بوده دوچندان میکند. از سوی دیگر، رفتارهای مشکوک و نگاههای خاص خسرو و مجتبی به معصومه، پای روابط پیچیدهتر و رازهای تازهای را به زندگی کاری و شخصی این پرستار باز میکند.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید