رسیدن خبر طلاق عشق قدیمی و مغرور دوران دانشجویی، ایمان را که درگیر مشکلات ویرانگر خانوادهاش است، وارد بازی پیچیدهای از انتقام و احساسات سرکوبشده میکند.
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
kabkha50.PDF
ایمان جوانی مغرور و زخمخورده است که بار سنگین مشکلات خانواده را به تنهایی به دوش میکشد. در میان اضطراب بیماری پدر و تلاشهای ناامیدانه برای نجات خواهرش آرزو از یک زندگی مشترک ویرانگر با مردی معتاد، تنها چیزی که او به آن نیاز ندارد، بازگشایی زخمهای گذشته است. اما دریافت یک پیامک غیرمنتظره، دنیای پرآشوب او را زیر و رو میکند؛ گلرخ، دختری که در دوران دانشجویی غرور ایمان را در هم شکست و او را با خاطراتی تلخ رها کرد، طلاق گرفته است. شنیدن این خبر، طوفانی از احساسات متناقض را در عمق وجود ایمان بیدار میکند. او که روزگاری سودای عشقی خام را در سر میپروراند، اکنون در برزخ میان حسرتهای گذشته و شعلههای انتقام سرگردان میماند. ایمان بیاراده قدم در مسیر تعقیب و نزدیک شدن دوباره به این عشق قدیمی میگذارد که عواقب پیشبینیناپذیری به همراه دارد. در حالی که سایه مشکلات خانوادگی هر لحظه بر زندگیاش سنگینتر میشود، تقابل دوباره او با گلرخ، ایمان را در دوراهی سخت میان منطق و احساسات سرکوبشده قرار میدهد. آیا او میتواند از گرداب کینههای قدیمی رهایی یابد یا بار دیگر در دام عشقی پردردسر گرفتار خواهد شد؟
1
کبریتی کشیدم و با اولین پکی که به سیگار زدم، دود را با حرص بیرون دادم. آن روزها همان دورانی بود که به این دود غلیظ پناه میبردم تا خاطرات تلخ گذشته را در میان سیاهی آن محو کنم. اما همه چیز جدی بود؛ او رفته بود و من تا صبح بیدار میماندم و به آرزوهای قشنگی که برای آینده در سر داشتم زهرخند میزدم. یادآوری آن روزهای تباه و گذشته پر از غرور، دوباره تمام افکارم را به هم میریخت و قلبم را در حصار کینهای قدیمی میفشرد.
2
تصویر خواهرم که با چشمانی لبریز از اندوه اسیر یک زندگی ویرانگر شده بود، مثل خنجری در قفسه سینهام فرو میرفت. دیدن چهره درهمشکسته پدرم که روی تخت افتاده بود، تمام وجودم را از خشم و درماندگی لبریز میکرد. دلم میخواست تمام دنیا را به هم بریزم تا دیگر هیچ غمی در نگاه خسته خانوادهام نبینم، اما عاجزانه در مرداب مشکلاتی دست و پا میزدم که هر روز بیشتر ما را در سیاهی خود فرو میبرد.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید