قلب آیینه شکست

از {{model.count}}
600,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

وقتی بزرگ یک خاندان ثروتمند به قتل می‌رسد و اعضای بدنش در جعبه‌های هدیه برای تک‌تک وارثانش ارسال می‌شود، کارآگاه اشکان دلاور باید راز خفته در این انتقام خونین و خانوادگی را کشف کند.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

ghalbayene50.PDF

سروان اشکان دلاور، کارآگاه جوان و خسته از ویرانی‌های زندگی شخصی، در جستجوی آرامش به خانه پدری پناه برده است. اما یک تماس غیرمنتظره از اداره پلیس، او را به قلب یکی از هولناک‌ترین پرونده‌های جنایی پایتخت می‌کشاند. مخبر کبیری، بزرگِ سخت‌گیر و بی‌رحم یک خاندان اشرافی، در شب آشتی با خواهر طردشده‌اش، تصمیمی عجیب می‌گیرد. او در حضور تمام اعضای خانواده اعلام می‌کند که فردا تمام ثروت افسانه‌ای خود را به خواهرش می‌بخشد و دیگر وارثان را از ارث محروم خواهد کرد. درست در همان شب، مخبر به شکلی فجیع به قتل رسیده و جسدش قطعه‌قطعه می‌شود. صبح روز بعد، سایه وحشت بر سر خاندان کبیری می‌افتد؛ زیرا هر یک از اعضای خانواده، از عروس‌ها تا نوه‌ها، بسته‌ای پستی دریافت می‌کنند که حاوی بخشی از جسد پیرمرد است. اشکان با ورود به این عمارت مجلل، درمی‌یابد که پشت چهره‌های موقر و اصیل این افراد، کینه‌هایی بیست‌ساله، رازهایی تاریک و انگیزه‌هایی قدرتمند برای قتل پنهان شده است. در این بازی روانی مرگبار که قاتل با ارسال اعضای بدن به راه انداخته، هیچ‌کس بی‌گناه نیست و هر نگاهی می‌تواند متعلق به یک جنایتکار باشد. کارآگاه دلاور باید پیش از آنکه جنون و وحشت، بازماندگان را به کام مرگ بکشاند، از میان دروغ‌ها و پنهان‌کاری‌های خانواده کبیری، هویت واقعی این قاتل بی‌رحم را فاش کند.

1

ماه چهره آهسته به سمت پنجره رفت و پرده ی مخمل قهوه ای را کنار زد و به سایه ی آنها که بلندایش تا زیر پنجره کشیده میشد خیره ماند. فکر کرد باید پرده ها را عوض کند، مبلمان، میز دوازده نفره ای که سال به سال کسی دورش نمی نشست. حتی تابلوفرش چهره ی مخبر که نیش میزد به وجودش باید به انباری می رفت. خط نگاهش روی آنها نشست که زیر آلاچیق نشستند و مستخدم برایشان چای گذاشت.
2

وارد اتاقش شد و با طمأنینه دکمه های پیراهن مردانه اش را باز کرد. عهد کرده بود آن شب کتاب سه شنبه ها با موری را تمام کند، اما وقتی کتاب به دست گرفت و روی تخت دراز کشید و چراغ مطالعه را روشن کرد، کلمات جلوی دیدگانش در هم پیچیدند. زندگی اشکان در عرض سه ماه از اوج به خاک نشست و او را هم خانه ی پدرش کرد. تمام دلخوشی اش پسرش بود؛ پسری که بیست و نه سال عمرش را سرخوش و شاد زندگی کرده بود و در عرض سه ماه آن قدر تغییر کرد که امین هم به سختی او را می شناخت.

نویسنده
نرگس نجمی
ناشر
علی
شابک
9789641938026
قطع
رقعی
سال انتشار
1402
تیراژ
250 جلد
نوبت چاپ
اول
میزان فروش تا کنون
250 جلد
نوع کاغذ
سفید/ تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
660 گرم
تعداد صفحات
658 صفحه

این رمان هم فوق العادس

92 روز پیش ارسال پاسخ

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...