دختری مغرور و دانشجوی پزشکی که همواره از عشق گریزان بوده است، با ورود دانشجویی انتقالی و جذاب به کلاسش، درگیر نبردی نفسگیر میان غرور سرسختانه و احساساتی ناشناخته میشود.
برای مطالعه بخشی از رمان ، فایل زیر را دانلود کنید
ykghadxx 30.PDF
فرناز فاخته، دانشجوی جوان و پرتلاش رشته پزشکی است که تمام زندگیاش را در درس و دانشگاه خلاصه کرده است. او دختری بهشدت مغرور، جدی و سرسخت است که هیچ اعتقادی به دلبستگیهای رمانتیک ندارد و همواره دست رد به سینه تمام خواستگارانش، از جمله پسرعمهاش شایان، میزند. اطرافیانش او را دختری سرد و بیاحساس میدانند، اما فرناز از این استقلال و تنهایی رضایت کامل دارد و مصمم است مسیر موفقیت را بدون حضور هیچ مردی طی کند.
اما این دژ مستحکم غرور، با ورود ناگهانی دانشجویی انتقالی به نام باربد آشتیانی به لرزه درمیآید. باربد با ظاهری بسیار جذاب، شخصیتی گیرا و نگاههایی نافذ، از همان نگاه اول طوفانی در قلب دستنیافتنی فرناز به پا میکند. فرناز که از این احساسات نوظهور و غیرقابل کنترل وحشتزده است، تمام توان خود را به کار میگیرد تا با حفظ ظاهری بیتفاوت و سرد، عشق پنهانش را در پس نقاب غرور مخفی نگه دارد. در حالی که باربد با ذکاوت خاص خود متوجه این تضاد درونی میشود، نبردی پنهان و نفسگیر میان غرور سرسختانه فرناز و عشقی که هر روز در وجودش ریشه میدواند، آغاز میگردد. آیا فرناز میتواند تا ابد پشت دیوارهای یخی احساسش پنهان بماند، یا سرانجام تسلیم این جاذبه قدرتمند خواهد شد؟
1
با ورودش به کلاس انگار پا روی قلب من گذاشت، ناگهان قلبم تیر کشید ولی به زحمت خودم را کنترل کردم. بوی ادکلنش در کمتر از چند ثانیه تمام فضای کلاس را پر کرد. پالتوی چرمی که برتن داشت نشانگر آن بود که از آن خانوادههای بسیار پولدار است.
2
در این مدت آنچنان محبوب دختران دانشکده شده بود که در هر محفلی صحبت از باربد بود. گرچه از ته دل به این موضوع حسادت میکردم که مدام دختران پررنگی دور و بر او میپلکیدند، اما وقتی میدیدم باربد به هیچ کدام از آنها توجه خاصی ندارد جان میگرفتم و رنگ عشق او در قلبم پر رنگتر میشد.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید