آه از دلت

از {{model.count}}
500,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

تعطیلات خانوادگی در شمال و عشقی دیرینه میان پریماه و پسرعمویش، با نمایان شدن چهره پنهان حسادت و رازهای ناگفته دخترعمه‌اش، در آستانه طوفانی غیرمنتظره قرار می‌گیرد.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب ،فایل زیر را دانولد کنید
delatx 30.PDF

پریماه دختری جوان و پرشور است که پس از اتمام آزمون دشوار کنکور، خود را برای آغاز فصلی تازه در زندگی آماده می‌کند. قلب او سال‌هاست که در گرو عشق پسرعمویش پیمان می‌تپد؛ جوانی که از کودکی برای او در نظر گرفته شده است. هر دو با اشتیاقی وصف‌ناپذیر در انتظارند تا با اعلام نتایج دانشگاه، سخت‌گیری‌های پدر پریماه پایان یافته و نامزدی آن‌ها رسما اعلام شود. در این میان، سفر تفریحی به ویلای خانوادگی در شمال، فرصتی بی‌نظیر برای این دو فراهم می‌آورد تا به دور از نگاه‌های محدودکننده، عشق خود را ابراز کنند. اما این سفر رویایی، آبستن حوادثی است که آرامش درونی قهرمان داستان را به چالش می‌کشد. حضور الهه، دخترعمه جذاب پریماه، و هم‌بازی شدن او با پیمان در امواج دریا، برای نخستین بار طعم گزنده حسادت را به جان پریماه می‌اندازد. با وجود اعترافات عاشقانه میان پریماه و پیمان در کنار ساحل، انزوای ناگهانی، سکوت‌های سنگین و چشمان گریان الهه خبر از طوفانی پنهان می‌دهد. در پس این روزهای آفتابی، رازی مگو در حال شکل‌گیری است که می‌تواند تمام رویاهای پریماه را دگرگون سازد. تقابل عشق، حسادت و پنهان‌کاری‌های خانوادگی مخاطب را با این پرسش رها می‌کند که آیا پیوند عمیق پریماه در برابر این تندبادها دوام خواهد آورد؟

تکه اول:
نوشتن نه برای فضل فروشی و اظهار ادبی است و نه مجال و عرصه ای برای قلم فرسائیهای متکبرانه بل نوشتن بیان اندرون خسته ای است برای سینه و گوش محرم، شاید بخواند اندکی از وجودت را. نوشتن تکرار پی در پی ناملایماتی ست که گاه ما را از مسیر عادی زندگی خارج می سازد، شاید همین خارج شدن ها، همین گرفتاری ها زندگی باشد.
تکه دوم:
روی پهلوی دیگرم چرخی خوردم و با خود گفتم یعنی الهه نمیدونه که من و پیمان چه قدر همدیگر را دوست داریم؟ یعنی نمیدونه که ما ناف بر هم هستیم؟ پس به چه حقی این طور جلوی چشمانم دست توی دست پیمان گذاشت و توی آب با هم بازی کردن با تصور آن صحنه یه بار دیگر حالم منقلب شد و حس حسادت مثل یه خوره به جانم افتاد.

نویسنده
اعظم طهماسبی
ناشر
علی
شابک
9789641930457
قطع
رقعی
سال انتشار
1389
تیراژ
2000 جلد
نوبت چاپ
دوم
میزان فروش تا کنون
4000 جلد
نوع کاغذ
سفید/تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
450 گرم
تعداد صفحات
440 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...