کارآگاهی سرسخت و داغدار که پس از مرگ همسرش در مرز فروپاشی قرار دارد، در میان نگهداری از نوزادش و طردشدگی از سوی خانواده، باید راز قتل پیچیدهای را کشف کند که سرنخهایش با دروغ گره خورده است.
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
eghtebas50.PDF
سرگرد فراز مهرجو افسر اداره آگاهی و مردی جدی، خشن و نفوذناپذیر است که با چهرهای عاری از احساس، پیچیدهترین پروندههای جنایی را دنبال میکند. در پس این ظاهر سنگی و رفتار بیانعطاف، پدری در هم شکسته پنهان شده که تنها چهل روز از مرگ همسرش میگذرد و اکنون باید به تنهایی از نوزاد چند ماههاش، حنا، نگهداری کند. در روزهایی که او از سوی خانواده طرد شده و بار سنگین کینه آنها را بر دوش میکشد، کشف جسد مردی با ضربات متعدد در یک پارک جنگلی، او را درگیر معمایی تاریک میکند. شواهد و نحوه قرارگیری جسد نشان میدهد که مقتول در مکان دیگری کشته شده و سپس به صحنه جرم منتقل شده است. در این میان، حضور عجیب و شوکزده دختر مقتول در محل پیدا شدن جسد و تماسهای ناشناسی که خبر قتل را دادهاند، مسیر تحقیقات را به شدت پیچیده میکند. فراز که در محیط کار نیز به دلیل اقدامات جسورانه و تکرویهایش در عملیاتهای خطرناک مورد سرزنش مافوقهایش قرار دارد، با تکیه بر غریزه شکارچیگونهاش به دل خطر میزند. در دنیایی که تاریکی از هر سو او را احاطه کرده است، این کارآگاه داغدار باید همزمان با اندوه فلجکننده درون خود و قاتلی بیرحم مبارزه کند. آیا او میتواند پیش از آنکه فروپاشی روانی او را از پای درآورد، عدالت را در این پرونده پر از پنهانکاری اجرا کند؟
1
مرد غیر قابل نفوذ نشسته روی تخت وقتی خم شد و آرام صورت دخترش را بوسید، او یقین پیدا کرد سرگرد هیچ نقطه ضعفی جز همان جسم کوچک ندارد. هیچ کس نمی توانست به این مرد ضربه بزند مگر اینکه دست میگذاشت روی حنا دختر چند ماهه ی سرگرد فراز مهرجو.
2
این ضعف را، این حال بد را، این خم شدن زانوان و شکستن کمر را هیچ کس تا نمی دید، از او باور نمی کرد؛ از آن مرد سفت و سخت همچون سنگ، از او که همچون زره ای جنگی مستحکم و در برابر هر ضربه ای مصون بود.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید