دختری جوان برای فرار از کابوسهای گذشته با هویتی جعلی وارد زندگی جدیدی میشود، اما مردی مغرور که قسم خورده غرور او را بشکند، سایهبهسایه در تعقیب قلب اوست.
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
marabeb.PDF
پرستو عبادی دختری است که برای فرار از روزهای تلخ گذشته، با هویتی جدید به نام شقایق حکیمی قدم به اجتماع میگذارد. او به دنبال یافتن شغلی به عنوان وکیل در یک شرکت تجاری است تا بتواند زندگی تازهای را برای خود رقم بزند و گذشتهی کابوسوارش را به فراموشی بسپارد. در این مسیر، او با پیام درایت، مدیر جوان شرکت روبرو میشود که خود درگیر خاطرات عشق نافرجام گذشتهاش است. از سوی دیگر، سایه اتفاقات پیشین و رویارویی او با پارسا کیوانی، همچنان بر زندگی او سنگینی میکند. پارسا مردی مغرور و سرسخت است که در یک مهمانی مجذوب غرور و بیتفاوتی پرستو شده بود. او که همواره به خواستهشدن و تسلیم دیگران عادت دارد، سرکشی پرستو را به عنوان یک چالش بزرگ میبیند. پارسا قسم خورده است تا غرور این دختر دستنیافتنی را بشکند و قلب او را به تسخیر خود درآورد. اکنون پرستو در میان هویتی پنهان، شغلی تازه و احساساتی که در حال جوانه زدن هستند، باید مسیر آینده خود را پیدا کند. آیا او میتواند با نام جدیدش از بازیهای پارسا بگریزد، یا در نهایت وادار به تسلیم در برابر سرنوشت خواهد شد؟
1
با سرعت پلهها را دو تا یکی بالا میرفت تا خودش را زودتر به طبقهی پنجم برساند. وقتی قدم بر روی آخرین پله گذاشت، لحظهای ایستاد. نفسنفس میزد؛ انگار نفسش بالا نمیآمد. دستش را بر روی قلبش که بهشدت بر قفسهی سینهاش میکوبید گذاشت. نفس عمیقی کشید و ریههایش را از هوا پر کرد و بهشدت بیرون داد.
2
او با یک شناسنامهی جدید و با یک هویت تازه قدم به اجتماع گذاشته بود. او نام پرستو عبادی را فقط در ذهنش زنده نگه داشته و زندگی جدیدی را با شقایق حکیمی شروع کرده بود. او اولین قدم را برای فرار از گذشتهاش برداشته بود؛ گذشتهای که تا مدتها برای او جز یک کابوس چیزی برجای نگذاشته بود.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید