کارخانهدار ثروتمند و زخمخوردهای که در پیله خاطرات همسر درگذشتهاش اسیر است، با دیدن تلاشهای سرسختانه یک دختر خدمتکار برای بقا، در دو راهی اعتماد دوباره یا فرار همیشگی از گذشته گرفتار میشود.
برای مطالعه بخشی از کتاب فایل زیر را دانلود کنید
tardid.PDF
بهنود خجسته، کارخانهدار ثروتمندی است که پس از مرگ همسرش در پیلهای از تنهایی و خاطرات تلخ گذشته فرو رفته است. او که ضربه روحی سختی از ازدواج پرماجرای خود با نوشین خورده، اکنون تنها به کار و سرکشیهای ماهانه به کارخانهاش در اصفهان پناه برده است. هتل همیشگی و اتاق رو به زایندهرود، تنها جایی است که او میتواند با افکار آشفتهاش خلوت کند. اما این انزوای خودخواسته، با ورود ناگهانی دختری جوان به نام تینا به اتاق او در هم میشکند. تینا، دانشجوی مغرور و مستقلی است که برای تامین هزینههای سنگین خانوادهاش، به کار در هتل تن داده است. تقابل دنیای تاریک و پر از سوءظن بهنود با جسارت و تلاش بیوقفه تینا برای بقا، جرقهای از کنجکاوی و احساسات فراموششده را در وجود این مرد بیدار میکند. بهنود که به دلیل تجربه تلخ گذشته، در اعتماد کردن به دیگران دچار تردیدی عمیق است، اکنون بر سر دو راهی بزرگی قرار میگیرد. آیا او میتواند بر سایه شوم گذشته غلبه کند و دست یاری به سوی این دختر جسور دراز کند، یا ترس از تکرار اشتباهات، او را برای همیشه در همان اتاق نیمهتاریک و پر از حسرت محبوس خواهد کرد؟
1
از وقتی که همسرش فوت کرده بود در لاک خود فرو رفته کمتر با کسی معاشرت میکرد. اطرافش را آن قدر از کار پر کرده بود که وقت اضافه برای فکر کردن نداشت فقط مواقعی که بیکار می شد و یا هنگام استراحت خاطرات گذشته به سراغش می آمد. دلش میخواست آنها را فراموش کند اما با آن درد سنگینی که بر قلبش باقی مانده بود، آن را خارج از توانش میدید. او شکست بزرگی را در زندگی تجربه کرده بود، اما هر چه بیشتر به دنبال علت آن میگشت کمتر به نتیجه می رسید و همین او را آزار می داد.
2
او در زندگی هیچگاه زمانی را برای استراحت خود نگذاشته بود نمی توانست به درآمد اندک آن جا چشم بدوزد می بایست بیشتر تلاش می کرد تا بتواند درآمد بیشتری داشته باشد. مسئولیت یک خانواده روی دوشش بود. هزینه دانشگاه خودش و مدرسه خواهر و برادرش و از همه مهمتر خرج زندگی برای او کمر شکن بود.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید