بازگشت پنهانی دختری باهوش و مغرور از غربت سه ساله، او را دوباره در برابر رقیب دیرینه و جذابی قرار میدهد که قصد دارد با یک بازی پیچیده، غرور او را برای همیشه در هم بشکند.
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
shatranz 30.PDF
آفاق دختری باهوش، اهل مطالعه و گریزان از هیاهوی ظاهری است که دنیای آرام و پر از کتاب خود را به هر جمعی ترجیح میدهد. او در خانوادهای ثروتمند با خواهری بسیار زیبا و برادری مهربان زندگی میکند، اما همواره به دلیل تفاوتهایش با دیگران احساس انزوا دارد. ورود خانواده محمودی و پسر جذاب و بسیار مغرورشان به نام امید به حلقه دوستان نزدیک خانواده، آرامش درونی آفاق را به هم میریزد. امید با رفتارهای تحقیرآمیز و نگاههای از بالا به پایین خود، همیشه آفاق و دنیای کتابهایش را به سخره میگیرد. با این حال، آفاق دختری نیست که به راحتی تسلیم تحقیرها شود و در یک شب مهمانی با شکستی غیرمنتظره در بازی شطرنج، غرور امید را در مقابل دیدگان همه در هم میشکند. این پیروزی آغازگر نبردی پنهان و تقابلی عمیق میان آن دو میشود که مسیر زندگی آفاق را کاملا تغییر میدهد. شدت این کشمکش تا جایی پیش میرود که آفاق برای فرار از امید و فشارهای روانی او، جلای وطن کرده و سه سال تمام را در کشور کانادا در غربت میگذراند. اکنون او با مدرک دکترا و به صورت کاملا پنهانی به خانه بازگشته است تا در آرامش به کارهای نیمهتمامش برسد. اما امید که گویی همیشه یک قدم از او جلوتر است، بازگشتش را پیش از خانوادهاش متوجه شده و بازی جدیدی را برای او تدارک دیده است. آیا آفاق میتواند این بار از صفحه شطرنجی که امید برایش چیده جان سالم به در ببرد، یا دوباره مجبور به فراری ناخواسته خواهد شد؟
1
از پشت پنجره چشم به افق دوخته ام و کوچ پرستوها را می بینم که هرچه دورتر میشوند بیشتر اوج میگیرند و به خود می اندیشم. به لحظه ها و سالهای از دست رفته که تلاشم برای به اوج رسیدن بوده ولی همیشه در لحظه اوج او مرا وادار به فرود کرده است. به سالهای غربتم می اندیشم که برای فرار از او درد غربت را به جان خریدم ولی حالا بعد از سه سال باز به جای اولم برگشتم و نمیدانم او بیشتر گناهکار است یا خودم.
2
چنان از بازی خود سرمست و مغرور بود و از اینکه فرصتی پیدا کرده بود تا در جمع مرا به تمسخر گیرد خوشحال بود که اصلاً به حرکت مهره هایم حتی نگاه نمیکرد. در این میان بالاخره توانستم از تاکتیک خود استفاده کنم و در میان بهت همگان لبخند پیروزی را بر لبانش خشک کنم تا جایی که دستانش را به علامت تسلیم بالا آورد.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید