دور از من

از {{model.count}}
950,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

دختری پشت‌کنکوری که برای فرار از فشارهای خانواده و رسیدن به استقلال تلاش می‌کند، درگیر معمای ساکنان ویلای مرموز روبروی خانه‌شان می‌شود.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب فایل زیر را دانلود کنید

dorz 30.PDF

نیکا، دختری لجباز و سرکش است که در روزهای پرالتهاب پشت‌کنکوری، درگیر تنش‌های بی‌پایان با مادر سخت‌گیر خود است. او که به تازگی همراه با خانواده‌اش به آپارتمانی جدید نقل مکان کرده، ساعت‌های متمادی از وقت خود را به جای مطالعه دروس، پشت پنجره اتاقش می‌گذراند. نگاه نیکا به جای تمرکز بر کتاب‌های تست، به ویلای مرموز و ساکت روبروی خانه گره خورده است که تنها نشانه حیات در آن، یک اتومبیل گران‌قیمت پارک شده در حیاط است. در میان هیاهوی خانواده‌ای که اختلافات پنهان و آشکاری در آن جریان دارد، نیکا پناهگاه عاطفی خود را در برادر ناتنی‌اش رامین می‌بیند که به دلیل همین تنش‌ها، فرسنگ‌ها دورتر از خانه زندگی می‌کند. در کشاکش روزمرگی‌ها، شیطنت‌های جوانی با دوستانش مریم و شیدا، و فشارهای طاقت‌فرسای قبولی در دانشگاه تهران، نیکا در جستجوی راهی برای فرار از محدودیت‌ها و رسیدن به استقلال است. اما این پنجره که رو به خانه‌ای غریبه باز می‌شود، ذهن ماجراجوی او را به شدت درگیر کرده و رازهای پنهان آن لحظه‌ای او را رها نمی‌کند. آیا این کنجکاوی ساده قرار است مسیر زندگی نیکا را به سمتی پیش‌بینی‌نشده تغییر دهد یا تنها بهانه‌ای موقت برای فرار از دنیای واقعی است؟

جلوی پنجره ایستادم و به خونه ویلایی روبرو خیره شدم. یک ماه پیش دیپلم گرفتم و به این خونه جدید نقل مکان کردیم. آپارتمان ما طبقه ششم یک ساختمان هشت طبقه است توی یک خیابون که خلوتش با اتومبیل های گریزان از ترافیک در هم میشکنه. یک ماهه من عاشق پنجره اتاقم شدم که به روی این ویلای زیبا باز میشه. تنها مدرک حضور سکنه در آن تویوتا لندکروز مشکی پارک شده داخلش هست.



رامین پسر خوب و فهمیده ایه طوری که خانواده مامان منیژه خیلی دوستش دارند و بهش احترام میذارند اما طفلکی ها جرأت نمی کنند جلوی مامان منیژه اسمی از رامین ببرند. تو خونه بابا جوانب احتیاط رو رعایت میکنه و نیما براش فرقی نمیکنه فقط پول تو جیبش به راه باشه و سور و سات خوشگذرونیش مهیا هیچ چیز براش مهم نیست. لجباز خونه منم و هر چقدر دلم بخواد از رامین حرف میزنم و یاد میکنم. مامان نمی تونه زبونم رو کوتاه کنه میگه نمیخواد روی منو نسبت به خودش باز کنه و سلاحش در مقابل من اینه که خودشو به کری بزنه.

نویسنده
تینا عبدالهی
ناشر
علی
شابک
9789641931072
قطع
رقعی
سال انتشار
1389
تیراژ
2000 جلد
نوبت چاپ
دوم
میزان فروش تا کنون
4000 جلد
نوع کاغذ
سفید /تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
600 گرم
تعداد صفحات
584 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...