با عشق برگرد

از {{model.count}}
870,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

دختر جوانی پس از تصادف نامزدش، توسط پدرِ کینه‌توزِ او به عمارتی متروک تبعید می‌شود تا با برادرِ خشن و روان‌پریشِ نامزدش زیر یک سقف تاریک زندگی کند.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

sadatxz 30.PDF

نگار دختر جوان و یتیمی است که پس از یک حادثه رانندگی و از دست رفتن موقت حافظه نامزدش کیان، روزگار پرالتهابی را در عمارت خانواده صراف سپری می‌کند. بزرگ خاندان که کینه عمیقی از این دختر بی‌پناه به دل گرفته است، او را به گوشه‌ای متروک و تاریک از باغ بزرگشان، معروف به عمارت کوچیکه، تبعید می‌کند. این عمارت غبارگرفته و وحشتناک سال‌هاست که در انحصار کامیار، برادر بزرگتر و غیرقابل پیش‌بینی کیان، قرار دارد. کامیار مردی خشن، منزوی و لبریز از خشم است که هیچ‌کس حق ورود به حریم شخصی او را ندارد و از برادر کوچکترش نیز به شدت بیزار است. نگار در این عمارت ترسناک و در میان خشم‌های ناگهانی و رفتارهای جنون‌آمیز کامیار به دام می‌افتد و برای بقا می‌جنگد. او در فضایی وهم‌آلود نه تنها باید با رفتارهای خشونت‌بار برادرِ نامزدش دست‌وپنجه نرم کند، بلکه در حسرت دریافت خبری از وضعیت کیان نیز می‌سوزد. تقابل دختری تنها با مردی که هیچ بویی از عطوفت نبرده است، در کنار کینه‌های پنهان خانواده صراف، نگار را در هزارتویی از ترس گرفتار می‌سازد. آیا او می‌تواند از این تبعیدگاه تاریک جان سالم به در ببرد و عشق از دست‌رفته‌اش را دوباره بازیابد؟

1
توی یه خونه ی بزرگ با کلی آدم زندگی کردن و همیشه تنها سر میز صبحانه نشستن دیگه برای نگار عادی شده بود. آدمای این خونه عادت به با هم بودن ندارند هر کس ساز خودش را میزند و با قانون خودش زندگی میکند. تنها نقطه اشتراک افراد خانواده تصمیم گرفتن در مورد نگار و سعی در آزار دادن این دختر تنهاست؛ خصوصاً صراف بزرگه، رئیس خانواده که به نظر میرسه این اواخر تنها مشغله اش یافتن راه های جدید برای بیشتر آزردن دخترک شده و بس.
2
نگار تا صبح نخوابید گردنش درد میکرد هر چند دقیقه احساس خفگی به سراغش می آمد آن وقت مینشست چند سرفه می کرد و نفس های عمیق میکشید اما باز هم آرام نمیشد. هر چه فکر میکرد نمی فهمید چرا کامیار باید چنین برخوردی با او داشته باشد. همیشه شنیده بود که او تعادل ندارد اما تصور نمی کرد تا این حد دیوانه باشد که بی دلیل اقدام به خفه کردن یک آدم کند.

نویسنده
س.سادات
ناشر
علی
شابک
9789641930624
قطع
رقعی
سال انتشار
1390
تیراژ
2000 جلد
نوبت چاپ
دوم
میزان فروش تا کنون
4000 جلد
نوع کاغذ
سفید/تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
550 گرم
تعداد صفحات
544 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...