تا کجا با منی؟

از {{model.count}}
600,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

دختری دانشجو برای فرار از یک ازدواج تحمیلی با پسرخاله‌اش، درگیر ماجراهای پیش‌بینی‌نشده‌ای با استاد جوان و مرموز دانشگاهش می‌شود که مسیر زندگی‌اش را برای همیشه تغییر می‌دهد.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

talaha.PDF

روشنک، دختری جوان و دانشجو است که در گیرودار مشکلات مالی خانواده و روزمرگی‌های دانشگاه، با چالشی ناخواسته در زندگی شخصی‌اش روبه‌رو می‌شود. با بازگشت برادرش رامین پس از هفت سال دوری، امید به بهبود شرایط خانواده در دل او جان می‌گیرد، اما سایه سنگین یک ازدواج تحمیلی با پسرخاله‌اش فرهاد، آرامش روشنک را تهدید می‌کند. فرهاد که مردی سرد و بی‌تفاوت است، در دیداری پنهانی از روشنک می‌خواهد تا خودش به این وصلت خانوادگی پاسخ منفی بدهد و بار سرزنش‌های مادر و خاله را به دوش بکشد تا مسیر فرهاد برای مهاجرت کاری به جنوب هموار شود. در میان این کشمکش‌های خانوادگی و تلاش برای رهایی از این بن‌بست احساسی، ورود غیرمنتظره و معمایی یک استاد جوان و جذاب به نام یگانه به دانشگاه محل تحصیل روشنک، مسیر اتفاقات را دستخوش تغییر می‌کند. تقابل‌های ناخواسته، نگاه‌های پر از پرسش و حضور مداوم این استاد غریبه در مسیر زندگی دانشجویی او، نویدبخش ماجراهایی است که قلب روشنک را میان تردیدهای گذشته و اتفاقات هیجان‌انگیز آینده معلق نگاه می‌دارد. آیا روشنک می‌تواند از سایه انتظارات خانواده فرار کند و مسیر عشق و استقلال را برای خود رقم بزند؟

تکه اول:
این حس را دوست دارم؛ حس اینکه قلبت از دوست داشتن کسی مثل قلب یک گنجشک تند بتپد. اینکه حس کنی گرمای دستی می‌تواند تمام سرمای وجودت را به یک‌باره بزداید. حتی اگر از آن دست‌ها فاصله داشته باشی خواستنش زیباست؛ همین که به شوق کسی نفس بکشی، همین که چشمانت را ببندی و تصویر او پشت پلک‌های بسته‌ات نقش ببندد. و دنیا از آن تو می‌شود اگر چشم باز کنی و نگاهت در چشمان مشتاق و منتظر او گره بخورد.
تکه دوم:
ما برای هم خیلی تکراری بودیم؛ خیلی. از بچگی با هم بزرگ شده بودیم و با اینکه زیر و بم اخلاق هم را می‌دانستیم با هم سازگار نبودیم. از آن گذشته چهره‌هایمان هم تکراری بود؛ بی‌نهایت شبیه هم بودیم، طوری که در برخورد با غریبه‌ها فکر می‌کردند به جای رامین، فرهاد برادر من است. همان چشمان تیره و کشیده تکراری، همان موهای مواج و همان پوست گندمی.

نویسنده
لادن صهبایی
ناشر
علی
شابک
9789641930143
قطع
رقعی
سال انتشار
1394
تیراژ
500 جلد
نوبت چاپ
چهارم
میزان فروش تا کنون
3000 جلد
نوع کاغذ
سفید/تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
900گرم
تعداد صفحات
886 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...