دختری هفدهساله برای فرار از رسوایی و خشم پدر، تن به ازدواجی صوری با پسرعموی جذاب و قدرتمندش میدهد، بیآنکه بداند چه آیندهی مبهمی در این وصلت اجباری انتظارش را میکشد.
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
digarh.PDF
تداعی، دختر هفدهساله و دردانه خانواده، تنها با یک اشتباه و شبی شوم، اعتبار و آبروی خانوادهاش را به خطر میاندازد. پدرش، مسعود، که از این اتفاق به شدت خشمگین و ناامید شده است، برای پایان دادن به شایعات و حفظ آبروی از دست رفته، تصمیم میگیرد دخترش را به سرعت و به اجبار راهی خانه بخت کند. در میان بهت و حیرت همگان، کوروش، پسرعموی سیوچهار ساله، ثروتمند، جذاب و بسیار موفق تداعی که آرزوی هر دختری در فامیل است، برای ازدواج با او پیشقدم میشود. تداعی که از این فداکاری ظاهری بیزار است و کوروش را مقصر نابودی آیندهاش میداند، در ابتدا او را پس میزند؛ اما کوروش رازی را با او در میان میگذارد. او ادعا میکند که این ازدواج تنها یک توافق صوری برای رهایی تداعی از اجبار پدر و فرار خودش از فشارهای خانواده برای تشکیل زندگی مشترک است. تداعی با ترسی عمیق و پر از تردید، تن به این وصلت پر زرقوبرق میدهد و وارد زندگی با مردی میشود که هیچ علاقهای به او ندارد. اکنون این سوال باقی است که آیا کوروش به قول خود مبنی بر صوری بودن این ازدواج پایبند میماند، یا در پس این نقشه و فاصلهی سنی هفدهساله، سرنوشت و احساسات متفاوتی برای تداعی رقم خواهد خورد؟
1
مرد موفقی که همه چیز را یک جا داشت؛ جذابیت، موفقیت، موقعیت اجتماعی بسیار عالی، ثروت و احترام. انگار هر چیزی که برای عزیز بودن و دوست داشته شدن لازم بود، در وجود او خلاصه میشد. مرد موفق و جذابی که آرزوی هر دختری بود؛ هر دختری به جز او!
2
لباس غرق در سنگهای تراش خورده مثل الماس میدرخشید و ظرافت اندام باریکش را زیباتر از حد تصور به نمایش میگذاشت. بالا تنهی لباس با یقهای ایستاده و ظریف تا زیر گلویش را میپوشاند. جنس لطیف یقه از تور زیبایی با نقش و نگارهای ظریف بود که در راستای یقه با چینهایی ظریفتر و چشمنواز از روی سرشانهها تا مچ هر دو دست و روی سینههایش امتداد مییافت.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید