بازگشت ناگهانی و طوفانی سیاوش، جوان سرکش و قانونگریز خانواده در شب عروسی برادرش، آتش اختلافات کهنه را شعلهور کرده و قلب دختری جوان را به تعلیقی عاشقانه و ناخواسته میکشاند.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
taligh.PDF
در شب عروسی باشکوه سروش و تبسم، همه چیز آرام و بر وفق مراد به نظر میرسد تا اینکه جای خالی یک نفر بیش از هر چیز دیگری خودنمایی میکند. سیاوش، برادر کوچکتر و سرکش سروش، پس از ماهها غیبت و بیخبری، ناگهان درست در میانه مراسم از راه میرسد و با حضور پرانرژی و متفاوتش تمام معادلات را به هم میریزد. برخلاف سروش که پسری آرام، مطیع و مورد تایید خانواده سنتی و مذهبی شمس است، سیاوش جوانی بیپروا، جذاب و قانونگریز است که هیچیک از باید و نبایدهای پدرش را برنمیتابد.
حضور جسورانه و نگاههای مغرور سیاوش، نه تنها خشم پدرش را دوباره شعلهور میکند، بلکه توجه رها، دخترعموی زیبا و جوان عروس را نیز به شدت جلب میکند. رها که دختری باهوش و هنرمند است، در همان نگاه اول مجذوب تفاوتهای عمیق و جذابیت پنهان این غریبهی آشنا میشود. در حالی که تقابل نسلها و تضادهای عقیدتی میان سیاوش و پدرش هر لحظه پررنگتر میشود، کشش ناخواستهای میان او و رها شکل میگیرد که هیچکدام توان مقابله با آن را ندارند.
آیا سیاوشِ گریزپا که از هرگونه قید و بندی فراری است، در دام این احساس تازه گرفتار خواهد شد؟ تقابل این دو خانواده با روحیات کاملا متفاوت، چه سرنوشتی را برای این جوانان رقم خواهد زد؟ داستان، روایتی پرکشش از تضادها، عشقهای ناگهانی و رازهای پنهان در پس چهرههای بیتفاوت است.
1
همیشه پاییز که می رسد دلم برگ ریزان میشود نمی دانستم پاییز امسالم چه ارغوانی و زرد ویران میشود. شک ندارم که تاریخچه جنون به نبودن در نیمه شبی باز مجنون می شود.
2
انرژی سیاوش و دوستانش باعث حرارت مجلس شده و تمام جوانان را وسط کشیده بود. به جز نقطه بالای سالن که سیاوش برایشان چهره ای آشنا بود، بقیه با تحسین و تحیر به سیاوش نگاه میکردند تا بفهمند این جوان خوش قد و بالا و دلنشین کیست.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید